او به من میگوید تو خیلی به گلها علاقه داری ؛ اگر میدانی پس چرا گلی به من هدیه نمیدهی؟)
باد با چمنها برخورد میکند و هنگام رقص با نسیم همسو میشوند. صدای هوهوی بلندشان اطراف را پر میکند و آنها فارغ از دنیای پر هیاهو، دست در دست یکدیگر این طرف و آن طرف میروند.
هر لحظهٔ زندگی را میتوان زیبا ساخت؛ با این حال تصمیمگیرنده ما هستیم تا بزاریم غمها و بیحالی بر ما غلبه کند یا مصمم پای جنگ با آن تا پیروز شدن بمانیم.
اوضاع جوریه که بدون نت اعصابت خورده ، بیشتر کارایی که میخوای رو نمیتونی انجام بدی ، همش حس میکنی یه چیز بزرگ کمه ، حس پوچی داری ، حوصلهت سر میره و نمیدونی باید چیکار کنی و این واقعا مزخرفه .