هرزگاهی هم بايد دورشوی از هياهوی دنيا، قيد منطقت را بزنی و تا سرحد مرگ ديوانگی كنی!
گاهی تنها ديوانگی علاج كاراست
میگفت نجات دهنده در آینه است ولی بیاید قبول کنیم نجات دهنده گاهی خانواده است،پارتنره، رفیقه، یه کتابه، یه پادکسته، یه مهارته، یه پیاده رویه، یه قهوست، یه حمومه، گاهی آشنایی با آدمها و تجربههای جدیده، شاید یه فیلم یا سریاله، موسیقیه، تراپیسته، همیشه دنبال نجات دهنده تو آینه نگرد، اون هم گاهی خسته میشه و از پس خودش بر نمیاد.
این زن را نمی توان شکست داد!
زنی که می تواند با صدای گنجشک ها به وجد بیاید ...
زنی که می تواند با استکان چای تازه دمش ،حال همه را خوب کند...
زنی که می تواند کتاب بخواند ، ورزش کند ، آواز بخواند ،خیاطی کند...
زنی که می تواند ساعت ها گپ بزند و قهوه بنوشد...
زنی که می تواند آنقدر ترانه (بوی باران )را بخواند که گندم زار گیسوانش بوی باران بگیرد...
زنی که می تواند قصه های سرزمین مادری اش را برای کودکانش لالایی کند...
زنی که می تواند با صدای بلند فکر کند...
با صدای بلند بخندد، می تواند برقصد ، و با تمام شجاعت بجنگد ...
همان زنی است که هیچکس نمی تواند اورا شکست دهد !
تو قهرمان زندگی خودت باش !
تا تو نخواهی هیچکس توان شکستت را ندارد...!
(تقدیم به زنان سرزمینم)