eitaa logo
مسجد جامع امیرالمومنین علیه السلام شهرستان ملارد
381 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
454 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰تمام آنچه را که خدا به علیهم السلام داده به صلی الله علیه و آله و صلوات الله علیه نیز داده شده... 🔹 رُوِیَ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام أَسْأَلُکَ عَنْ شَیْ ءٍ أَنْفِی عَنِّی بِهِ مَا قَدْ خَامَرَ نَفْسِی؟!! 🔹ابو حمزه ثمالی می‌گوید: به علیه السّلام عرض کردم: [اجازه می‌دهید] از شما درباره مساله‌ای بپرسم تا آنچه که مرا بیمار کرده از بین برود؟!! ✨ قَالَ: ذَلِکَ لَکَ 🔸 حضرت فرمودند: این حق برای تو است (یعنی سوالت را بپرس) 🔹 قُلْتُ: أَسْأَلُکَ عَنِ الْأَوَّلِ وَ الثَّانِی؟!! 🔹عرض کردم: از شما درباره از و می‌پرسم؟!! ✨ فَقَالَ عَلَیْهِمَا لَعَائِنُ اللَّهِ کِلَاهُمَا مَضَیَا وَ اللَّهِ کَافِرَیْنِ مُشْرِکَیْنِ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ 🔸 حضرت فرمودند: لعنت‌های خداوند بر آن دو باد! به خدا سوگند! آن دو به کافر بودند و به خدای بزرگ، شرک ورزیدند و به همین مردند. 🔹قُلْتُ فَالْأَئِمَّةُ مِنْکُمْ یُحْیُونَ الْمَوْتَی وَ یُبْرِءُونَ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ یَمْشُونَ عَلَی الْمَاءِ؟ 🔹عرض کردم: پس ائمه‌ مرده را زنده می‌کنند و جذام و پیسی را خوب می‌نمایند و روی آب، راه می‌روند؟ ✨ فَقَالَ علیه السلام: مَا أَعْطَی اللَّهُ نَبِیّاً شَیْئاً إِلَّا وَ قَدْ أَعْطَی مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله وَ أَعْطَاهُ مَا لَمْ یُعْطِهِمْ وَ لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمْ فَکُلُّ مَا کَانَ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَدْ أَعْطَاهُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ثُمَّ الْحَسَنَ ثُمَّ الْحُسَیْنَ علیهم السلام ثُمَّ إِمَاماً بَعْدَ إِمَامٍ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ مَعَ الزِّیَادَةِ الَّتِی فِی کُلِّ سَنَةٍ وَ فِی کُلِّ شَهْرٍ وَ فِی کُلِّ یَوْمٍ 🔸 حضرت فرمودند: خدا آنچه به پیامبران داده به صلّی اللَّه علیه و آله هم داده است. ولی به رسول خدا صلی الله علیه و آله فضائلی داده شده که به دیگر انبیاء نداده اند. و آنچه صلّی اللَّه علیه و آله داشت به علیه السّلام بخشید و بعد از او به و بعد از او هم به و به تمام امامان تا روز قیامت، با زیادی ای که در هر سال و هر ماه و هر روز حاصل می‌شود، به ارث می‌رسد. 📚 بحارالانوار ج۱۸ ص۷ حدیث۷ @MJA_110
🔰 بیان فضائل علیه السلام در شام 🔺خطبه بلیغ مجتبی علیه السلام در مجلس معاویه ملعون... 🔸عمرو عاص ملعون به معاویه ملعون گفت: امام حسن را بخواه و بر فراز منبر بفرست تا سخنرانی کند. شاید خوب از عهده این کار بر نیاید و ما بتوانیم او را به این بهانه در هر مجلس و محفلی سرزنش و ملامت کنیم. 🔸معاویه سراغ امام حسن فرستاد و آن حضرت را پس از اینکه آمد، بالای منبر فرستاد. همه رؤسای شام در آن مجلس حضور داشتند امام حسن پس از اینکه حمد و ثنای خدای را بجای آورد، فرمود: ✨ أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَنِی فَأَنَا الَّذِی یُعْرَفُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی فَأَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ابْنِ عَمِّ رَسُولِ الله أَوَّلِ الْمُسْلِمِینَ إِسْلَاماً وَ أُمِّی فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ الله وَ جَدِّی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الله نَبِیُّ الرَّحْمَةِ أَنَا ابْنُ الْبَشِیرِ أَنَا ابْنُ النَّذِیرِ أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِیرِ أَنَا ابْنُ مَنْ بُعِثَ رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ أَنَا ابْنُ مَنْ بُعِثَ إِلَی الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَجْمَعِینَ. 🔹هر کسی که مرا می‌شناسد که می‌شناسد و هر کسی مرا نمی شناسد، بداند که من پسر بن ابی طالبم که پسر عموی پیغمبر است و اولین کسی است که اسلام آورده است. مادرم دختر است؛ جد من پیغمبر رحمت است؛ من پسر بشیر و نذیرم؛ من پسر چراغ نورانی ام؛ من پسر کسی هستم که برای اهل عالم رحمت است؛ من پسر آن کسی هستم که به سوی تمامی جن و انس مبعوث شده است. 🔸 (معاویه احساس کرد اگر حضرت همینطور ادامه دهند، نقشه‌هایشان خراب می‌شود، لذا سعی کرد بحث را عوض کند و) گفت: ابا محمّد! درباره اوصاف رطب برای ما سخنرانی کن! 🔹امام حسن علیه السلام فرمودند: باد به آن می‌دمد، هوای گرم آن را می‌پزد و هوای شب آن را خنک و نیکو می‌کند. 🔹آنگاه آن بزرگوار سخنان قبلی اش را ادامه داده و فرمودند: ✨ أَنَا ابْنُ مُسْتَجَابِ الدَّعْوَةِ 🔹من پسر آن کسی هستم که دعایش مستجاب بود ✨ أَنَا ابْنُ الشَّفِیعِ الْمُطَاعِ 🔹من پسر آن کسی هستم که شفاعت ‌‌می‌کند و اطاعت می‌شود ✨ أَنَا ابْنُ أَوَّلِ مَنْ یَنْفُضُ عَنِ الرَّأْسِ التُّرَابَ 🔹من پسر اول کسی هستم که خاک را از سر می‌تکاند ✨ أَنَا ابْنُ مَنْ یَقْرَعُ بَابَ الْجَنَّةِ فَیُفْتَحُ لَهُ 🔹من پسر آن کسی هستم که درب بهشت را خواهد کوبید و برایش باز می‌شود ✨ أَنَا ابْنُ مَنْ قَاتَلَ مَعَهُ الْمَلَائِکَةُ وَ أُحِلَّ لَهُ الْمَغْنَمُ وَ نُصِرَ بِالرُّعْبِ مِنْ مَسِیرَةِ شَهْرٍ 🔹من پسر آن کسی هستم که ملائکه همراه با او در راه خدا جنگ می‌کردند و غنیمت برایش حلال بود و تا مسافت یک ماه راه، ترس وی در دل دشمن جای می‌گرفت! 🔹آن بزرگوار همچنان از این گونه سخنان می‌فرمودند، به گونه ای که دنیا در نظر معاویه تیره و تار شد و آن عده از اهل شام و غیر شام که امام حسن علیه‌السلام را نمی شناختند نیز آن بزرگوار را شناختند. 🔸وقتی امام علیه السّلام از فراز منبر فرمود آمدند، معاویه به آن حضرت گفت: تو امیدواری که خلیفه شوی، ولی نخواهی شد. 🔹 حضرت در جوابش فرمودند: خلیفه کسی است که منطبق با کردار و رفتار و طاعت پروردگار عمل کند. خلیفه آن کسی نیست که با ستم رفتار کند، احکام خدا را تعطیل کند و دنیا را پدر و مادر خود قرار دهد. اینکه تو می‌گویی مقام پادشاهی است که نصیب شخصی شود و او اندکی بهره‌مند گردد، آنگاه از آن مقام جدا و لذتش ناگوار شود و رنج آن برایش باقی بماند و نظیر این مطلب شود که خدا می‌فرماید: «وَ إِنْ أَدْرِی لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَکُمْ وَ مَتاعٌ إِلی حِین» (انبیاء / ۱۱۱ -، {من نمی دانم، شاید برای شما امتحان و بهره‌ای باشد تا یک مدتی}) حضرت این را فرمودند و با دست خود به معاویه اشاره کرده و برخاستند و رفتند. 🔸معاویه رو به به عمرو عاص کرد و گفت: تو از اینکه به من گفتی امام حسن را بالای منبر بفرستم منظوری نداشتی جز رسوایی من. به خدا قسم مردم شام قبل از اینکه امام حسن این سخنان را بگوید، بر این گمان بودند که حسب و نسبی بالاتر از حسب و نسب من وجود ندارد. 🔸 عمرو عاص گفت: حسب و نسب حسن موضوعی است که نمی توان آن را مخفی کرد و تغییرش داد، زیرا در میان مردم مشهور و واضح است. معاویه ملعون (حرفی برای گفتن نداشت پس) ساکت شد و چیزی نگفت. 📚 بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۵۳ @MJA_110
🏴 السلام علیک یا امیرالمومنین ▪️ در ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری در نماز صبح در مسجد كوفه با شمشيرى مسموم به دست ناپاک ابن ملجم بر فرق مبارک عليه السّلام ضربت وارد شد. ▪️ در ۱۳ ماه رمضان سال ۴۰ هجری حضرت مولى الموحدين على بن ابى طالب اميرالمومنين عليه السّلام بعد از فارغ شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. ▪️ در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بيان كلماتى دُرَر بار در حقايق اسلام، در آخر بيانات شريف خود، به فرزندشان مجتبى عليه السّلام فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارک رمضان مى گذرد؟ امام مجتبى عليه السّلام فرمودند: ۱۳ روز گذشته است. از عليه السّلام پرسيدند: چند روز باقى مانده است؟ امام حسين عليه السّلام فرمود: ۱۷ روز باقى مانده است. در اين هنگام اميرالمؤمنين عليه‌السّلام دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: نزديک است اين موى من به خون سرم خضاب شود. ▪️ در شب ۱۶ ماه رمضان سال ۴۰ هجری اميرالمومنين عليه السّلام در خواب صلّى الله عليه و آله را ديدند، و آن حضرت به نزديک شدن ملاقاتشان در بهشت به اميرالمؤمنين عليه السّلام بشارت دادند، و اميرالمؤمنين عليه السّلام به دخترشان امّ كلثوم سلام الله عليها خبر دادند. ▪️ در شب نوزدهم اميرالمؤمنين عليه السّلام روزه را در منزل امّ كلثوم سلام الله عليها افطار نمودند. ▪️ در شب ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری وردان و شبيب كه با ابن ملجم در شهادت اميرالمؤمنين عليه السّلام همراه بودند، در حين درگيرى كشته شدند. ▪️ در سال چهلم گروهى از خوارج در مكه جمع شدند و بر كشتگان نهروان گريستند. سه نفر از آنان با هم پيمان بستند كه در يک شب اميرالمؤمنين عليه السّلام، و عمروعاص و معاويه را بكشند. ابن ملجم كشتن اميرالمؤمنين عليه السّلام را بر عهده گرفت و وارد كوفه شد و با كمک قطام بنت اخضر كه ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستى شبيب بن بجره و وردان بن مجاله تصميم خود را عملى كرد. 🏴 در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، اميرالمؤمنين عليه السّلام وارد مسجد شد و صداى نازنين ايشان به «يا ايها الناس، الصلاة» بلند شد. سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامى كه در ركعت اول سر از سجده برداشت شبيب بر آن حضرت حمله ور شد، ولى شمشيرش خطا كرد. بلافاصله ابن ملجم لعنة الله علیه حمله كرد و شمشير او فرق مبارک آن حضرت را شكافت و محاسن شريفش به خون فرق مباركش خضاب شد، صداى مباركش بلند شد: «بسم الله و بالله و على ملة رسول الله، فزت و رب الكعبة». 🏴 صداى جبرئيل بلند شد: «تهدمت و اللَّه اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى، قتل ابن عم المصطفى، قتل الوصى المجتبى، قتل على المرتضى، قتله اشقى الاشقياء» 📚 تقویم شیعه @MJA_110