اتاق زیرشیروونی
از بین هزاران وسیله چطور میتونم انتخاب کنم کدوم بیشتر از همه مورد علاقمه؟ فیالحال پوآرو و متعلقات
از وقتی این عکسو گرفتم همهی وسایلم دارن از جلوم رد میشن و دارم میبینم که چقدر انتخابهای شاهکاری داشتم و عکس نگرفتم
روز پنجم
یه نامه به خود کوچیکترت
قرار نیست با مهربونی حرف بزنم چون چیزی نیست که لایقش باشی. میشناسمت، با زبون خوش به هیچ جا نمیرسی، همیشه همینطور بوده. اگه تو طول مسیر هزاران بار سرت به سنگ نخورده بود معلوم نبود الان سر از کدوم بیابون درآورده بودی و دیگه هیچکس ذرهای تلاش واسه برگردوندنت نمیکرد.
تموم اون انتخاب های اشتباه الان مارو به اینجا رسوندن، تموم اون دردسرسازی ها و تخطی از قوانینی که به نفع خودت بوده و دورشون زدی. که چی؟ اون چند دقیقه خوشی میارزید به اون همه زجری که تحمل کردی؟ شرمنده ولی یه سری از اون کارارو نمیتونم اسمشونو اقتضای سن بذارم، یه سریاشون واقعا احمقانه بودن.
به موقع سراغ اونی که باید نرفتی، به موقع از اونی که باید فاصله نگرفتی. وقتی هم که نتیجه رو دیدی زمین و زمونو مقصر دونستی و سعی کردی خودتو تبرئه کنی. شد؟ نشد.
ولی خب شایدم یه موقع هایی باید سرت به سنگ میخورد تا آدم شی، شاید هنوزم سنگهای زیادی جلوی راهتن. توروخدا بیشتر از این خرابکاری نکن، زندگی تو فقط به خودت مربوط نیست.
امیدوارم نیاز نباشه چند سال دیگه دوباره این چیزارو به خودم بگم، امیدوارم.
#خزعبلات