-
پیام نده ازین روزا میترسم. ترامپ تهدید کرده. اوضاعمون خیلی بده. کلی کشته دادیم. جنگ میشه و ایران میره زیر آوار. منتظرن هرکی بره بیرون، بکشنش و همشون قاتلن. پیام نده و این حرفارو بهم نزن و منتظر جواب هم نباش عزیزم از جانب من؛ تا وقتی که منبع اطلاعاتی که به دست میاری، اینترنشنال اسرائیلیه، به من پیام نده و نظر هم نخواه از من. تا وقتی منبع حرفات از طرف وطن فروش هاییه که میان درخواست میدن ترامپ به کشور ما حمله کن، با من از هیچی حرف نزن و بذار ذره ای احترام بینمون بمونه.
من هیچ نظری ندارم. ادامه به همون رویه خودت بده و توی ترس هات غرق بشو،
تهش ببین چی میشه ..
تا وقتی منبع حرفت از مغزت نیست، با من از هیچی حرف نزن عزیزم.
-
من دفاع از هیچی نمیکنم الان. من قبل از باور کردن هر خبر، نسبتش میدم به مغز خودم ببینم آیا از نظر فکری واقعا میتونه همچین حرفی درست باشه؟
بعد میبینم بابا طرف گنجشک رنگ میکنه، بجای قناری که چه عرض کنم، بجای عقاب میخواد بفروشه، چطور آخه باور کنم؟
تحت هیچ شرایطی شعورم بهم اجازه نمیده باور کنم. یسری آدم نشستن پشت یه میز دارن میگن توی دو روز ۷۰ هزار نفر کشته شدن توسط جمهوری اسلامی. من اصلا مخالف صد درصد جمهوری اسلامی، از نظر منه مخالف هم این عدد اصلا امکان پذیر نیست آخه.
قرار نیست چون مخالفم، فکر و عقل و همه چیزمو کنار بذارم که آخه.
ما توی ۱۲ روز جنگ با موشک و توپ و تانک مقابل اسرائیل، نزدیک هزار نفر کشته دادیم. چطور توی دو روز ۷۰ هزار نفر؟
اصلا مغز خودت میتونه بپذیره همچین مزخرفاتی رو؟
من واقعا میمونم ..
-
که الان بیاد طرف به من پیام بده، تا کی میخوای گندکاری اینارو نبینی.
عزیزم من طرفدار اینا نیستم. من دارم یه معادله ساده نشونت میدم. آمریکا با کشتاری که پلیس و ارتشش در سال، بصورت رسمی توی سایت هاش منتشر میکنه، اومده میگه مردم ایران تحت فشارن و اگر ببینیم اذیت میشن ما میایم کمک و وارد میشیم.
تو غلط میکنی با هفت جد آبادت که بخوای وارد کشور من بشی. تو برو به فکر شهروندای بیچاره خودت باش. دیگه حرف جمهوری اسلامی نیست، دنیا میدونه تو چه پستی هستی بی وجود.
بعد هموطن ساده و عزیز من، میاد میگه دیدی چیشد؟ کاری کردن ترامپم صداش در اومده و نگرانه :)))
من دیگه ادامه نمیدم.
خودت بشین فکر کن به حرفات، هرموقع دیدی عقلت حاکم شده برا اعمال و رفتار و کلامت، بیا باهم حرف بزنیم.
حداقل تلوزیون حکومتی بقول خودت قبول نداری،
تاریخ بخون!!
میرداماد2797067.mp3
زمان:
حجم:
17.4M
وَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ،
وَلَا تَفْعَلْ بِى ما أَنَا أَهْلُهُ؛
با من آنچه شایسته تو است انجام ده
نه آنچه سزاوار من است :))
‹مـٰاهِ مَـڹ›
-
هرکس که روی ماه تو را دیده، دیده است
فرقی که بین دیده و بین شنیدههاست ..
• حامد عسگری •
#اللهمعجلالولیکالفرج
هدایت شده از - باب الرجاء -
•بسم الله•
روزتون ویژه مبارك جوونا🌚🍃
باب الرجاء قراره یه در امید باشه برای هممون!
پس در ابتدای شروع روند کانال قصد داریم به مناسبت تولد دردونهی ابی عبدالله،
تقدیمی بدیم به 8 کانالی که یکی از پیامهای اینجا رو فوروارد کنن توی کانالشون :' ))
<☁️~ حالا تقدیمی هامون چی هستش ؟
یه بکگراند اختصاصی که با توجه به یه آیه قرآن، مختص کانال خودتون ساخته میش و یه جور رزق به حساب میاد براتون ⌒_⌒ !
-
حالا هشت روز از آخرين ملاقات ما گذشته و هشت روز است که بند بند دلم به تو متصل مانده. از خود برگشته ام و با خود هیچ ندارم. تقویم گریهام می اندازد، و تاریخ ها بیقرارم میکنند.
رجب و شعبان میشنوم، بغض میکنم. اذان میشود تپش قلب میگیرم، ساعت میبینم لبخند میزنم، یادداشت های گوشی را باز میکنم دلتنگ میشوم، تسبیح سبز میبینم ذوق میکنم و هر خوابی که میروم، آغوش تصور میکنم.
هشت روز از آخرين نگاهی که به تو دوختهام گذشته و من هربار گریه میکنم.
عکس میبینم گریه میکنم و صدای ضبط شدهی روضهی شب جمعه ای و دعوت بی مقدمه، جانم را به لب میرساند.
هشت روز گذشته و من هشت روزه ام. دیگر نوتیف هیچ پیامی ذوق زده ام نمیکند، و انتظار هیچکس جز تو را نمیکشم.
هشت روز گذشته و من هر روز ده دقیقه به تو فکر میکنم و تمام وجودم از گرمای بودنت، به رعشه میافتد.
هشت روز گذشته و من در این هشت روز، با فکر تو و خاطراتت، زندگی میکنم.
هشت روز گذشته و رشته های دلم، هر روز بیشتر به سوی تو تمایل پیدا میکنند. هشت روز گذشته و من دیگر دلتنگ کسی نیستم جز تو، خندهای جز کنار تو خوشحالم نمیکند و اگر خلاصه بخواهم بگویم؛ هشت روز است که همهی وجودم شده فکر به تو.
هشت روز گذشته و من عین این هشت روز را انتظار کشیده ام.
انتظار خودم را کنار تو، انتظار دیدنت را، انتظار این که بسیار برایت حرف بزنم و تو آنقدر بشنوی که من از حرف زدن خسته شوم.
هشت روز است که دعایم شده تو و دیدن دوبارهات.
عزیز دل تنگم؛
تو با قلب من چه کردی؟
[ #زینببهار| گذر،
شب، هشت، ده دقیقه،
تو و من و ما و تمام اتفاقاتی که افتاد ..
بامداد یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ ]
هدایت شده از ϙᴜᴇʀᴇɴᴄɪᴀ
-
همیشه یه راهی برای برگشت بذار و همهی پل های پشت سرت رو خراب نکن انسان طفلکی.