نه هر کسی که گوش دارد شنواست،
و نه هر کسی که چشم دارد، بیناست!
علیبنابیطالبعلیهالسلام
نهجالبلاغه،خطبه ۸۸
ابودائل میگوید:
روزی همراه عمربنخطاب بودم
که گفت: بگذار از شجاعت و دلاوریِ
علیعلیهالسلام برایت بگویم:
ما در جنگ احد با پیامبر پیمان بستیم که
از مقابل دشمنان فرار نکنیم؛
و هر کس از ما فرار کند؛ گمراه است،
و هر کدام از ما کشته شد او شهید است،
و پیامبر خدا سرپرست او خواهد بود.
در حین جنگ ناگهان صد فرمانده دلاور
از دشمن که هر کدام آنها
دارای صد نفر جنگجو بودند،
دسته دسته به ما حمله کردند؛
به طوری که ما توان جنگی خود را
از دست دادیم و با آشفتگی تمام
از میدان جنگ " فرار " کردیم.
علیعلیهالسلام را در آن میان دیدیم
که مانند شیر پنجه افکن، مقداری ریگ
از زمین برداشت و به صورت ما ریخت،
و فرمود:
زشت و بریده و پوشیده باد صورتتان!
به کجا فرار میکنید؟
آیا به سوی جهنم میگریزید؟!
به میدان برگشتیم علی بر ما نهیب زد؛
و در دستش شمشیری بود که
از آن خون میچکید!
فریاد زد شما بیعت کردید و بیعت شکنی نمودید.
به خدا سوگند شما سزاوارتر از کفار
به کشته شدن هستید.
از آن وقت تاکنون هرگز
آن وحشتی که از هیبت علی
بر دلم نشسته را فراموش نکردهام.
اشجعالناسعلیعلیهالسلام
| بحارالانوار،ج۲۰،ص۵۳
بعد از اینکه از صفین بازگشتند،
خبر دادند که "سهلبنحُنیف"
که از یاران دوست داشتنی
برای امیرالمومنین بود؛
از دنیا رفته است.
_ محبوب ما فرمود:
اگر کوهی مرا دوست بدارد؛
در هم فرو میریزد...
نهجالبلاغه،حکمت۱۱۱
حضرت سخن
بعد از اینکه از صفین بازگشتند، خبر دادند که "سهلبنحُنیف" که از یاران دوست داشتنی برای امیرالمومنی
مصائب و سختیها
به سوی دوستان ما میآيند
و اين سرنوشت،
تنها در انتظار پرهيزکاران
برگزيدگان خداست...
برای رفتن به میدان جنگ
آماده شده بود.
خطبه خواند و فرمود:
بدانید!
اگر حنا رنگ موی زنان است؛
خون نیز
رنگ محاسن مردان به شمار میآید!
• و در میان کارهایی که عاقبت خیر دارد؛
هیچ کاری بهتر از "صبر و ایستادگی" نیست...
اشجعالناس،علیعلیهالسلام
وقعهصفین،ص۴۷۶
نخلستانها بیقرارند؛
تنها چند سحر دیگر مانده...
کوفه!
میرود مردی که
سنگینی تنهاییاش را
هیچکس نفهمید؛
جز تاریکی شب و شانههای چاه...
کجایند آزاد مردانی که
به حمایت از مردم خویش برخیزند؟!
کجایند غیور مردانی که
به هنگام نزول بلا و مشکلات،
مبارزه میکنند؟!
اسوهیمردانِعالم، علی علیهالسلام
نهجالبلاغه،خطبه۱۷۱
امیرالمومنینعلیهالسلام:
کارها وابسته به مقدرات خداست؛
نه پیشبینیِ بنده!
غررالحکم،حدیث۱۳۹۵
چیزی به شکستِ معاویه نمانده بود.
وقتی با دستور عمروعاص
قرآنها به نیزه زده شد؛
اختلاف در لشکر امیرالمومنین افتاد.
عدهای با پیشانیِ پینه بسته از سجده
[بعدها خوارج نامیده شدند]
و قاریان لشکر
با جنگیدن مخالفت کردند!
و گفتند: علی! ما با قرآن نمیجنگیم
و اگر جنگیدن را متوقف نکنی
تو را هم میکُشیم و تحویل آنها میدهیم!
گوشهایشان هم که دیگر
به صحبت های امیرالمومنین
بدهکار نبود؛ که فریاد میزد:
فقط به مدت "یک ساعت"
بازوان و کاسههای سرهایتان را
در اختیار من قرار دهید!
که اکنون حق،
به نقطه حساس خود رسیده است،
و چیزی نمانده است که ستمکاران
شکست بخورند...
_ اگر حرفم را نپذیرید؛
راه بر شما سخت خواهد شد،
و هنگامی پشیمان خواهید شد
که دیگر برای شما سودی ندارد...
| الارشاد،ج۱،ص۳۱۶