eitaa logo
اشتباه.
428 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
7 فایل
[ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_o2dsbx8&btn=اشتباهات ] فاجعه‌هایی که درون مغزم رخ میده ومن توهمی فکرمیکنم واقعین درصورتی که اصلا وجود ندارن، واینجا بخش کوچیکی ازاون فاجعه‌هاست. + محافظ: @The_second_mistake اگه کارواجبی بود: @StupidLiar
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کارخونه ی متروکه ☫
دقیقا بچه های کلاس ما هم خیلی عجیب شدن
اشتباه.
من و بچهای کلاس
بچها نمیدونید صبح خواب چی میدیدم
دیگه نباید هانیبال ببینم فکر کنم
اشتباه.
بچها نمیدونید صبح خواب چی میدیدم
خواب میدیدم مدرسه تموم شده ولی همه بچها جلوی بوفه جمع شده بودن آب‌جوش میگرفتن تا با خاکشیر قاطی کنن، من چون باید با اتوبوس میرفتم اعصابم از صف طولانی خورد شده بود. بعد کلی وایسادن بالاخره آب‌جوش و خاکشیر رو گرفتم، دویدم بیرون مدرسه داشتم میدویدم سمت ایستگاه دیدم اتوبوس رفت. گفتم میتونم بهش برسم، درحال دویدن بودم که لیوان خاکشیرم از دستم افتاد. شکست💔💔💔 تا رسیدم به ایستگاه اتوبوس رفت. یدونه دیگه ام پشت سرش بود اونم رفت. یدونه دیگه هم بود که حتی اونم رفت. نمیدونم شاید کور بودن منو ندیدن. چهارمی رو پریدم وسط خیابون که وایسه، وایساد. هرچی صبر کردم در عقب رو باز کنه سوار شم، نکرد. رفتم از در جلو سوار شدم. سوار که شدم دیدم همه اتوبوس پره و فقط دوتا صندلی سمت چپ اتوبوس در جلو ترین قسمت خالیه. مجبور شدم و اونجا نشستم. بعد یهو دیدم بعد من یه مرده ای سوار شد. لبخند زد. لبخندش آشنا بود. اومد کنارم نشست. تا قیافش رو نگاه کردم دیدم هانیباله.
ببنید یعنی رسما و واقعا ریدم تو خودم.
بعد هیچی دیگه یه نگاهی بهم کرد بعد من برگشتم مسافر های اتوبوس رو نگاه کردم، دیدم همشون قربانی های هانیبالن🌹 ریده بودم تو خودم. حتی ویل هم بود. مشکل این بود اینا با قیافه 6ای داغون شده ای بودن. در حدی که ویل نصف صورتش کنده شده بود.
بعد اینارو مه دیدم دوباره به هانیبال نگاه کردم و بعد از شدت ترس از خواب پریدم 🌹
واقعا نباید هاینبال ببینم بهم آسیب میزنه 🌹🌹
سلامت روانم اگه عکس بود: