ناو هواپیمابر جرالد فورد پس از یک نبرد دلیرانه و قهرمانانه با لباسشوییها و کاسه توالتها و تجهیزات آشپزخانه و بعد از خسارات سنگین با سر بلندی به ایالات متحده امریکا برگشت.
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه کار قشنگ درباره بمبارون پل B1
و بعدش...
خودتون ببینید
چندین احساس همزمان باهم تو آدم بوجود میاد
◾️@MASHOUF401
✅ چهار پرسش از «توهم ضعف اسرائیل» تا «هزینه خون نخبگان»
چند سال پیش، «یک عده» با اطمینان تمام در گوش ما میخواندند: «اسرائیل ترسو است، از رویارویی با ما میترسد. و هیچ وقت جنگ نمیشود» این جمله در اتاقهای فکر، نشریات و حتی برخی محافل نظامی تکرار شد تا بدل به یک «باور راهبردی» گردد. اما امروز، مجبوریم برگردیم و چهار پرسش اساسی را با صراحت از خود بپرسیم. پرسشهایی که پاسخ به آنها، نقشه راه آینده را ترسیم میکند.
🔹 پرسش اول: چرا مدعی میشدند «اسرائیل ترسو است»؟
پاسخ: این مدعا برآمده از تحلیل واقعی نبود، بلکه محصول سه خطای شناختی بود:
۱. آنها تقریبا هیچ مطالعه ای از یهود و اسرائیل نداشتند. حتی یک دوره ساده در این خصوص شرکت نداشتند و آنها را از حیث روانشناختی و ماهیتی نمیشناختند.
۲. در ذهنشان بازدارندگی جادویی بود. فرض اینکه توان موشکی ایران، خط قرمزی است که هیچ کس از آن عبور نمیکند، اشتباه بود. آنها با این که تا حدود زیادی از قدرت نظامی ما خبر داشتند، اما حمله کردند.
۳. تحقیر دشمن به جای دشمنشناسی، کار را بر ما دشوارتر میکند. قرآن میگوید «فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» (او را به دشمنی بگیرید، نه این که بین خودتان بنشینید و صرفا او را مسخره کنید). اما آنها به جای این که ته و توی ماهیت و قدرت او را تشریح کنند، صرفا اسرائیل را یک «بزدل بیعرضه» تعریف کردند.
🔹 پرسش دوم: اگر ترسو بود، چرا مشتاقتر از آمریکا به جنگ شد؟
پاسخ: این «جسارت» ریشه در تفاوت منافع راهبردی داشت:
۱. اسرائیل یک بازیگر وجودی است. تهدید ایران برایش یک «بازی» سیاسی نیست، بلکه خط قرمز بقاست.
۲. پنجره فرصت؛ تضعیف محور مقاومت و افول نسبی بازدارندگی، اسرائیل را به این نتیجه رساند که «همین حالا بزن، بعداً سختتر میشود».
۴. هزینه متفاوت؛ اسرائیل میتواند تلفات و خسارت اقتصادی سنگینتری را برای «حذف تهدید هستهای» تحمل کند، در حالی که آمریکا صرفا از آتشسوزی در منطقه و شوک نفتی میترسد.
👈 پس «ترسو» نبود؛ «محاسبهگرِ بیرحم» بود. و ما محاسباتش را دست کم گرفتیم.
📚 بارها در آثارم از ترسو نبودن و محاسبه گر بی رحم بودن دشمن گفتم و نوشتم اما متاسفانه یک مشت احمق بی سواد نفوذی خدانشناس ما را متهم به بزرگنمایی از دشمن و قوی جلوه دادن دشمن کردند. حالا بفرمایید. تحویل بگیرند. بدون شک قیامتی هم هست و باید در پیشگاه خدا جواب پس بدهند.
🔹 پرسش سوم: آیا خود اسرائیل این روایت ضعف را طراحی نکرد؟
پاسخ: این محتملترین و تراژیکترین فرضیه است. اسرائیل به خوبی میدانست که اگر ایران او را «فوققدرتِ آمادهبهحمله» بداند، همه ظرفیتهای بازدارنده خود را به کار میگیرد. اما اگر ایران او را «ترسو و فلج» فرض کند، برخی از توانمندیها را غیرفعال میگذارد یا دستکم با سرعت کمتری بهروز میکند.
عملیات فریب راهبردی احتمالاً در این روایت دخیل بوده است👈 اسرائیل با نشت اخبار جعلی، لابیهای سیاسی در غرب، و حتی رفتارهای متناقض، سعی کرد تصویر «ضعف» را تثبیت کند. نتیجه؟ ما در برخی حوزهها از جمله سامانههای هشدار زودهنگام و طرحهای جایگزین و مسائل پدافندی غافلگیر شدیم. فرقی نمیکند این فریب «عمدی» بوده یا «سهوی»؛ ما قربانی یک «بازی شناختی» شدیم.
🔹 پرسش چهارم: بالاخره جنگ شد و ضربات سنگینی خوردیم. درس چیست؟
پاسخ: جنگ شد و صدهانخبه، فرمانده، دانشمند، متخصص، و فرماندهان محور مقاومت از دست رفتند. هزینه این محاسبه نادرست، خون نخبگانی است که جایگزین ندارند.
⛔️درس روشن است⛔️
باید هر جملهای که بگوید «هیچوقت جنگ نمیشود» را از قاموس تحلیل راهبردی حذف کنیم.
کار درست این است که:
۱. سناریوی جنگ همیشه روی میز باشد.
۲. کمترین احتمال را هم جدی بگیریم و برای بدترین حالت آماده شویم.
۳. به جای «دست کم گرفتن دشمن»، او را با تمام توان و حیلهاش بشناسیم.
امروز، وظیفه ما صرفا عزاداری نیست؛ بلکه بازخوانی مستند خطاها، باز کردن پرونده توهمات، و بازسازی معماری دفاعی بر پایه «واقعبینی تراژیک» است.
نباید بگذاریم تحلیلگرانِ دیروز، امروز همان جملهها را با لباسی نو تکرار کنند.
ما به احترام آن صدها نخبهای که در آتش «ما خیال میکردیم» سوختند، مدیونیم که بگوییم: «از این پس، هر کس گفت "دشمن ترسو است"، از او مدرک بخواهید. هر کس گفت "جنگ نمیشود"، بپرسید برنامهات برای "وقتی که شد" چیست. و هر کس روایت ضعف دشمن را به عنوان تحلیل فروخت، بدانید یا نادان است یا مأمور.»
یادمان باشد که؛
«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»
خدا سرنوشت قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان آنچه را در وجودشان است تغییر دهند.
وقت تغییر فرا رسیده است.
✍ حدادپور جهرمی
#اللّهُمّ_عَجّلْ_لِوَلیّکَ_الفَرج🤲
◾️@MASHOUF401
✍ بذر اعتماد
مدیر جدیدی که مشتاق بود خود را ثابت کند، از مدیر ارشد سازمان دانهای کوچک دریافت کرد. مدیر ارشد به او گفت:
«از این محافظت کن و آن را پرورش بده؛ پتانسیل آن بزرگتر از آن است که میتوانی تصور کنی.»
مدیر جدید تمام دستورالعملهایی که میتوانست پیدا کند را دقیقاً دنبال کرد. آن را آبیاری کرد، نور خورشید به آن داد و شرایط مناسب فراهم کرد و مراقب بود آسیبی به آن نرسد.
هفتهها گذشت و هیچ جوانهای ظاهر نشد. کمکم تردید به سراغش آمد. با خود فکر کرد شاید دانه بیارزش بوده یا شاید خودش در انجام این مسئولیت موفق نبوده است.
اما درست زمانی که نزدیک بود تسلیم شود، جوانهای کوچک از خاک بیرون آمد. ضعیف بود، اما زنده و امیدوارکننده. پس مدیر با انگیزه بیشتری مراقبت از آن را ادامه داد.
به مرور زمان، جوانه به تاکی قوی تبدیل شد و گلهای زیبایی به بار آورد که هیچگاه مشابه آن را ندیده بود. روزی مدیر ارشد بازگشت. نگاهی به گیاه انداخت و لبخندی زد، نه به تاک عظیم، بلکه به مدیر. و سپس به او گفت:
«میبینی؟ دانه پتانسیل عظیمی داشت؛ اما برای آشکار شدن به صبر، توجه و محیطی امن نیاز داشت. نقش یک مدیر فقط اجرای دستورالعملها نیست؛ بلکه ایجاد محیطی برای شکوفایی آن پتانسیلها است.»
مدیریت موفق یعنی دیدن و پرورش دادن استعدادها، حتی زمانی که هنوز آشکار نشدهاند. ایجاد محیطی امن، همراه با صبر و حمایت، زمینه رشد افراد و سازمان را فراهم میکند.
کشف استعدادها و پتانسیلهای پنهان توسط مدیر، افزایش وفاداری پرسنل و شکلگیری امنیت پایدار در یک مجموعه را در پی دارد.
◾️@MASHOUF401
منابع خبری :
وزیر کشور پاکستان حامل پیام مهمی برای ایران است.
◾️@MASHOUF401
هربار که نحوه به رهبری رسیدن آیه الله سید مجتبی خامنه ای را مرور می کنم فقط یک چیز برایم مسجل می شود :
«معجزه ، معجزه، معجزه»
- زنده ماندن به نحوی معجزه آسا
- داستان خبرگان و نحوه تشکیل جلسه و مسائلی که در حاشیه آن رخ داد.
- اهتمام دشمن غدار در ترور و ناکام ماندن آن به لطف خدا تا کنون
ای کاش می شد روزی بدون پرده درباره هرآنچه گذشت سخن گفت
◾️@MASHOUF401