eitaa logo
آوای هور
203 دنبال‌کننده
48.5هزار عکس
40.1هزار ویدیو
379 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 تناقض آشکار : نحوه ی انتخاب ابوبکر و عمر 💢 🌹🌹🌹حضرت_علی (ع) ، (👈خطبه ی شقشقیه): شگفتا !!! با اینکه نفر اول (ابوبکر) ، در دوران زندگی اش ، از خلافت استعفا می کرد ، پس از خود ، گردنبند خلافت را ، به گردن دیگری بست ، آن دو تن ، دو پستان خلافت را چه سخت میان خود تقسیم کردند. 🔻عمر بن خطاب : بیعت با لغزشی ناگهانی بود که شد و خدا شرّش را از مسلمانان دور کرد ؛ بعد از این باید بیعت ( با خلیفه ) با مشورت باشد و اگر کسی بدون مشورت با کسی بیعت کند ، باید هر دو کشته شوند. 🔻ابوبکر ، بیمار شد.در بستر مرگ ، عثمان را خواست تا وصیت نامه ی خود را بنویسد. ابوبکر گفت : 《 بنویس : بسم الله الرحمن الرحیم . این وصیّت ابوبکر بن اَبی قُحافَه است به مسلمانان.》 بعد از این جمله ، از شدّت بیماری بیهوش شد. عثمان وصیت نامه را این چنین_خودش_ تمام کرد : 《من ، عمر بن خطاب را به جانشینی خود و خلافت بر شما برگزیدم و در این راه از خیر خواهی شما فروگذاری نکردم》 👈در این هنگام ، ابوبکر چشم گشود و به عثمان گفت : بخوان ببینم چه نوشته ای ؟ عثمان نیز آنچه را نوشته بود ، برای ابوبکر خواند. ابوبکر با شنیدن مطالب نوشته ی عثمان ، گفت : با آنچه نوشته ای ، موافقم.خدا پاداش بهت بدهد.آنگاه نوشته را امضاء کرد. 👌این اتفاق چقدر شبیه اتفاقی بود ، که در زمان بیماری پیامبر اکرم (ص) بوجود آمده بود : پیامبر اکرم (ص) فرمود : 《آتونی بِدَوات و قِرطاس اَکتُب لکم کِتابا لَن تَضِلّوا بعده》 گفتند : بیماری بر پیامبر غالب شده . عمر گفت : حَسبُنا کتاب الله . بعضی رفتند ، قلم و کاغذ بیاورند ، که عمر گفت : اِنّ الرجل لَیَهجُر یعنی این مرد (پیامبر) هذیان می گوید. رفتار و سخنان عمر ، در هنگام وصیت نوشتن پیامبر اکرم با رفتار و سخنانش هنگام نوشت وصیت نامه ابوبکر که در حال بیهوشی نوشته بود ، چقدر متناقض است ‼️ 📖 سقیفه ص ۱۵۵ _ ۲۳۱ @MAHOUR24 http://eitaa.com/joinchat/3534880770Ccde1211695
✡️ ردپای یهود در جنگ بدر (١) ☠️ آغاز فروپاشی کفر 1️⃣ سپاه پیامبر (ص) یک یا دو اسب با خود آورده بود! هر چندنفر یک شتر داشتند و چون صد کیلومتر راه در پیش بود، به نوبت سوار آن می‌شدند. بیش از سه چهارم سپاه شمشیر نداشتند و به دلیل مشکل مالی، با خود چوب آورده بودند! 2️⃣ پیش از این‌که سپاه اسلام به بدر برسد و در حالی‌که همه در انتظار کاروان تجاری بودند، پیامبر (ص) از طریق وحی، با خبر شد که کاروان تجاری قریش گریخته و در عوض آن، بزرگان مشرکان، سر تا پا مسلح در آن منطقه ایستاده‌اند! 3️⃣ پیامبر (ص) با اعلام وضعیت جدید، سپاه را به مشاوره خواست و فرمود: با این دشمن بجنگیم یا نه؟ برخاست و گفت: اینان قریش و متکبران آنان هستند و ما نیز به هیئت جنگ بیرون نیامده‌ایم. حضرت به او فرمود: بنشین. سپس برخاست و سخنان ابوبکر را تکرار کرد. حضرت او را هم امر به نشستن کرد. 4️⃣ برخاست و گفت: یا رسول‌الله... ما به تو ایمان آورده و تصدیقت کرده‌ایم و شهادت می‌دهیم آنچه از جانب خدا آورده‌ای حق است؛ اگر امر کنی که این صخره سخت را بشکافیم، می‌شکافیم و آن سخن به موسی را به تو نخواهیم گفت که گفتند: «ای موسی! تا وقتی که جباران در آنجایند، هرگز بدان شهر داخل نخواهیم شد. ما اینجا می‌نشینیم، تو و پروردگارت بروید و نبرد کنید». بلکه ما می‌گوییم: تو و پروردگارت بجنگید و ما نیز همراه شما خواهیم جنگید. 5️⃣ صورت پیامبر (ص) از این سخنان روشن شد و او را دعا فرمود. سپس رو به انصار کرد و از آنان مشورت خواست. برخاست و سخنانی حماسی، در خصوص جنگ با مشرکان و تأیید سخنان مقداد گفت. 6️⃣ رسم عرب، نبرد تن به تن در آغاز جنگ بود. ٣ تن از دلاوران قریش غرق در سلاح به میدان آمدند: عتبه، شیبه، ولید. پیامبر (ص)، علی (ع)، حمزه و عبیده را که همگی از بستگانش بودند به میدان فرستاد. علی (ع) ولید را به هلاکت رساند و به یاری حمزه شتافت و در کشتن عتبه شرکت جست. آن‌گاه همراه حمزه به سراغ هماورد عبیده رفتند و شیبه را نیز به هلاکت رسانند. 7️⃣ سپاه اسلام نیرو گرفت و بر ارتش کفر که روحیه‌اش تضعیف شده بود، هجوم برد. سپاه شرک در هم ریخت و مشرکان یک به یک از دم تیغ گذشتند. در حقیقت، کسی که این سپاه را منهدم کرد، امام علی (ع) بود. نیمی از ٧٠ کشتهٔ بدر را ایشان به‌تنهایی به هلاکت رساند و در کشتن نیمی دیگر نیز شرکت داشت. ✍️ کتاب تبار انحراف، حجةالاسلام مهدی طائب 🔶🔸🔹(رهبرانقلاب)همان گونه که گفتم نظر کارشناسی‌شده در ستاد ملی مبارزه با کرونا را معتبر می‌دانم اما این بررسی را باید به کسانی سپرد که حقیقت و ضرورت دعا و توسل را درک می‌کنند آن وقت هر چه آن‌ها تصمیم بگیرند بنده و همه مردم به آن عمل خواهیم کرد. ۹۹/۲/۲۱ 🗓امروز دوشنبه: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۱۷ رمضان ۱۴۴۱ ۱۱ می ۲۰۲۰ 🔻نشانی ما در پیام‌رسان‌های سروش، آی‌گپ، ایتا، گپ و بله و تلگرام 🇮🇷 @MAHOUR24
✡️ ردپای یهود در جنگ بدر (٣) ☠️ نقش‌آفرینی یهود 1️⃣ می‌گویند طمع برخی مسلمین سبب اسیرگیری شد! بعضی از انصار از پیامبر (ص) خواستند از کشتن اسیران صرف‌نظر کند و در عوضِ گرفتن فدیه، آنها را آزاد سازد و بر این خواستهٔ خود پای فشردند. پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: اگر چنین کنیم، سال دیگر به تعدادشان کشته می‌دهیم. آنها گفتند: باکی نیست، امسال فدیه می‌گیریم و سود دنیا می‌بریم و سال آینده شهید می‌شویم و به بهشت می‌رویم!! 2️⃣ پذیرفتن این مطلب که مردم عادی گوشهٔ چشمی هم به دنیا داشته باشند، سخت نیست، ولی تمرّد سلحشوران بدری از امر پیامبر (ص) بسیار بعید به نظر می‌رسد؛ پس باید دلیلی ظریف‌تر بجوییم. 3️⃣ در مدینه پیوسته درصدد بودند که پیامبر (ص) پیروزی‌های زودرس نداشته باشد. اگر مشرکان در بدر نابود می‌شدند، یهود به‌سرعت سقوط می‌کرد. داخل مدینه نیز به زمان نیاز داشت. پس نهضت اسلامی باید به تأخیر می‌افتاد. بنابراین، باید در میان یهود و نفاق داخلی، به‌دنبال عوامل این نافرمانی گشت؛ چرا که تنها آنها از این امر سود می‌بردند. 4️⃣ یهود نمی‌توانست در این‌باره، فعالیت مستقیم داشته باشد؛ پس چه کسانی عامل مستقیم بودند؟ از آنجا که گزارش‌های تاریخی چندان گویا نیست، باید در امور پیرامون نبرد بدر دقت کرد. ردپای این جریان را در داستانی از طبری می‌توان پی گرفت که در آن اختلاف و در مورد اسیران را نزد پیامبر نقل می‌کند! (اصل داستان را در سایت اندیشکده مطالعه کنید.) 5️⃣ در هیچ منبعی نیامده که پیامبر (ص) درباره اُسرا مشورت خواسته باشند؛ پس چرا تنها این ٢ تن، نزد پیامبر در این مورد سخن گفته‌اند؟! چرا از افراد دیگر نامی نیست؟! چرا این‌دو برای به کرسی نشاندن نظرشان اصرار کرده‌اند؟ آیا نمی‌دانستند این‌گونه اظهار رأی و چند نوبت تکرار آن، موجب گستاخی عوام خواهد شد و تشنّج پدید خواهد آورد و در نهایت، پیامبر (ص) نخواهد توانست نظرش را در خصوص اُسرا اِعمال کند؟! (چقدر این ماجرا شبیه جنجال در ساعات پایانی عمر شریف پیامبر است که نگذاشتند حضرت آن وصیت مهم را بنویسند!) 6️⃣ در نهایت، دشمنان خونیِ اسلام نجات یافتند و مجال پیدا کردند که سال بعد، جنگی خونین به راه اندازند. فرماندهان دو جناح و پرچمدار مشرکان در نبرد اُحد، از اُسرای بدر بودند. فراریان و آزادشدگانِ بدر، شخصیت‌های مهم قریش بودند که به محض رهایی، آتش جنگ اُحد را برافروختند. 7️⃣ حال آیا از مجموع این امور، نمی‌توان حدس زد که جریان اسیرگیری هم، برنامه‌ای حساب شده بود که افرادی خاص از سپاه مسلمین، آن را پیگیری کرده‌اند؟! ✍️ کتاب تبار انحراف، حجةالاسلام مهدی طائب 📖 متن کامل مقاله به‌همراه منابع: 👉 http://jscenter.ir/judaism-and-islam/jewish-intrigue/3639 🔶🔸🔹(رهبرانقلاب)همان گونه که گفتم نظر کارشناسی‌شده در ستاد ملی مبارزه با کرونا را معتبر می‌دانم اما این بررسی را باید به کسانی سپرد که حقیقت و ضرورت دعا و توسل را درک می‌کنند آن وقت هر چه آن‌ها تصمیم بگیرند بنده و همه مردم به آن عمل خواهیم کرد. ۹۹/۲/۲۱ 🗓امروز دوشنبه: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۱۷ رمضان ۱۴۴۱ ۱۱ می ۲۰۲۰ 🔻نشانی ما در پیام‌رسان‌های سروش، آی‌گپ، ایتا، گپ و بله و تلگرام 🇮🇷 @MAHOUR24
🔰 در روایت مهم دیگری که به نقل از ع در سیدبن طاووس آمده و علامه مجلسی هم در آورده اند، ابعاد جدیدی از این ماجرا روشن میشود: 🔺جبرئیل خدمت پیامبر رسیده و میگوید: خداوند میفرماید، الان وقت اعلان (ع) است. (فَهَبَطَ إلَيهِ و قالَ لَهُ‌: حَبيبي مُحَمَّدُ! إنَّ اللّهَ يُقرِئُكَ السَّلامَ‌، و يَقولُ لَكَ‌: قُم في هذَا اليَومِ بِوِلايَةِ عَلِيٍّ عليه السلام؛ لِيَكونَ عَلَما لِاُمَّتِكَ بَعدَكَ‌، يَرجِعونَ إلَيهِ‌، و يَكونُ لَهُم كَأَنتَ‌) 🔺حضرت در پاسخ میفرمایند: جبرئیل! من از این اقدام ، از اینکه بواسطه این اعلان، اصحاب و مردم بهم ریخته و علی را نپذیرند، چرا؟ به خاطر هایی که علی(ع) از آنها ریخته، و این باعث بشود آنها، شان را آشکار کنند. (حَبيبي جَبرَئيلُ‌! إنّي أخافُ تَغَيُّرَ أصحابي لِما قَد وُتِروهُ‌، و أن يُبدوا ما يُضمِرونَ فيهِ‌.) 🔺جبرئيل بالا رفته و پس از اندکی مجدد بازگشته و را برای حضرت میخواند: «اى پيامبر! آنچه را از جانب پروردگارت بر تو نازل شده، ابلاغ كن، كه اگر نكنى، پيامش را نرسانده‌اى و خدا تو را از [گزند] مردم، حفظ مى‌كند». 🔺اینجاست که پيامبر، ، ترسان و هراسان برمیخیزد و در حالیكه پاهايشان از شدّت گرما مى‌سوخت، فرمان میدهند تا بستر برای نماز و سپس ابلاغ ولایت آماده شود. در ميان آنان، ، ، و ديگر مهاجران و انصار نیز بودند. (فَقامَ رَسولُ اللّهِ ص ذَعِرا مَرعوبا خائِفا مِن شِدَّةِ الرَّمضاءِ و قَدَماهُ تُشوَيانِ‌... ثُمَّ نادى بِالصَّلاةِ جامِعَةً‌، فَاجتَمَعَ المُسلِمونَ‌، و فيمَنِ اجتَمَعَ أبوبَكرٍ و عُمَرُ و عُثمانُ و سائِرُ المُهاجِرينَ وَ الأَنصارِ.) 🔺پس از نماز، حضرت به سخنرانى برخاست و مسئله ولایت را ابلاغ فرموده و آن را بر همه مردم، واجب نمودند. اینجا بود که عده ای شروع کردند به پچ پچ کردن و مخفیانه با یکدیگر زمزمه کردن. اینجاست که زمزمه های آغاز میشود و یک عده شروع کردند به صحبت کردن که نتیجه اش را بعدا در سقیفه میبینیم. (ثُمَّ قامَ خَطيبا و ذَكَرَ بَعدَهُ الوِلايَةَ‌، فَأَلزَمَها لِلنّاسِ جَميعا، فَأَعلَمَهُم أمرَ اللّهِ بِذلِكَ، فَقالَ قَومٌ ما قالوا، و تَناجَوا بما أسَرّوا)