یعنی حفصه و عایشه گفتن ما به پیامبر دارو دادیم به خاطر مریض بودنش ؛ پیامبر به ما اشاره کرد که بهش دارو ندیم ؛ ما هم گفتیم مریض از دارو بدش میاد دیگه
ما هم دارو رو بهش دادیم
حالا ادامه روایت رو بخونین
پس فرمودند: باید در دهان هر كسى كه در این خانه است، در جلوى چشم من دوا ریخته شود؛ غیر از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است». بخارى این حدیث را در كتاب دیات، باب قصاص نقل كرده است.
اشکالاتش چیه ؟
سند نداره😂 و به صورت مرسل نقل شده ( یعنی سلسله راوی نداره تا به پیامبر برسه و از یه نفر نقل شده ) و کسی هم که نقلش کرده عیاشی بوده که توی کتاب " تفسیر عیاشی " این روایت رو نقل کرده ؛ و خب باید بگم عیاشی توی کتابش از این روایات که سند نداره زیاد گفته😂
اشکال بعدی اینه که برای محکم کردن سند این روایت ، یسری روایت از منابع شیعه و سنی پیدا کردن که ربطش بدن به این روایت
یکی از نمونه هاش همین روایته که میخواستن بگن منظور از کسایی که به پیامبر زهر دادن ، حفصه و عایشه بودن . اما توی تمام روایات ، منظور همون زن یهودی بوده نه حفصه و عایشه .
این اشکالات سندی که به روایت وارد بود
به نظرم برای قانع کردن کافیه
اما یه مورد دیگه هم هست
همونطوری که توی ادامه روایت دیدین ، ذکر شده که " پیامبر فرمودند: «بايد به مجازات اين عمل، در برابر چشمانم، به دهان تمام کسانی که در مجلس حضور دارند، به جز عباس، از آن دارو ريخته شود». سرانجام طبق دستور اکيد و سوگند پيامبر(ص)، دارو به دهان يکايک حضار، به جز عباس، ريخته شد تا نوبت به همسران پيامبر(ص) رسيد. از ميان آنان، ميمونه اصرار کرد که من روزه هستم؛ ولي به گفتار وي اعتنا نکردند؛ زيرا پيامبر(ص) بر اين امر تأکيد و سوگند ياد کرده و کسی را جز عباس استثنا ننموده بود. "
مـُنجـِح ؛
این اشکالات سندی که به روایت وارد بود به نظرم برای قانع کردن کافیه اما یه مورد دیگه هم هست همونطوری
پس همه اهل خونه از اون دارو خوردن
چرا همه اهل خونه مسموم نشدن ؟
مورد بعدی هم اینه که توی این روایت وارد شده " فکر کردیم مخالفت پیامبر با دارو عادیه مثل هر مریضی که از دارو خوشش نمیاد "
گفته میشه احتمالا این جمله و این نوع روایت برای توجیه حرفیه که عمر زد و اجازه نداد پیامبر وصیت کنه ( عمر گفت پیامبر هذیون میگه و نباید وصیت کنه )
یه مورد دیگه هم هست
ابن ابی الحدید از استادش نقیب نقل کرده است: «من در مجلس استادم ابوجعفر نقيب حديث «لدود» را مطرح کردم و نظر او را در اين مورد جويا شدم که آيا در اين حادثه، به دهان علي بن ابي طالب نيز از آن داروي تلخ و بدمزه ريختند؟ او در پاسخم گفت: معاذ الله؛ اگر چنين چيزي حقيقت داشت، عايشه ميگفت؛ زيرا او علاقهمند بود که در بارهی علي بن ابی طالب نقطه ضعفي بيابد و آن را افشا و برملا کند. ابوجعفر سپس گفت: در آن روزها و ساعتهاي آخر پيامبر، مسلماً نه تنها علي و فاطمه، بلکه حسن و حسين نيز در کنار بستر پيامبر حاضر بودند و آيا ميتوان احتمال داد که از آن دارو به دهان آنان نيز ريخته باشند؟! نه؛ به خدا سوگند چنين چيزي نبوده است». ابن ابی الحديد میگويد: ابوجعفر گفتار خود را با اين جمله پايان داد: «و داستان لدود از اصل دروغ و ساختگي است و آن را تنها يک نفر براى تقرّب به بعضى از مقامات ساخته و پرداخته است».
ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱۳، ص۳۲.
بازم یه مورد دیگه
همچنین یکی دیگر از انگیزههای جعل این روایت میتواند فضیلتتراشی برای عباس عموی پیامبر(ص) از ناحیه خلفای عباسی باشد؛ زیرا در این روایت آمده است که پیامبر(ص) دستور داد به دهان همه حاضران در خانه ایشان داروی تلخ ريخته شود و تنها کسی که مستثنا گرديد، عباس بود!
قابل توجه عزیزان
توی روایت اگه حتی یخورده شک انجام بشه ، روایت پذیرفته نیست
این روایت که اینهمه نقد داشت😂
مـُنجـِح ؛
قابل توجه عزیزان توی روایت اگه حتی یخورده شک انجام بشه ، روایت پذیرفته نیست این روایت که اینهمه نقد
درضمن محض اطلاع
من سنی نیستم که بخوام از موضوع جعلی بودن روایت طرفداری کنم
از دیروز هم اختلاف توی موضوع شهادت پیامبر رو گفتم
ولی حرفم اینه با سند و مدرک اثبات کنین چیزی که بهش اعتقاد دارین
بیخود نندازینش گردن وحدت شیعه و سنی ؛ من از "تقصیر وحدت است " اینو برداشت میکنم که رهبر شهید اشتباه کرد گفت شیعه و سنی باید وحدت داشته باشن . به خاطر همینم هست نشستم هرچی اسناد بود فرستادم و تک تکشونو با منابع معتبر گذاشتم که ببینین از این خبرا نیست .
خب یه روایت دیگه در مورد شهادت پیامبر به دست حفصه و عایشه پیدا کردم که از امام صادق روایت شده در بحارالانوار ، جلد 22، ص246 .
روایت از این قراره :
در تفسیر سخن خدای متعال که میفرماید: «و هنگامی که پیامبر، رازی را با یکی از همسرانش در میان گذاشت...»، منظور حفصه است. امام صادق علیهالسلام فرمود: او در سخنی که گفت: «چه کسی این را به تو خبر داده است؟» کفر ورزید. و خداوند درباره او و خواهرش [عایشه] میفرماید: «اگر هر دو به سوی خدا توبه کنید، [بهتر است]؛ زیرا دلهای شما منحرف شده است.» یعنی دلهایتان از حق منحرف شده است؛ و انحراف (زیغ)، کفر است. و در روایتی آمده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله به حفصه خبر داد که پدر او [عمر] و ابوبکر پس از او عهدهدار امر [حکومت] خواهند شد. حفصه این خبر را برای عایشه فاش کرد و عایشه نیز آن را برای پدرش [ابوبکر] بازگو کرد و او هم این خبر را به همراه و همپیمانش [عمر] رساند. آن دو با یکدیگر تصمیم گرفتند که در این امر شتاب کنند و او را با خوراندن سم به قتل برسانند. هنگامی که خداوند پیامبر را از کار آن دو آگاه کرد، پیامبر تصمیم گرفت آنان را به قتل برساند. پس آن دو برای پیامبر سوگند خوردند که چنین کاری انجام ندادهاند. پس این آیه نازل شد: «ای کسانی که کافر شدهاید! امروز عذرخواهی نکنید...» (سوره تحریم، آیه ۷) .