4_5974407776271599326.mp3
6.29M
🍂🥀🍂🥀
🥀🍂🥀
🍂🥀
🥀
#آن_سوی_مرگ
#قسمت_سوم
⭕️تجربه ای از جهان پس از مرگ ⭕️
#پیشنهاد_دانلود👌
─━✿❀✿♣️✿❀✿─━
@Majid_ghorbankhani_313
شهید مجید قربانخانی "حرمدافعانحرم"
#دقایقۍبااو🌹 #شهیدمجیدقربانخانی #قسمت_دوم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❥ به نام خالق او
#دقایقۍبااو🌹
#شهیدمجیدقربانخانی
#قسمت_سوم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❥
به نام خالق او🍃
خواهر داداش مجید از مجید قصه ی ما میگوید:
مجید هیچ وقت علاقه ای به درس خواندن نداشت😕
تا هشتم خواندو برای همیشه کتاب های درسی اش را در قفسه های کتاب به یادگارگذاشت📚،وکنار پدردربازار آهن مشغول به کار شد.
درآمد روزانه اش رو بین من و مادر وخواهرانم تقسیم میکرد،وقتی معترض این رفتارش می شدیم می گفت روزی رسان اصلی خداست.😇
همه خانواده و فامیل آرزویمان بود که دامادی مجید را ببینیم،😍
وقتی میگفتیم برایت آستین بالا بزنیم،می گفت:
داماد میشوم
عروسیم خیلی هم شلوغ میشه
ماشین عروسم به جای اینکه گل قرمز داشته باشه،گل سیاه داره.🖤
وچون خیلی شوخ طبع بود هیچکدام از ما این حرفاش رو جدی نمی گرفتیم.
اما مجید قصه امروز ما در چند ماه آخر عمرش در این دنیا حال و هوایش به کلی تغیر کرده بود🙃
پشت همه خنده ها و شوخ طبعی هایش یک غم بزرگی درچهره و رفتارش بودو البته آرام تر از همه عمرش شده بود.🍃
#ادامه_دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❥
~•••↓🌿🌼🌿↓•••~
@Majid_ghorbankhani_313
#هوالعشق❤️
#قسمت_سوم
شروع کردم به گرفتن شماره مهدیه...
یه بار😠
دوبار😟
سه بار😣
مشترک مورد نظر خاموش می باشد😯
ای وای بدبخت شدیم رفت گل رس تو سرمون😱
_ممنون😔 برنمیداره😰احتمالا گم شدیم😢
حاجی : از کدوم شهر اومدید دخترم
_کرمان😔
سیدجواد_با کاروانای زیارتی اومدید؟
_اره
سید: پس بیاید من میرسونمتون ترمینال فقط زود باشید چون ممکنه برن
_ممنون دستتون درد نکنه 😍
فاطی: خدا خیرتون بده ممنون 🙂
سید: خواهش میکنم بفرمایید
از حاج اقا تشکر کردیم و پشت سر سید راه افتادیم🤗
ماشالا چه قد و بالایی😍 چقدر مردونه و جذاب از پشت راه میره 😍
حالا تازه فرصت کردم نگاهش کنم 🤓 کلا جذب چشاش بودم قیافشو ندیدم🙄
خدای من این طلبه اس😳 بابا الکی میگه😳 تیپش عین خانواننده هاس☺️
روشو کرد طرف ما خدای من چهرش😳 چقدر ناز و معصومه 😍
ندای درون : وای فائزه خجالت بکش پسر مردومو خوردی😱
_ندا جون شرمنده تم میشه خفه شی 😝 گناهش گردن خودم😊
با مشتی که فاطی به پهلوم زد جیغم رفت هوا😤
_مگه مشکل داری😳 چرا میزنی😳
فاطی که رنگش قرمز شده بود اشاره کرد به سید
سید در حالی که کلافه بود گفت : خانوم محترم اگه نگاه کردنتون تموم شد بیاید سوار شید جا می مونید ها
وای😱خاک تو سرم 😁 شرفم افتاد کف پام😞
با فاطمه رفتیم کنار ماشینش یه ۲۰۶ آلبالویی بود در عقب رو که باز کردیم روی صندلی عقب کلی خرت و پرت بود و فقط یه نفر جا میشد😶
من و فاطیم عین بز همدیگه رو نگاه میکردیم سید برگشت طرف من و گفت : به دوستتون بگید عقب بشینن شما یکم بیشتر جا میبرید بفرمایید جلو😏 بعدم با یه لبخند ملیح تمرگید سرجاش😕
این بیشعور با من بود😡 به من گفت چاق😡 خو اره دیگه فقط یکم محترمانه ترش😑
فاطی عقب نشست و منم در جلو رو باز کردم و نشستم😠 پسره بی ادب😷
یه بسم الله آروم گفت و ماشینو روشن کرد
_واااای😱 صبر کنید آقا جواد
سید: چیشد😳😳😳
_دوربینمو از امانت داری نگرفتم 😱
سید: قبض رو بدید من میرم میگیرم😡
قبض رو به بدبختی از جیب شلوارم در آوردم و دادم دستش 😖
از ماشین پیاده شد و با دو از پله های جلوی ورودی حرم بالا رفت🙄
#قسمت_سومم_تموم_شد
#نویسنده_خانم_فائزه_وحی
📲 @Majid_ghorbankhani_313
🗒 #وصیت_نامه آسمانی شهیدحاجقاسم سلیمانی
💖«#قسمت_سوم»
🌴💫🌴💫🌴
🔸 سارُق، چارُقم پر است از امید به "تو و فضل و کرَم تو"
⚜همراه خود دو چشم بسته آورده ام، که ثروت آن در کنار همه ناپاکیها یک ذخیره ارزشمند دارد...!
و آن گوهر اشک بر حسین فاطمه است...گوهر اشک بر اهل بیت است....گوهر اشک دفاع از مظلوم، یتیم..... دفاع از محصورِ مظلوم در چنگ ظالم....
✨😭💔🌺
💗خداوندا!
در دستان من چیزی نیست؛
• نه برای عرضه چیزی دارندو نه قدرت دفاع دارند....•
🔅 اما در دستانم چیزی را ذخیره کرده ام که به این ذخیره امید دارم....!!
•||و آن روان بودن پیوسته به سمت تو است||•
🌷 وقتی آنها را به سمتت بلند کردم، وقتی آنها را برائت بر زمین و زانو گذاردم، وقتی سلاح را برای دفاع از دینت به دست گرفتم؛ اینها ثروتِ دست من است که امید دارم قبول کرده باشی.
🤲💐🌟
❣خداوندا!
پاهایم سست است.رمق ندارد.😔
جرأت عبور از پلی که از «جهنّم»
عبور میکند،ندارد...
💠من در پل عادی هم پاهایم میلرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و از شمشیر بُرنده تر؛ اما یک امیدی به من نوید میدهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم.
🌺من با این پاها در حَرَمت پا گذارده ام...
و دورِ خانه ات چرخیده ام...
و در حرم اولیائت در بین الحرمین حسین و عباست آنها را برهنه دواندم...و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم...!!
🔹و در دفاع از دینت
دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. 🥀
🌻امیددارم آنجهیدنها و خزیدنها و به حُرمت آن حریم ها، آنها را ببخشی.
خـــ❤️ــــداوندا، « سر من، عقل من، لب من، شامّه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به سر میبرند...
#مکتب_حاج_قاسم
#سردار_دلها
شهید مجید قربانخانی "حرمدافعانحرم"
#داداش_مجید❤️ #شهیدمجیدقربانخانی🌹 #قسمت_دوم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ❥ به نام خالق
#داداش_مجید❤️
#شهیدمجیدقربانخانی 🌹
#قسمت_سوم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❥
به نام خالق او🍃
خواهر داداش مجید از مجید قصه ی ما میگوید:
مجید هیچ وقت علاقه ای به درس خواندن نداشت😕
تا هشتم خواندو برای همیشه کتاب های درسی اش را در قفسه های کتاب به یادگارگذاشت📚،وکنار پدردربازار آهن مشغول به کار شد.
درآمد روزانه اش رو بین من و مادر وخواهرانم تقسیم میکرد،وقتی معترض این رفتارش می شدیم می گفت روزی رسان اصلی خداست.😇
همه خانواده و فامیل آرزویمان بود که دامادی مجید را ببینیم،😍
وقتی میگفتیم برایت آستین بالا بزنیم،می گفت:
داماد میشوم
عروسیم خیلی هم شلوغ میشه
ماشین عروسم به جای اینکه گل قرمز داشته باشه،گل سیاه داره.🖤
وچون خیلی شوخ طبع بود هیچکدام از ما این حرفاش رو جدی نمی گرفتیم.
اما مجید قصه امروز ما در چند ماه آخر عمرش در این دنیا حال و هوایش به کلی تغیر کرده بود🙃
پشت همه خنده ها و شوخ طبعی هایش یک غم بزرگی درچهره و رفتارش بودو البته آرام تر از همه عمرش شده بود.🍃
#ادامه_دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❥
~•••↓🌿🌼🌿↓•••~
@Majid_ghorbankhani_313
شهید مجید قربانخانی "حرمدافعانحرم"
#زندگینامه📚 #داداش_مجید♥️ #قسمت_دوم🌱 سربازی🍃 #شهید_مجید_قربانخانی🌹 ─━✿❀✿♠✿❀✿─━ @Majid_ghorbankhani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#زندگینامه📚
#داداش_مجید♥️
#قسمت_سوم🌱
نان حلال🌾
#شهید_مجید_قربانخانی🌹
─━✿❀✿♠✿❀✿─━
@Majid_ghorbankhani_313
شهید مجید قربانخانی "حرمدافعانحرم"
#داداش_مجید♥️ #قسمت_دوم🌿 °|•کودکی و تحصیل[2] •|° آنقدر برای خانواده اش جایگاه ویژه ای داشت که حتی
#داداش_مجید♥️
#قسمت_سوم🌿
°|•سربازی•|°
سربازی رفتنش هم مثل مدرسه رفتنش عجیب بود.
در پادگان هم دست از شیطنت هایش برنداشت و صدای همه را در آورده بود.
بعد از تمام شدن سربازی اش پدرش سرمایه ای در اختیارش گذاشت تا با آن کسب و کاری راه بیاندازد.
مجید به فکر راه انداختن سفره خانه و قهوه خانه افتاد.
بااینکه پدر و مادرش چندان موافق نبودند؛اما کمکش کردند و خوشحال بودند که سرش به کار گرم میشود
#شهید_مجید_قربانخانی🌹
─━✿❀✿🌻✿❀✿─━
@Majid_ghorbankhani_313
شهید مجید قربانخانی "حرمدافعانحرم"
#قدم_قدم_تا_بهشت🕊🦋 #قسمت_دوم🌾 •ــــــــــــــــ🍃🌹🍃ـــــــــــــــ• با ذکر یا حسین(ع)، پیکر بر روی
#قدم_قدم_تا_بهشت🕊🦋
#قسمت_سوم🌾
•ــــــــــــــــ🍃🌹🍃ـــــــــــــــ•
[پسرم، سرو قدم، راه برو چند قدم]🖤
این مداح از حال و هوای پدر شهید مدافع حرم جاویدالاثر «مرتضی کریمی» که از همرزمان شهید مدافع حرم «مجید قربانخانی» بوده،
این چنین میگوید:🍂
«پدر شهید شعری را آماده کرده بود
تا موقع برگشت پیکر پسرش بخواند، اما وقتی پیکر مجید را دید
گویی پسرش را دیده باشد🙂و آن را خواند:
پسرم، سرو قدم، راه برو چند قدم
تا کنم قد تو را خوب تماشا پسرم...☔️ :)
•ــــــــــــــــ🍃🌹🍃ـــــــــــــــ•
#حر_مدافعان_حرم✨
#شهید_مجید_قربانخانی♥️
─━✿❀✿🌻✿❀✿─━
@Majid_ghorbankhani_313
بسم رب العشق
#قسمت_سوم
😍علمـــــــدار عشـــــق 😍
بانرجس نماز صبحمون خوندیم
و رفتید اتاقمون ساعت حدود ۵ بود
بدون اینکه متوجه بشم چشمام گرم شد و خوابم برد
یهو چشمام 👁👁بازکردم دیدم ساعت ۷:۳۰ صبحه
با سرعت از جا پاشدم و دویدم سمت پذیرایی
آقاجون در حال پوشیدن کتش رو به من کرد
آقاجون: بابا چقدر پریشانی تو 😳😳
- آقاجون میترسم
آقاجون : همش یه ربع مونده
من میرم حجره
اگه برادرت محمد بود تو حجره که میگم خودش بزنه منم رتبه ات بدونم
اگه نبود زنگ میزنم خونه
- باشه آقاجون
وای این یه ربع چرا نمیگذره
شروع کردم به روشن کردن لب تاپم
کد رهگیری و اسمم نرگس سادات موسوی تایپ کردم
بالاخره ساعت ۸ شد
سایت سنجش باز شد
رتبه ها تا ۵۰ رفت بالا ولی از خبری از اسم و رتبه من نبود
یهو چشمم خورد به اسمم نرگس سادات موسوی وای خدایااااا رتبه ام ۹۸
جا و مکان فراموش کردم
و ازهیجان زیاد همراه با گریه جیـــــــــغ بنفش و آبی و سرمه ای همزمان زدم
نرجس باوحشت دوید تو پذیرایی
مادرم هم همون طور
باهم چی شده نرگس
- مامان رتبه ام 😭😭😭
مامان :اشکال نداره عزیزم
سال بعد ان شاالله
نرجس بدو یه جرعه آب بیار برای حواهرت
نرجس : چشم
آبو که خوردم آرومترشدم مامان هم پشتمو میمالید
کم کم تونستم حرف بزنم اما از هیجان بریده بریده
- مامان
رتبه ام
۹۸
شد
نویسنده بانـــــــو...ش
بامــــاهمـــراه باشــید🌹
@Majid_ghorbankhani_313
شهید مجید قربانخانی "حرمدافعانحرم"
#زندگینامه🍁 #حر_مدافعان_حرم🕊 [تحولشهیدمجیدقربانخانی] شهید قربانخانی از اعضای اصلی هیئت جوانان سی
#زندگینامه🌿
#حر_مدافعان_حرم🕊
وقتی از سفر کربلا برگشت، پرسیده بودن چه چیزی از امام حسین{ع}خواستی؟
مجید گفته بود: از امام حسین{ع} خواستم
آدمم کنه ...
سه چهار ماه قبل از رفتن به سوریه به کلّی متحول شد، همیشه در حال دعا و گریه بود، نمازهایش را سر وقت می خواند و حتّی نماز صبحش را نیز اول وقت می خواند.
خودش همیشه می گفت نمی دانم چه اتّفاقی برایم افتاده که این طور عوض شده ام و دوست دارم همیشه دعا بخوانم و گریه کنم و همیشه در حال عبادت باشم...
#قسمت_سوم🍃
#شهید_مجید_قربانخانی🌹
❅-----❅-----❅-----❅-----❅
@majid_ghorbankhani_313
شهید مجید قربانخانی "حرمدافعانحرم"
#حوالیِاو♥️ #قسمت_دوم🌱 #شهید_مجید_قربانخانی🌹 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ❥ به نام خال
#حوالیِاو♥️
#قسمت_سوم🌱
#شهید_مجید_قربانخانی🌹
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❥
به نام خالق او🍃
خواهر داداش مجید از مجید قصه ی ما میگوید:
مجید هیچ وقت علاقه ای به درس خواندن نداشت😕
تا هشتم خواندو برای همیشه کتاب های درسی اش را در قفسه های کتاب به یادگارگذاشت📚،وکنار پدردربازار آهن مشغول به کار شد.
درآمد روزانه اش رو بین من و مادر وخواهرانم تقسیم میکرد،وقتی معترض این رفتارش می شدیم می گفت روزی رسان اصلی خداست.😇
همه خانواده و فامیل آرزویمان بود که دامادی مجید را ببینیم،😍
وقتی میگفتیم برایت آستین بالا بزنیم،می گفت:
داماد میشوم
عروسیم خیلی هم شلوغ میشه
ماشین عروسم به جای اینکه گل قرمز داشته باشه،گل سیاه داره.🖤
وچون خیلی شوخ طبع بود هیچکدام از ما این حرفاش رو جدی نمی گرفتیم.
اما مجید قصه امروز ما در چند ماه آخر عمرش در این دنیا حال و هوایش به کلی تغیر کرده بود🙃
پشت همه خنده ها و شوخ طبعی هایش یک غم بزرگی درچهره و رفتارش بودو البته آرام تر از همه عمرش شده بود.🍃
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❥
#زندگینامه
❅-----❅-----❅-----❅-----❅
@majid_ghorbankhani_313
رادیونمایش۳.mp3
6.99M
#حر_مدافعان_حرم🕊
|نمایشِ پناهِ حرم🌙|
#شهید_مجید_قربانخانی♥️
#قسمت_سوم🌿
❅-----❅-----❅-----❅-----❅
@majid_ghorbankhani_313