eitaa logo
حضرت سخن
193 دنبال‌کننده
69 عکس
18 ویدیو
1 فایل
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر؟
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت سخن
بعد از اینکه از صفین بازگشتند، خبر دادند که "سهل‌بن‌حُنیف" که از یاران دوست داشتنی برای امیرالمومنی
مصائب و سختی‌ها به سوی دوستان ما می‌آيند و اين سرنوشت، تنها در انتظار پرهيزکاران برگزيدگان خداست...
برای رفتن به میدان جنگ آماده شده بود. خطبه‌ خواند و فرمود: بدانید! اگر حنا رنگ موی زنان است؛ خون نیز رنگ محاسن مردان به شمار می‌آید! • و در میان کارهایی که عاقبت خیر دارد؛ هیچ کاری بهتر از "صبر و ایستادگی" نیست... اشجع‌الناس‌،علی‌علیه‌السلام وقعه‌صفین‌،ص۴۷۶
بسم‌الله
نخلستان‌ها بی‌قرارند؛ تنها چند سحر دیگر مانده... کوفه! می‌رود مردی که سنگینی تنهایی‌اش را هیچ‌کس نفهمید؛ جز تاریکی شب و شانه‌های چاه...
کجایند آزاد مردانی که به حمایت از مردم خویش برخیزند؟! کجایند غیور مردانی که به هنگام نزول بلا و مشکلات، مبارزه میکنند؟! اسوه‌ی‌مردانِ‌عالم، علی علیه‌السلام نهج‌البلاغه،خطبه۱۷۱
امیرالمومنین‌علیه‌السلام: کارها وابسته به مقدرات خداست؛ نه پیش‌بینیِ بنده! غررالحکم،حدیث۱۳۹۵
چیزی به شکستِ معاویه نمانده بود. وقتی با دستور عمروعاص قرآن‌ها به نیزه زده شد؛ اختلاف در لشکر امیرالمومنین افتاد. عده‌ای با پیشانیِ پینه بسته از سجده [بعدها خوارج نامیده شدند] و قاریان لشکر با جنگیدن مخالفت کردند! و گفتند: علی! ما با قرآن نمی‌جنگیم و اگر جنگیدن را متوقف نکنی تو را هم میکُشیم و تحویل آنها می‌دهیم! گوش‌هایشان هم که دیگر به صحبت های امیرالمومنین بدهکار نبود؛ که فریاد میزد: فقط به مدت "یک ساعت" بازوان و کاسه‌های سرهایتان را در اختیار من قرار دهید! که اکنون حق، به نقطه حساس خود رسیده است، و چیزی نمانده است که ستمکاران شکست بخورند... _ اگر حرفم را نپذیرید؛ راه بر شما سخت خواهد شد، و هنگامی پشیمان خواهید شد که دیگر برای شما سودی ندارد... | الارشاد،ج۱،ص۳۱۶
بسم‌الله
شبیهی، به مظلومیت علی در‌کوفه؛ به نامی و‌ نمی‌شناسندت...! اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
زهد؛ بین دوکلمه از قرآن است: که خداوند سبحان فرمود: بر آنچه از دست شما رفت حسرت نخورید، و به آنچه که به شما رسیده شادمان نباشید! حدید،آیه‌۲۳ پس کسی که بر گذشته افسوس نخورد، و به آینده شادمان نباشد؛ همه‌ی جوانب زهد را رعایت کرده است‌. ازهدالزاهدین‌علی‌علیه‌السلام نهج‌البلاغه،حکمت۴۳۹
روزی هارون الرشید از بهلول خواست که چهل نفر حرامزاده، برایش حاضر کند! بهلول فوراً رفت و بعد از چند لحظه به همراه چهل نفر برگشت! هارون با تعجب پرسید: چطور به این سرعت توانستی اینها را جمع کنی؟! و اصلا از کجا دانستی که اینها حرامزاده‌اند؟! بهلول در جواب گفت: کار آسانی بود! به روی پل شهر ایستادم و صدا زدم: چه کسی با علی‌بن‌ابی‌طالبﷺ دشمن است، و بغض او را در دل دارد؟! بیش از صد نفر آمدند، و من فقط چهل نفر از آنها را آوردم! همانطور که خواسته بودی. هارون می‌خندید و بهلول گفت: یاد حدیثی از پیامبراکرم افتادم که فرمود: [یاعلی؛ ما یَبَغضکَ الا اِبن الزِّنا] یاعلی؛ هیچ شخصی بغض تورا در دل ندارد مگر اینکه حرامزاده باشد... کشکول‌شیخ‌بهایی