- مَتروح .
زیادی دل بستیم از ابتدای ِخلقت هم قرار بر ماندن ابدی نبود ؛ آمده بودیم که رسالت خود را انجام دهیم و بعد با خیالی آسوده رهسپار شویم ؛ ولی زیادی دل بستیم و فکر کردیم حالا حالا ها قرار است بمانیم دریغ از آنکه با هر دم و بازدمی و هر ثانیه ای که از عمرمان که میگذرد یكقدم به سوی مرگ نزدیك میشویم : إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ 🤎 .
- مَتروح .
یك روز ، بلکه پنجاه سال ِدیگر موهای نوه ات را نوازش میکنی در ایوان ِپاییز و به شعرهای شاعری میاندیشی که در جوانی ات عاشق ِتو بود 🧡 .
- مَتروح .
در فکر چشمهای تو بود ، به آینه نگاه کرد ، خندیده بود ، یك ماضی بعید که ممکن شده بود 💙 .
- مَتروح .
من واقعا معنای دوستت دارم را نمیدانم ولی فکر میکنم این جمله یعنی مرا اینجا تنها رها مکن 💛 .