eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
587 دنبال‌کننده
602 عکس
102 ویدیو
11 فایل
‹﷽› قسم به قلم¹ و آنچه می‌نویسد. . اینجا آرامگاه صاحب قلمی‌ست، که شوق رسیدن ابدی به أباالشهداء دارد .. . کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :). . جانم؟ @Mahak_135
مشاهده در ایتا
دانلود
ماه از میان شاخه‌ی درختان دوخته شده به چشمانم. روی تاب نشسته ام. ستوده نوایش دیوانه کننده است. صدای شهر می‌آید. صدای شهر ترکیبی از صدای موتور و ماشین و باد است. مامان روی اَلا کُلَنگ نشسته، مامان یک طرف و حسنا طرف دیگر. پارکبان محله درختان را آب می‌دهد. علی تاب خالی کنارم را تکان می‌دهد. گه گاه ماشین ها با سرعت عجیبی از خیابان رد می‌شوند. انگار بی‌خوابی زده به چشمان همه. ماه رنگ و رویش زرد شده. طفلکی‌ام حالش خوب نیست. نگرانش می‌شوم. غم درونم خیمه می‌زند. صدای چاووشی را پلی می‌کنم. چاووشی می‌خواند: که امشب حال من، عین شبه شام غریبونه .. شب دوست داشتنیه من؛ چقدر حرف نگفته در وصف دوست داشتنت دارم. مراقب ماه رنگ و رو پریده‌ی من باش. دستم به ماه نمی‌رسد. به جای من یک دل سیر در آغوشش بگیر؛ لطفاً !! [ | نمی‌دانم نوشت؛ فی‌البداهه ای گرم روی تاب؛ بوقت ساعت 1:39 دقیقه بامداد چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ ]
ای که دستت می‌رسد؛ کاری بکن !
روحانی: منم خودم شب جمعه فهمیدم شهید شدم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
رفتی و تا ابد حسرت شدی.
هادی اگر تویی؛ که کسی گم نمی‌شود. تولدت مبارك قربونت برم.
هرچیز فرونشستی دارد. و فرونشست غم‌های ما، است ..
سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد
گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون است طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد
مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش کاو به تأییدِ نظر حلِّ معما می‌کرد
دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دست واندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
گفتم این جامِ جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟ گفت آن روز که این گنبدِ مینا می‌کرد