eitaa logo
آوای هور
203 دنبال‌کننده
48.5هزار عکس
40.1هزار ویدیو
379 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⚡️مقام بِسم‌اللّه بعنی اضطرار دائم به اسماء الهی ⚡️مقام بِسم‌اللّه یعنی انقطاع از اسباب، یعنی رها شدن از شرک‌ها 💠 آیت‌الله میرباقری: « يعني مطلقاً خودت را به غيرخدا نبيني. خوردن، خوابيدن، نفس کشيدن، نگاه کردن، حرف زدن و ... همه همراه با «بسم الله الرحمن الرحيم» باشد. اگر انسان بر سر سفره نشست و «بسم الله الرحمن الرحيم» گفت و بعد يادش رفت، در اين بين، مشرک مي‌شود. اما اگر از اول تا آخر، بسم الله در وجودش بود، اين می‌شود: مقام «بسم الله الرحمن الرحيم». يعني ديگر هيچ‌وقت اين بسم الله از وجودش جدا نمي‌شود. مي‌شود: «في صلاتهم دائمون». دائماً با بسم الله مي‌خوابد، حرف مي‌زند، روي زمين راه مي‌رود، نکاح مي‌کند، نفس مي‌کشد و... . اين بسم الله هميشه در وجودش هست. اين مي‌شود «مقام بسم الله الرحمن الرحيم»؛ یعنی دائماً تکيه‌اش به اسم اللهِ رحمانِ رحيم است. اگر نور اين آيه در قلب انسان بيايد و وجود انسان با آيه «بسم الله الرحمن الرحيم» نوراني شود، اين آدم در مقامي قرار می‌گیرد که ديگر دائماً با خدا سروکار دارد، با اسماء الهي سروکار دارد، «وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ‏ أَرْكَانَ‏ كُلِّ شَيْ‏ء». آدمي که سروکارش با اين است، ديگر آزاد است. تو در کوير هم سيراب است؛ اصلاً کوير و کناردريا و زمين حاصلخيز براي او فرقي نمي‌کند. کسي که دائم در مقام بسم الله است، وقتي مرگش فرا مي‌رسد، اتفاق مهمي نمي‌افتد. می‌بیند ما را از يک خانه خدا به يک خانه ديگر مي‌برند؛ اتفاقي نمي‌افتد. ولي کسي که به اين اسباب وابسته شده است، هنگام مرگ، درواقع، خداهايش دارند از او جدا مي‌شوند؛ لذا مي‌ترسد و حق دارد که بترسد. ولي کسي که به اينها تکيه نداشت، وقتی به او مي‌گويند «آقا، مي‌خواهند شما را ببرند و ديگر خورشيد را نمي‌بيني!» مي‌گويد خب، نبينم! مگر تا حالا خورشيد کاره‌اي بوده؟ اگر بگویند «ديگر اين زمين را نمي‌بيني!» مي‌گويد خب، نبينم! مگر تا حالا ما با اين زمين کاري داشتيم؟ هيچ‌وقت پايش را روي اين زمين نگذاشته است که حالا او را بترسانند و بگویند از اين به بعد نمي‌تواني. مي‌گويد مگر تا به حال اين زمين را مي‌ديدم؟ مگر تا به حال اين خورشيد و ماه و دوست و رفيق و همسر و اين بدن، کاري براي ما مي‌کردند که حالا از اين به بعد جدا شوم؟ مگر روزي که به دنيا آمدم، اينها بودند؟ خيلي‌هايشان نبودند، حالا هم نباشند! مگر اينها کاره‌اي هستند؟! کسي که در اين مقام است، با يک «بسم الله الرحمن الرحيم» از اين بساط، [می‌رود و] در آن بساط مي‌نشيند؛ تمام مي‌شود. با يک «بسم الله الرحمن الرحيم» پايش را آن طرف مي‌گذارد. کسي که در اين مقام نيست، آن وقت معلوم مي‌شود، چه اتفاقي مي‌افتد و اين چه بر سر انسان مي‌آورد. همه مربوط به شرک‌هاي انسان است. شرک در محبت، شرک در دلبستگي، اميد، ترس و... . ولی انساني که در مقام «بسم الله الرحمن الرحيم» است، پیداست که شرک‌هايش از او برداشته شده است.» 🌷🌷🌷🌾🌾🌾میلاد امام علی(ع) مبارک باد 🔹🔷🔹امروز شنبه 17 اسفند ماه 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @MAHOUR
⚡️مقام بِسم‌اللّه بعنی اضطرار دائم به اسماء الهی ⚡️مقام بِسم‌اللّه یعنی انقطاع از اسباب، یعنی رها شدن از شرک‌ها 💠 آیت‌الله میرباقری: « يعني مطلقاً خودت را به غيرخدا نبيني. خوردن، خوابيدن، نفس کشيدن، نگاه کردن، حرف زدن و ... همه همراه با «بسم الله الرحمن الرحيم» باشد. اگر انسان بر سر سفره نشست و «بسم الله الرحمن الرحيم» گفت و بعد يادش رفت، در اين بين، مشرک مي‌شود. اما اگر از اول تا آخر، بسم الله در وجودش بود، اين می‌شود: مقام «بسم الله الرحمن الرحيم». يعني ديگر هيچ‌وقت اين بسم الله از وجودش جدا نمي‌شود. مي‌شود: «في صلاتهم دائمون». دائماً با بسم الله مي‌خوابد، حرف مي‌زند، روي زمين راه مي‌رود، نکاح مي‌کند، نفس مي‌کشد و... . اين بسم الله هميشه در وجودش هست. اين مي‌شود «مقام بسم الله الرحمن الرحيم»؛ یعنی دائماً تکيه‌اش به اسم اللهِ رحمانِ رحيم است. اگر نور اين آيه در قلب انسان بيايد و وجود انسان با آيه «بسم الله الرحمن الرحيم» نوراني شود، اين آدم در مقامي قرار می‌گیرد که ديگر دائماً با خدا سروکار دارد، با اسماء الهي سروکار دارد، «وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ‏ أَرْكَانَ‏ كُلِّ شَيْ‏ء». آدمي که سروکارش با اين است، ديگر آزاد است. تو در کوير هم سيراب است؛ اصلاً کوير و کناردريا و زمين حاصلخيز براي او فرقي نمي‌کند. کسي که دائم در مقام بسم الله است، وقتي مرگش فرا مي‌رسد، اتفاق مهمي نمي‌افتد. می‌بیند ما را از يک خانه خدا به يک خانه ديگر مي‌برند؛ اتفاقي نمي‌افتد. ولي کسي که به اين اسباب وابسته شده است، هنگام مرگ، درواقع، خداهايش دارند از او جدا مي‌شوند؛ لذا مي‌ترسد و حق دارد که بترسد. ولي کسي که به اينها تکيه نداشت، وقتی به او مي‌گويند «آقا، مي‌خواهند شما را ببرند و ديگر خورشيد را نمي‌بيني!» مي‌گويد خب، نبينم! مگر تا حالا خورشيد کاره‌اي بوده؟ اگر بگویند «ديگر اين زمين را نمي‌بيني!» مي‌گويد خب، نبينم! مگر تا حالا ما با اين زمين کاري داشتيم؟ هيچ‌وقت پايش را روي اين زمين نگذاشته است که حالا او را بترسانند و بگویند از اين به بعد نمي‌تواني. مي‌گويد مگر تا به حال اين زمين را مي‌ديدم؟ مگر تا به حال اين خورشيد و ماه و دوست و رفيق و همسر و اين بدن، کاري براي ما مي‌کردند که حالا از اين به بعد جدا شوم؟ مگر روزي که به دنيا آمدم، اينها بودند؟ خيلي‌هايشان نبودند، حالا هم نباشند! مگر اينها کاره‌اي هستند؟! کسي که در اين مقام است، با يک «بسم الله الرحمن الرحيم» از اين بساط، [می‌رود و] در آن بساط مي‌نشيند؛ تمام مي‌شود. با يک «بسم الله الرحمن الرحيم» پايش را آن طرف مي‌گذارد. کسي که در اين مقام نيست، آن وقت معلوم مي‌شود، چه اتفاقي مي‌افتد و اين چه بر سر انسان مي‌آورد. همه مربوط به شرک‌هاي انسان است. شرک در محبت، شرک در دلبستگي، اميد، ترس و... . ولی انساني که در مقام «بسم الله الرحمن الرحيم» است، پیداست که شرک‌هايش از او برداشته شده است.» ☑️ @mirbaqeri_ir
🔻تصویر به اندازه‌ی کافی گویا است. تصویر، جمعی از در سال ۱۳۵۶، چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی را نشان می‌دهد که در وسط یکی از خیابان‌های مشغول شست‌وشوی هستند. «مارک گازیوروسکی»، استاد علوم سیاسی دانشگاه لوئیزیانای آمریکا، در کتاب «سیاست خارجی و شاه: بنای دولتی دست‌نشانده در ایران» می‌نویسد: تعداد کمی از اعضای طبقه‌ی پایین شهری به برق، آب لوله‌کشی، یا فاضلاب بهداشتی دسترسی داشتند. اعتیاد، فحشا، و جنایت در حلبی‌آبادهای جنوب تهران و دیگر شهرها رواج کامل داشت. گذشته از این، نرخ بالای مهاجرت روستا به شهر حاکی از آن است که استانداردهای زندگی برای طبقه‌ی پایین روستایی از این هم خیلی بدتر بود. یکی از مشاهده‌گران زندگی روستایی در ایران میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۷۰ گزارش می‌دهد: روستاییان با ۴ یا ۵ گرم پروتئین در هفته می‌زیستند و برخی در فضله‌ی اسب‌ها جست‌وجو می‌کردند تا جو هضم‌نشده پیدا کنند. 🔸در بخش دیگری از این کتاب به روایت صریح و غم انگیزتری از متن به حاشیه رفته برخورد می‌کنیم، جایی که «مارک گازیوروسکی» می‌نویسد: طبقه‌ی بالا با طبقات پایین شهری و روستایی تباین شدیدی داشت. میزان بیشتر استانداردهای ، تغذیه، و آموزش در ایران در دهه‌ی ۱۹۷۰ پایین‌تر از میانگین همه‌ی کشورهای در حال توسعه بود. بررسی دقیقی از شرایط زندگی کوچندگان فقیر در در دهه‌ی ۱۹۷۰ زندگی نکبت‌بار و نومیدانه‌ای را تصویر می‌کند. از ۳۷۸۰ خانوار کوچ‌کرده‌ی مورد بررسی، ۱/ ۵۵ درصد در کپرها و آلونک‌ها، ۹/ ۳۲ درصد در کوره‌های فعال یا غیرفعال آجرپزی، ۹/ ۸ درصد در چادر، و تعداد کمتری در گورستان‌ها با «مسکن‌های غارمانند» از جمله پناهگاه‌هایی که در گودال‌های عظیم و بدبوی ساخته شده بود زندگی می‌کردند. ✍️سید روح‌الله امین‌آبادی 🆘 @MAHOUR24
⭕️ قرائتی مهجور از انقلاب اسلامی! 🔸بارها شده برخی دوستان از نگارنده پرسیده اند که برای شناخت گفتمان و مفاهیم و چرایی وقوع انقلاب اسلامی چه کتاب‌هایی بخوانیم. همواره یک پاسخ داشته ام؛ امام امام امام. بهترین مفسر انقلاب اسلامی بنیان گذار آن است. 🔸برخلاف تصور بسیاری از ماها ، امام، انقلاب را براندازی یک و بی‌دین، و استقرار نمی‌دانند! ایشان به صراحت معتقدند که مردم، قرائتی از اسلام را - با نثار جان و مال‌شان - کنار زدند و قرائت از دین را بر مسند نشاندند. امام دعوا را بین دو قرائت از اسلام می دید. امام نوک تیز حملات خود را به سمت تحجر، مقدس مابی و واپسگرایی گرفته بود. مفاهیمی که با قاطعیت می گویم بخشی از نیروهای به‌اصطلاح انقلابی آلوده به آن هستند. 🔸 افراد و جریاناتی که دقیقا ادامه همان خطی هستند که سرمایه داری به علاوه هفده رکعت نماز را اسلام(اسلام سرمایه داری) می نامیدند. ادامه همان جریانی هستند که محمد رضا را شاه شیعه(اسلام سلطنتی) می دانستند و خروش بر آن را حرام. ادامه همان خطی هستند که امام بی رحمانه صفاتی چون «احمق و بی شعور» و « مارهای خوش خط و خال» نثارشان کرد. اسلامی که ما برایش دهها هزار نفر شهید داده ایم؛ اسلامی است که در آن عبادت با عدالت و معنویت با مسئولیت همراه است. 🔸 امام در پاسخ کوتاه - و در عین حال بسیار مهم و کلید‌ی‌ای که به سید حمید روحانی (رئیس وقت مرکز اسناد انقلاب اسلامی) در باب تاریخ نگاری انقلاب می‌دهند، اینچنین تفسیر تاریخی و ماندگار خود را از انقلاب اسلامی مردم و مستضعفین در سال 57 بیان می دارند: 🔹 «شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدی را جایگزین تفکر ، ، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایی کردند. شما باید نشان دهید که در حوزه‌های علمیه آن زمان که هر حرکتی را متهم به حرکت و یا حرکت انگلیسی می‌کردند، تنی چند از عالمان دین باور، دست در دست کوچه و بازار، مردم و زجر کشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند. 🔹 شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال ۴۱، سال شروع انقلاب اسلامی و مبارزه ، در مرگ آباد و چه ظلم‌ها بر عده‌ای روحانی پاک‌باخته رفت، چه ناله‌های دردمندانه کردند، چه خون دلها خوردند، به و شدند ولی با توکل بر خدای بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکری و ، سرافراز- ولی غرقه به خون یاران و رفیقان خویش- پیروز شدند.» 🔸 چند سخنران انقلابی و مشهور را سراغ دارید که این تعریف از انقلاب اسلامی را ارائه دهد؟ چند نویسنده را می یابید که این خوانش از انقلاب اسلامی را تقریر کند؟ چند کانال و سایت منتسب به جریان انقلابی را یافت می کنید که اساسا به این چند غیریت اساسی گفتمان امام در ایام پیروزی انقلاب بپردازند؟ تحریف امام که رهبری هشدار آن را داد فقط توسط اصلاح طلبان و هاشمیستها رخ می دهد؟ آیا آن سیلی ای که رهبری فرمودند در اثر تحریف مکتب امام ملت ایران خواهد خورد امکان ندارد به دست امثال ما زده شود؟ تا کی قرار است گفتمان امام در مهجوریت خودساخته ما اسیر بماند؟ بشکنید و بشکنیم. این قفس های لعنتی سانسور امام را می گویم. @MAHOUR24