این زن را نمی توان شکست داد!
زنی که می تواند با صدای گنجشک ها به وجد بیاید ...
زنی که می تواند با استکان چای تازه دمش ،حال همه را خوب کند...
زنی که می تواند کتاب بخواند ، ورزش کند ، آواز بخواند ،خیاطی کند...
زنی که می تواند ساعت ها گپ بزند و قهوه بنوشد...
زنی که می تواند آنقدر ترانه (بوی باران )را بخواند که گندم زار گیسوانش بوی باران بگیرد...
زنی که می تواند قصه های سرزمین مادری اش را برای کودکانش لالایی کند...
زنی که می تواند با صدای بلند فکر کند...
با صدای بلند بخندد، می تواند برقصد ، و با تمام شجاعت بجنگد ...
همان زنی است که هیچکس نمی تواند اورا شکست دهد !
تو قهرمان زندگی خودت باش !
تا تو نخواهی هیچکس توان شکستت را ندارد...!
(تقدیم به زنان سرزمینم)
گفتم: میدونی؟ کاش زندگی عین یه نوار کاست بود
گفت: نوار کاست؟ چطور مگه؟
گفتم: چون اگه هر جاشو دوس داشتی، میشد با یه خودکار برش گردونی عقب.
گفت: آخه مشکل اونجاست اگه این کاستو برگردونیش عقب، فقط قسمتای قشنگش نمیاد که، همه چیش برمیگرده عقب
دوباره باید بشینی ببینی برای لبخندی که الان میزنی، قبلش چقد گریه کردی