یکی از کتابای مورد علاقمو آوردم که ورق بزنم، و بذارید جملاتی که خیلی دوستشون دارمو نشون بدم
+همیشه قسمت بزرگی از حقیقت پنهان است فرزندم، چرا که واقعیتها آنان را پوشاندهاند و مردمان همیشه فریبخوردهی این واقعیتها هستند
-مگر حقیقت همان واقعیت نیست؟
+واقعیت آنی است که حاکم و رایج است اما حقیقت آنی است که باید باشد و نیست. ارزش انسانها به تلاشی است که برای هویدا ساختن حقیقتها میکنند؛ نه پذیرفتن واقعیتها. برای همین است که پیامبران باارزشترین انسان ها بودهاند.
اتاق زیرشیروونی
+همیشه قسمت بزرگی از حقیقت پنهان است فرزندم، چرا که واقعیتها آنان را پوشاندهاند و مردمان همیشه فری
به نظر منم همینطوریه. ما صرفاً اون چیزی که وجود داره رو میبینیم و بعضاً میپذیریم. معمولاً بدون تفکر بیشتر، بدون تحقیق و بررسی؛ و خب بعضی وقتا چون این واقعیتها رنگ و لعاب جذابی هم دارن خیلی سریع قبولشون میکنیم. مثل این میمونه که شغل آیندهمونو از رو ریلزای خوشآبورنگ اینستا انتخاب کنیم.
اینجا اشاره کرد به پیامبران. فکر میکنم یکی از دلایلی که خدا چنین مسئولیتی بهشون داد هم همین ویژگی عمق نگری و به دنبال حقیقت گشتن بود. اونا قبل از پیامبر شدن هم آدمایی بودن که میگشتن دنبال علت و معلول، از خود مردم بودن و با دغدغهها و افکار زمان خودشون کاملا آشنا. اینطور نبوده که چشم و گوش بسته طبق باور و اعتقاد خانواده و اطرافیانشون جلو برن، خودشون مستقلاً تلاش کردن واسه سوالاتشون حتی دربارهی وجود خدا تحقیق کنن. وقتی تصمیم بگیری بری دنبال اون چیزی که درسته و بگردی ببینی آخر و عاقبت هر کاری چطوره، قطعاً زحماتت هم بینصیب نمیمونه و خدا کمک میکنه جوابی که دنبالشی رو پیدا کنی.