eitaa logo
حکایات مجیک🤌
4.7هزار دنبال‌کننده
28 عکس
20 ویدیو
0 فایل
سلام دوستان به کانال حکایات مجیک خوش امدین😃 ایدی مجیک داستان داری بفرس👈 تبلیغات👈 @z_torky کپی برای کانالدار #حرام
مشاهده در ایتا
دانلود
3️⃣ باورت میشه یه مرد انگلیسی تونست ۲۰۰ تا چوب کبریت روشنو تو دهنش تحمل کنه؟ 😬🔥 دهانش مثل کوره شده بود — فقط برای رکورد! @Magic_Tales
4️⃣ باورت میشه رکورد بلندترین پرش انسان روی دوچرخه بیش از ۷ متره؟ 🚲⚡ یه پرش اشتباه فقط یه استخوان خرد نیست، یعنی مرگ… ولی اون موفق شد! @Magic_Tales
بازمانده کشتی و آتش امید تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد. اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟ صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی، شدیم! به یاد داشته باش: اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن، علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند. «اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇 @Magic_Tales
5️⃣ باورت میشه یه دختر تونست ۵۶ قاشق فلزی رو به بدنش بچسبونه؟ 🥄🧲 بدنش خاصیت مغناطیسی عجیب داشت — دکترها هنوز دلیل دقیقشو نمی‌دونن! @Magic_Tales
6️⃣ باورت میشه بلندترین ناخن‌های دنیا جمعاً ۱۳ متــــر طول داشتن؟ 💅😱 صاحبش می‌گفت حتی لباس پوشیدن براش کابوس بود — ولی رکورد، رکورده! @Magic_Tales
داستان نعمت های خدا تغییر پذیر است منصور دوانیقی (خلیفه عباسی) روزی به عمرو گفت: مرا پندی بده! گفت: از دیده گویم یا از شنیدنی ها؟ منصور گفت: از چشمت دیدی بگو. عمرو گفت: چون عمر عبدالعزیز وفات یافت او را یازده پسر ماند و ارث او هفده دینار بود که هر پسری را هیجده قیراط شد. هشام بن عبدالملک چون وفات کرد او را هم یازده پسر بود که هر یک از ایشان را هزار هزار (یک میلیون) دینار میراث رسید. پس از مدتی کوتاه، پسر عمر بن عبدالعزیز را دیدم که به یک روز صد اسب در راه خدای عزوجل بخشید و از پسران هشام یکی را دیدم که بر راه نشسته بود و از خلق صدقه می خواست. اگر عاقل تامل کند داند که به دنیا و نعمت او نباید دل بست که تغییرپذیر است. «اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇 @Magic_Tales
7️⃣ باورت میشه یه مرد تونست ۳۰ دقیقه داخل تابوت زیر آب زنده بمونه؟ ⚰️🌊 باید ضربان قلبشو تا حد مرگ پایین می‌آورد — کنترل ترس سخت‌ترین بخش کاره! @Magic_Tales
8️⃣ باورت میشه قوی‌ترین دختر ۱۲ ساله دنیا وزنه ۱۰۰ کیلو بلند می‌کرد؟ 🏋️‍♀️💥 بدنش مثل بقیه بچه‌ها بود، ولی قدرتش فراتر از تصور! @Magic_Tales
حکایت : به مشکلات بخندید مرد جوانی که می خواست راه معنویت را طی کند به سراغ استاد رفت. استاد خردمند گفت: تا یک سال به هر کسی که به تو حمله کند و دشنام دهد پولی بده. تا دوازده ماه هر کسی به جوان حمله می کرد جوان به او پولی میداد. آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بیاموزد. استاد گفت: به شهر برو و برایم غذا بخر. همین که مرد رفت استاد خود را به لباس یک گدا در آورد و از راه میانبر کنار دروازه شهر رفت. وقتی مرد جوان رسید، استاد شروع کرد به توهین کردن به او. جوان به گدا گفت: عالی است! یک سال مجبور بودم به هر کسی که به من توهین می کرد پول بدهم اما حالا می توانم مجانی فحش بشنوم، بدون آنکه پشیزی خرج کنم. استاد وقتی صحبت جوان را شنید رو نشان داده و گفت: برای گام بعدی آماده ای چون یاد گرفتی به روی مشکلات بخندی! لئوناردو داوینچی می گوید: مشکلات نمی تواند مرا شکست دهند، هر مشکلی در برابر تصمیم قاطع من تسلیم می شود. «اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇 @Magic_Tales
9️⃣ باورت میشه یه مرد تونست یه هواپیمای ۱۸ تنی رو فقط با قدرت بدن بکشه؟ ✈️💪 مردمی که دیدن فکر می‌کردن فیلمه — ولی واقعی‌ترین واقعیت بود! @Magic_Tales
🔟 باورت میشه یه ورزشکار تونست ۱۰۰۰ بار ظرف یک دقیقه هندوانه بشکونه؟ 🍉🫨 با آرنج! — سرعت و قدرت انسانی حد نداره، اگه بخواد! @Magic_Tales
گوش مشکل ساز وزیر ناصرالدین شاه و داستان دستور گوش بریدن گویند روزی ناصرالدین شاه وزیر دفترش هدایت الله خان را دید که گوش هایش از زیر کلاهش بیرون آمده بود. نظری خشم آلود به وی افکند و گفت: گوشهایت را زیر کلاه بگذار وزیر دفتر در حالی که کلاه خود را روی گوش های می کشید گفت: بفرمائید قربان. این هم گوش های بنده. حالا ببینم کارهای مملکت، با رفتن گوش من در زیر کلاه درست می شود . «اگه این داستان برات جالب بود، لطفا برای دوستات بفرست😃 و اگه میخوای هر روز یه داستان جدید ببینی، کانال ما رو دنبال کن!»👇 @Magic_Tales