هدایت شده از غینِ غم
مسئلهی مبرهنی که وجود دارد این است، آدمها نسبت به کار یا رفتاری که ممکن است انجام دادنش احساسی مانند گیلتی پلژر داشته باشند یا بدانند ممکن است بابت کار و رفتاری که انجام میدهند قضاوت شوند خود را دیس میکنند و به عملی که خود انجام میدهند توهین میکنند؛ قبل از اینکه توهین بشنوند.
هدایت شده از غینِ غم
مثالی ملموس میآورم برایتان دونپایهها:
آدمیزادی آهنگ مورد علاقهاش را پلی میکند و چون شاید وضعیت سلیقهاش مانند روانش شخمی و کرینچ باشد و قبل از اینکه سایر شنوندهها لب به اعتراض بگشایند، خود بگوید: وای با این آهنگ از خنده پاره میشم.
تمام. این بود از جلسه انسانشناسی امروز