مرد غسال به جسم و سر من خورده نگیر
سالیانیست که از داغ حسین لطمه زنم
چو بخوانید سر قبرم دمی روضه شام
سر خود با سنگ لحد میشکنم
احساسمرابخوانزچشمانم
طفلیدلمنزبانندارد
ایکاشکربلابمیرم
کربلابمیرم
آیکَربوبَلآمرابغلکن