eitaa logo
اتاق زیرشیروونی
32 دنبال‌کننده
169 عکس
25 ویدیو
0 فایل
موسیقی سکوت صدایی شنیدنی‌ست. / بگذار گفت‌وگو به زبان هنر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
نمی‌دونم، مثلا‌ یهو می‌شینم زل می‌زنم به دیوار و با یه آدم خیالی تو ذهنم شروع می‌کنم به بحث‌ کردن و توضیح دادن درست و غلط. بعضی وقتا نازی نازیش می‌کنم و یه زمانایی هم چیزمیز پرت می‌کنم طرفش. انگار آدمای اطرافم، اتفاقاتی که بینمون افتاده، چیزایی‌ که دیدم و شنیدم همشون توی اون فرد خیالی جمع شدن؛ و تمام جواب ها و عکس‌العمل هام واسه همون فرده. درنهایت می‌بینم دو ساعته همینجوری نشستم و دارم این کارو می‌کنم. فقط اگه بلد بودم کجا چی بگم و اون طور که باید رفتار کنم، حسرت گفتن یه حرفایی اینجوری تو دلم نمی‌موند که بعد بخواد این شکلی عقده گشایی بشه...عجیبه.
"Forever" is about memories, little girl. Not people.
مسجد سهله>>>
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب که به امید تو خوش آب روانی دارد گوی خوبی که برد از تو که خورشید آن جا نه سواریست که در دست عنانی دارد دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی آری آری سخن عشق نشانی دارد خم ابروی تو در صنعت تیراندازی برده از دست هر آن کس که کمانی دارد در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد با خرابات نشینان ز کرامات ملاف هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای هر بهاری که به دنباله خزانی دارد مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد حافظ
Who am I?
یه چایی تلخ بهتر از تلخی بی چایانه
هدایت شده از Tweety
‌اَه به شما استاد که منو از زیر پتو کشیدی بیرون.
درمورد هنر باهم حرف بزنیم. فلسفه، علومی که دوستشون داریم، دلیل و عمق علایقمون نسبت به چیزای مختلف. طبیعت، آسمون و راز های درونش، رویاهای بزرگ و کوچیکمون. درمورد چیزایی که خوشحال یا ناراحتمون می‌کنه، درمورد دیدگاه و نگرشمون نسبت به خلقت و پشت پرده‌ی اون. درمورد یه موضوع باحال باهم بحث و تبادل نظر کنیم. ببینیم که می‌شه بدون جنگ و دعوا ساعت ها صحبت کرد و خسته نشد، ببینیم که می‌شه به خاطر افکار و عقاید مختلف کینه و دشمنی نساخت. یعنی چی که مهم‌ترین دغدغه‌مون شده استوری فلان شخص و صبح به خیر گفتن یا نگفتن فلان پسر؟ چرا باید ظرفیت انقدر پایین باشه که کوچیک‌ترین چیزا بهمون بر بخوره و دست بزن داشته باشیم؟ چی شد که یاد گرفتیم بحث‌ و صحبت دوستانه به معنای دعواست و تبادل نظر به معنای شستشوی مغزی؟ آره درسته قرار نیست همه مثل هم فکر کنن، ولی کی تو ذهنمون فرو کرد که یه درصد از بقیه بهتریم؟ کی بهمون گفته تمام تراوشات ذهنی‌مون درست و بی‌نقصه که حتی حاضر نیستیم به نظرات متفاوت گوش کنیم؟ چی شد که رسم انسانیت رو فراموش کردیم؟
کربلا، بر تن هر خیمه نشسته همان شعله که امروز، مشعلی گشته به دست سمبل جنگ و شرارت نامش آزادی، و تمثیل اسارت آتش افروزی این دوزخیان، شیوه‌‌ی نمرود انس دارند شیاطین همه با آتش و با دود...