چای خوردنهایِ در آغوش هم یادت که هست؟
من شکستم از غمت، قوری و فنجان بیشتر !
-𝐌𝐚𝐝𝐡𝐨𝐨𝐬𝐡-
چیزهای واقعی خیلی بهتر از داستانها هستند؛ داستان را نمیتوانید ببینید یا دستتان بگیرید و وزنش کنید. البته کرگدنها را هم نمیتوانید توی دستتان بگیرید! وقتی داستانها را عمیق میخوانید، میبینید که دروغاند؛ من هم دوست ندارم دروغ بشنوم. هیچوقت از چیزهای ساختگی خوشم نمیآمد.
_کتاب پاستیل های بنفش
-𝐌𝐚𝐝𝐡𝐨𝐨𝐬𝐡-
همهٔ انسانها اشتباه میکنند. چیزی که شخصیت ما را میسازد، اشتباهات ما نیست، بلکه نحوهٔ برخوردمان با آن اشتباهات و درس گرفتن از آنها، به جای توجیهتراشی است.
_کتاب ما تمامش میکنیم
-𝐌𝐚𝐝𝐡𝐨𝐨𝐬𝐡-
کوتاه کن این قصه که محتاج غزل نیست
بین من و چشمان تو عشق است و سه نقطه .
-𝐌𝐚𝐝𝐡𝐨𝐨𝐬𝐡-
شعر زبان دوست داشتن است، زبان پنهان در میان آن همه راستی که به زبان نمیآید. شعر حسرت است، شعر اشک است، شعر اندوه، درد، و هیجان است .
-𝐌𝐚𝐝𝐡𝐨𝐨𝐬𝐡-
كلمات نمایشیاند. خودشان همان عملاند؛ حرفی که برای سبک کردن احساس گناه زده شده، همان که گفته میشود، گناه را سبک میکند. آنها را برای این نمیگویند که واقعیتی را بیرون از زبان نشان دهند. قصد و نیت آنها هم این نیست همان طور که منظور از پرسش "مرا که هرگز ترک نمیکنی؟" این است که اکنون ترک نمیکنی نه در آینده .
-کتاب تصرف عدوانی
-𝐌𝐚𝐝𝐡𝐨𝐨𝐬𝐡-
ما چند سال وقت داریم که زندگی کنیم. پس باید هر کاری که میتونیم انجام بدیم که مطمئن بشیم از این سالها نهایت استفاده رو بردیم. نباید وقتمونو برای چیزایی تلف کنیم که شاید یه روزی اتفاق بیفتن یا شایدم اصلا هیچوقت اتفاق نیفتن.»
_کتاب ما تمامش میکنیم
-𝐌𝐚𝐝𝐡𝐨𝐨𝐬𝐡-