𝙇𝙞𝙡𝙞𝙩𝙝'𝙨 𝙨𝙚𝙘𝙩𝙤𝙧★
📪 پیام جدید واس این عکس یه متن قشنگ بنویس #دایگو
میتوانست بوی مرگ باشد،
یا بوی عطر گلهای سفید بعد از باران.
اما او لبخند زد،
انگار وسط تمام این پژمردگی، هنوز چیزی برای دوست داشتن باقی مانده بود.
شاید خاطرهای، یا دروغی زیبا
که خودش را به بوی گلها شبیه کرده بود.
سرش را آرام بر بستر سپید گلها تکیه داد، نه برای گریه، بلکه برای اینکه حس کند هنوز هم میشود میان تمام سپیدیها،
سیاهی را دوست داشت.
،، گویی پناه آورده بود، نه به عطرشان، بلکه به سکوتشان.
چشمهایش، نیمهبسته و خسته، رد باریکی از رؤیا را دنبال میکرد—
نه از آن دست رؤیاها که به امید ختم میشوند، بلکه آنها که مثل اشکِ نریخته، در گلوی شب گیر میکنند.
بوی گلهای سفید، بوی وداع داشت.
نه مرگ، نه زندگی— چیزی در میان، چیزی بینام و بیصدا. که تنها دلهای ویران آن را میشناسند. لبخندش، چون زخم شفانای یک خاطره، بر لب خشکیده بود. و نگاهش…
نگاهش انگار در گُلها گم شده بود،
در وسوسهی دوباره دوست داشتن چیزی که هرگز بازنمیگردد.
امضا؛ لیلیث.
𝙇𝙞𝙡𝙞𝙩𝙝'𝙨 𝙨𝙚𝙘𝙩𝙤𝙧★
26- امروز چگونه گذشت؟ بیست و شیشمین روز تابستون= 2025/07/17
27- امروز چگونه گذشت؟
بیست و هفتمین روز تابستون= 2025/07/18
𝙇𝙞𝙡𝙞𝙩𝙝'𝙨 𝙨𝙚𝙘𝙩𝙤𝙧★
27- امروز چگونه گذشت؟ بیست و هفتمین روز تابستون= 2025/07/18
★- گوربا
★- پاساژژژ