eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
574 دنبال‌کننده
628 عکس
104 ویدیو
11 فایل
‹﷽› قسم به قلم¹ و آنچه می‌نویسد. . اینجا آرامگاه صاحب قلمی‌ست، که شوق رسیدن ابدی به أباالشهداء دارد .. . کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :). . جانم؟ @Mahak_135
مشاهده در ایتا
دانلود
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
~🌿•°| صورتم را به شانه‌اش گذاشتم و گفتم: "دوست داڔم ݦاه مں و تو همیشه پشٺ ابر بماند و هیچکس از عۺق
^🌿^•| جاۍخالی‌ بودں آدݥ‌ها‌ زݦانۍحس‌می‌شوڊ، کہ‌ ٺنھا‌ میشوۍوبہ‌خاطڔ مۍآوڔۍروزۍچقدر با یڪ نفڔ ٺنھا بۏدۍ ...!":) •زینبِ بھار !
[💚 کمی‌سخن‌از‌کنج‌دل💚] نمیدونم، ولی من خیلی وقت بود فکر میکردم آدمای زندگیم که دارمشون بهترین ادمای زمینن ...! دوسشون داشتم، عاشقشون بودم، هنوزم هستما ولی حالا شدم مثل فرمانده‌ی سپاه هزار نفره ای که حالا فهمیده ۹۰۰نفر از سپاهیاش، جاسوس دشمنن(: خسته نیستم، گله ندارم، ولی راستش از گاهی وقتا که چقدر روی یسریا حساب کردم غصم میشه، چقدر فکر کردم اون آدم با من روراسته و نبود، چقدر فکر کردم اون آدم دوست واقعیه منه ولی نبود، چقدر فکر کردم انتخابم درسته و نبود(: راستش این چیزا خستگی نداره، گله نداره، شکایت نداره، ولی منم حق دارم گاهی از منه درونم ناراحت بشم! بهش بگم تو دیگه چرا اشتباه کردی؟! تو دیگه چرا منو اذیت کردی؟! تو که میدونستی منو! میشناختی منو! تو دیگه چرا؟! راستش همیشه ام آدما جا نمیزنن که ول کنن برن یا پس بزنن آدمای زندگیشونو ، گاهی وقتا فقط ساکت تر از قبل میشن، آروم تر از قبل میشن، کمتر از قبل حرف دارن برای گفتن، دیگه هرچیزی خوشحالشون نمیکنه ولی میتونه هرچیزی از پا درشون بیاره(: دیگه بجای اینکه نشون بدن ناراحتیاشونو، فقط میریزن توی خودشون، نگاه میکنن وهرروز از درون چند هزار تا سلول قشنگو از دست میدن(: دیگه حس قبل و نسبت به آدمای اطرافشون ندارن، دیگه جمعای شلوغو دوست ندارن، دیگه روی کسی حسابی نمیکنن؛ یجورایی میشه گفت عمیقا میرن توی جهان درون وجودشون و دیگه کاری با جهان پیرامونشون ندارن(: نمیدونم خوبه یا بد اما راستش از یجایی به بعد اینکه خودتو بخوای نشون بدی توی جمعا به بقیه اذیتت میکنه، دوست داری پنهانی اگه کاری میکنی باشه، دوست داری پنهانی گریه کنی، غماتو پنهان کنی، شاید اذیت بشی، داغون بشی ولی ترجیحت میشه پنهانی بودن و پنهانی زندگی کردن چرا چون هرچی بیشتر آدما میفهمنت و اذیتت میکنن بیشتر اذیت میشی(: ولی توی همین حال و هواهای سردرگم، یچیزایی خیلی آرومت میکنه، مثل اینکه مامانت بهت بگه «اونقدردوست دارم که اگه همه هم پس بزنن تورو، اگه همه بگن تغیر کردی، تو باز همون بچه ی مهربون و آرومی برای من که بودنشو به دنیا نمیدم:)» یا وقتی میری قرآن و برمیداری و همینکه بازش میکنی این آیه میاد برات که میگه: «●•●إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ●•● من نزدیک تو ام، از من بخواه!:)» همین🚶🏻‍♀ _اندراحوالات
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
^🌿^•| جاۍخالی‌ بودں آدݥ‌ها‌ زݦانۍحس‌می‌شوڊ، کہ‌ ٺنھا‌ میشوۍوبہ‌خاطڔ مۍآوڔۍروزۍچقدر با یڪ نفڔ ٺنھا ب
(=🌿^• به شڪل هاۍغریبۍدلتنگݦ ؛ گاهۍ شبیہ گندم زارۍ ڪه خواب داس ها را می‌بیند! گاهۍ چناں ڪوچه‌اۍ ڪه انتهایش به دریا نمی‌رسد .. و گاهی همانند ڪلݦاتۍ ڪه ۺعڔ نمۍشوند :) •سیامک‌ِتقی‌زاده !
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
[💚 کمی‌سخن‌از‌کنج‌دل💚] نمیدونم، ولی من خیلی وقت بود فکر میکردم آدمای زندگیم که دارمشون بهترین ادمای
•|✈️ کمی‌سخن‌از‌کنج‌دل✈️|• رویا، آرزو، هدف! همه‌ی اینا خوبنا؛ من میگم ولی تا وقتی دلت گیر یچیز دیگس، اینا برات فقط یه جک مسخرس(: هی میگن آرزوهاتو، هدفاتو، رویاهاتو دنبال کن؛ هیچکس هیچوقت نگفت چی میخوای، راه رسیدن به اینی که تو میخوای این راهی نیست که همه میرن! راهش اینه، ازین راه باید بری تو، ممکنه تو راه تنها باشیا ولی حالت لااقل خوبه!(: مسخرم کردن، توهین بهم کردن، قضاوتم کردن، فحش و ناسزا دادن بهم، ولی محض رضای خدا یکم نیومدن بجای اینهمه انرژی که صرف تخریب میکنن یکم انرژی بذارن درک کنن ...! من حالم خوبه، عالیم، واسه اینکه هیچوقت اینقدر به خدا فکر نکردم توی زندگیم(: دارم فکر میکنم چقدر‌حس قشنگی داره وقتی تنهایی و یه نفر از سر اینکه نیاز بهت داره صدات میکنه!(: کاش یکم حال و روز ما بنده هام به خدا میرفت... اونوقت شاید اینقدر اذیت نمیشدیم^^ مگه نع؟!(: این روزا یچیزی که مکرر تکرار میکنم اینه: «خدایا منو نسپر دست این بنده هات» همین🚶🏻‍♀ _اندر‌احوالات
میشه دعا کنید برای اونایی که حالشون خوبه ولی دارن میمیرن از بیتابی؟:)!
خڊا‌جۏںݦ؟ چڪار‌میخواۍبکنۍ با دڶ بنده هاییٺ که خورد شده از ناراحتی؟! هنوزݦ سر میزنۍ به دلشوں دیگه آره؟ :)!
﴾🌿-`| گاهۍ وقت‌ ها بايد رفٺ، رفٺ، رفٺ! يڪ خياباں دراز را گرفٺ تا آخريڹ نفس رفٺ، پيچيد به يڪ ڪوچه‌ۍباريڪ و ناپديد شد :) •عباس‌ِ معروفى !
https://eitaa.com/MahMan110/2726 «شریک غم محبوب شدن» شاید تنها کاری باشه که محب بتونه انجام بده...، و البته برایش عین لذته!... «لذتِ داغِ غم....» در شعرهای حافظ اومده، می‌گوید: درسته که غمه، و درسته که این غم داغ بر دل ما می‌گذارد، اما در عین حال لذت خودش را هم دارد... لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام... :)! قشنگ بود تفسیرت لذت غم من همیشه لذت بردم:) ولی نگران بقیه اطرافیانم بودم
<●•🌾•| درست تو همون نقطه ای که داری بین خودت و خودت یکیو انتخاب میکنی و نمیدونی حق با کدوم منِ درونیته، همونجا گیر کردم :) •ماهِ‌مَن !