eitaa logo
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
24 دنبال‌کننده
41 عکس
2 ویدیو
0 فایل
𝚆𝚎 𝚊𝚛𝚎 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛𝚜, 𝚠𝚎 𝚍𝚘𝚗'𝚝 𝚌𝚛𝚢. 𝚆𝚎 𝚋𝚕𝚎𝚎𝚍 𝚘𝚗 𝚙𝚊𝚙𝚎𝚛:) خودم اینجام: @Lilith_raining
مشاهده در ایتا
دانلود
.✦ تمرین: نوشتن با دیدگاه‌های متضاد همزمان. هدف: مغزت یاد می‌گیره همزمان چند دیدگاه متفاوت و حتی متضاد رو درک و پردازش کنه، این تمرین هم خلاقیتت رو بالا می‌بره هم توانایی حل مسئله و همدلی رو تقویت می‌کنه🤏🏻 (دیگه چی بهتر از این) مرحله ۱ – انتخاب موقعیت: یک موقعیت ساده رو انتخاب کن، مثلاً: «یک نفر روی پل تنها ایستاده و باران می‌باره.» مرحله ۲ – تعریف شخصیت‌ها: دو یا سه شخصیت با دیدگاه کاملاً متفاوت بساز: یک نفر عاشق باران و سکوت شب است. یک نفر از باران متنفره و حس تنهایی شدید داره. یک نفر شاید بی‌تفاوت باشه اما ذهنش پر از فکرهای عجیب و فلسفی‌ست. مرحله ۳ – نوشتن همزمان: حالا سعی کن صحنه رو دوباره و دوباره، از نگاه هر سه شخصیت بنویسی، اما به‌طور همزمان. یعنی هر جمله یا هر پاراگراف باید طوری باشه که حس شخصیت‌ها تو درون هم بازتاب داشته باشه، حتی اگر با هم متناقض باشن. مثال: "باران روی شونه‌هاش می‌ریخت، حس آرامش عجیبی داشت، اما در گوشه ذهنش نگران تنها موندن بود و همانطور که آب روی صورتش می‌خورد، صدای دلشوره‌ی قلبش بلندتر می‌شد." مرحله ۴ – ادغام و پیچیدگی: بعد از نوشتن، تلاش کن هر سه دیدگاه رو در یک صحنه تلفیق کنی بدون اینکه تضادها حذف بشن. این باعث می‌شه ذهن‌ت به همزیستی همزمان احساسات و تفکرات متناقض عادت کنه. 💡 نکته نهایی چیه؟ وقتی این تمرین رو مرتب انجام بدی، می‌بینی که داستان‌هات غنی‌تر و شخصیت‌ها واقع‌گراتر می‌شن، مغزت راحت‌تر بین دیدگاه‌های مختلف «پرش» می‌کنه، و حتی توی زندگی واقعی راحت‌تر با پیچیدگی‌ها و تضادها کنار میای 3:>
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از 𝑆𝐸𝐶𝑅𝐸𝑇 ♡༻
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Lilith_writing/44 منم یه نویسنده هستم،البته تازه کار که نیستم یه جورایی می شه گفت از کلاس ششم همینطوری برای خودم داستان نویسی رو شروع کردم اولین داستانی که نوشتم شب نفرین شده توی ۱۲ سالگی بود ولی جالب بود،اما وقتی وارد دوره ی متوسطه شدم اون داستان چون رمان طور بود قبول نکردن منم زیاد چون توی ۱۲ سالگی ذهن نویسندگیم حالت بچگونه ای داشت اون داستان رو دیگه ادامه ندادم و از ۱۳ سالگی شروع کردم به داستان نویسی و توی مسابقات داستان نویسی مدرسه شرکت کردم با داستان رز های آبی،و رتبه ی دوم رو اوردم،داستانم در ژانر روانشناسی بود، امسال هم این ژانر رو ادامه می دم اما چندتا ژانر دیگم قراره اضافه کنم و اسم داستان امسالم وکلای تسخیر شده هست لطفا اگر می شه نحوه ی چک نویس داستان رو هم بزار
چقدر خوب که توی مسابقات شرکت کردی و اجازه ندادی هنرت از دست بره :)))) اسم رمان‌ هات خیلی جذابه مشتاق شدم بخونم. OK
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
.✦ چک‌نویس داستان؟ چطوری به رمانم و اوایل کار نظم بدم؟
شروع هر کاری، بهم ریختگی خاص خودش رو داره. پس اوایل کار فقط روی این جمله تمرکز کن : "بعد از یه مدت همه‌ی این کاغذ های بهم ریخته، منظم میشن." 1. نوشتن آزاد (Free Writing): مداد/خودکار یا کیبورد رو محکم توی دستات بگیر! و داستان رو بدون فکر کردن به غلط املایی/غلط تایپی، نقطه‌گذاری یا نظم بنویس. فقط روی ایده‌ها و جریان داستان تمرکز کن. (میتونی روی ورقه بنویسی، یا توی نوت گوشی. لیترالی انتخاب با خودته) 2. ساختاردهی اولیه: صحنه‌ها و فصل‌ها رو مشخص کن؛ شخصیت‌ها و نقش‌شون رو یادداشت کن، مثل کارت شناسایی کوتاه برای هر شخصیت. ( یه سایت داشتم برای این کار پیداش میکنم) 3. ثبت دیالوگ‌ها و جزئیات مهم: هر دیالوگی که به ذهنت میاد بنویس، حتی اگه بعداً تغییر کنه. جزئیات محیط، زمان، لباس، هوا و حتی حس‌ها رو سریع بنویس. 4. علامت‌گذاری نکات بعدی: جاهایی که ایده‌ی بهتری می‌خوای یا چیزی کم داری با علامت خاص مشخص کن: مثلاً «TODO» یا ستاره ★ 5. بازبینی سریع: بعد از نوشتن چک‌نویس، یک نگاه کلی بنداز، بدون ویرایش جزئیات زیاد. ببین جریان داستان منطقیه یا نه، شخصیت‌ها ثابت هستن یا نه. 6. سلایق : نویسنده با نویسنده فرق داره، ممکنه یکی روحیات‌ش دنبال جنب و جوش و چیز های جالب باشه، یکی ممکنه صرفاً به طرح اصلی اهمیت بده. به هر حال، سایت هایی هستن که میتونن به شما توی تک تک روند ها کمک کنن.
فردا راجب تفاوت چیدمان های رمان ها و ژانر ها، صحبت میکنیم.
اهم اهم، بانو های نویسنده می‌تونم شروع کنم؟
.✦ چیدمان ها برای هر سبک رمان، یکسان نیستن. پس چطوری بنویسیم؟
.✦ اول از همه، ساختار پایه همیشه هست ولی انعطاف‌پذیره. هر داستانی معمولاً چهار ستون اصلی داره: شروع/معرفی: شخصیت‌ها، فضا، وضعیت اولیه. گره‌افکنی: اتفاقی که زندگی شخصیت رو عوض می‌کنه. اوج/بحران: بزرگ‌ترین چالش یا درگیری. پایان/نتیجه: حل شدن بحران یا تغییر شخصیت. این چهارچوب تو همه‌ی ژانرها هست، اما شکل و طول هر بخش عوض میشه🤏🏻