بخدا قسم!
گذشته و آینده،
و سرنوشت همه را میدانم.
و اگر بخواهم، میتوانم بگویم.
اما میترسم غلو کنید و کافر شوید!
لذا کتمان میکنم...
عالمالغیب،علیعلیهالسلام
نهجالبلاغه،خطبه۱۷۵
به واسطهی من است که خداوند
بلاها را از اهلبیتِ من و شیعیانم،
دفع مینماید...
صاحبالزمانعجلاللهفرجه
الغیبه،ص۲۴۶
تا جان در بدن دارم؛
جنگیدن با کسانی را که
جنگ را روا میدانند،
روا می دانم!
تا آنکه خدای خود را دیدار کنم.
علیبنابیطالبعلیهالسلام
نهج البلاغه،نامه۳۶
نه هر کسی که گوش دارد شنواست،
و نه هر کسی که چشم دارد، بیناست!
علیبنابیطالبعلیهالسلام
نهجالبلاغه،خطبه ۸۸
ابودائل میگوید:
روزی همراه عمربنخطاب بودم
که گفت: بگذار از شجاعت و دلاوریِ
علیعلیهالسلام برایت بگویم:
ما در جنگ احد با پیامبر پیمان بستیم که
از مقابل دشمنان فرار نکنیم؛
و هر کس از ما فرار کند؛ گمراه است،
و هر کدام از ما کشته شد او شهید است،
و پیامبر خدا سرپرست او خواهد بود.
در حین جنگ ناگهان صد فرمانده دلاور
از دشمن که هر کدام آنها
دارای صد نفر جنگجو بودند،
دسته دسته به ما حمله کردند؛
به طوری که ما توان جنگی خود را
از دست دادیم و با آشفتگی تمام
از میدان جنگ " فرار " کردیم.
علیعلیهالسلام را در آن میان دیدیم
که مانند شیر پنجه افکن، مقداری ریگ
از زمین برداشت و به صورت ما ریخت،
و فرمود:
زشت و بریده و پوشیده باد صورتتان!
به کجا فرار میکنید؟
آیا به سوی جهنم میگریزید؟!
به میدان برگشتیم علی بر ما نهیب زد؛
و در دستش شمشیری بود که
از آن خون میچکید!
فریاد زد شما بیعت کردید و بیعت شکنی نمودید.
به خدا سوگند شما سزاوارتر از کفار
به کشته شدن هستید.
از آن وقت تاکنون هرگز
آن وحشتی که از هیبت علی
بر دلم نشسته را فراموش نکردهام.
اشجعالناسعلیعلیهالسلام
| بحارالانوار،ج۲۰،ص۵۳
بعد از اینکه از صفین بازگشتند،
خبر دادند که "سهلبنحُنیف"
که از یاران دوست داشتنی
برای امیرالمومنین بود؛
از دنیا رفته است.
_ محبوب ما فرمود:
اگر کوهی مرا دوست بدارد؛
در هم فرو میریزد...
نهجالبلاغه،حکمت۱۱۱
حضرت سخن
بعد از اینکه از صفین بازگشتند، خبر دادند که "سهلبنحُنیف" که از یاران دوست داشتنی برای امیرالمومنی
مصائب و سختیها
به سوی دوستان ما میآيند
و اين سرنوشت،
تنها در انتظار پرهيزکاران
برگزيدگان خداست...
برای رفتن به میدان جنگ
آماده شده بود.
خطبه خواند و فرمود:
بدانید!
اگر حنا رنگ موی زنان است؛
خون نیز
رنگ محاسن مردان به شمار میآید!
• و در میان کارهایی که عاقبت خیر دارد؛
هیچ کاری بهتر از "صبر و ایستادگی" نیست...
اشجعالناس،علیعلیهالسلام
وقعهصفین،ص۴۷۶
نخلستانها بیقرارند؛
تنها چند سحر دیگر مانده...
کوفه!
میرود مردی که
سنگینی تنهاییاش را
هیچکس نفهمید؛
جز تاریکی شب و شانههای چاه...