این صحبت محمود درویش رو باید با طلا بنویسیم بزنیم درست وسط زندگیمون:
«گمان میکردم آنکه دوستم دارد،حتی اگر غرقِ در تاریکیام باشم دوستم خواهد داشت،حتی اگر پر از زخمهای روانی باشم،حتی اگر قادر به دوست داشتن خودم نباشم،او با وجود همه ی اینها دوستم خواهد داشت.اما نه!هیچکس خود را به مخاطره نمیاندازد و دستش را داخل چاه نمیبرد.تاریکی تنها برای ماست...!»
@Manarem
мαɴαreм
تو لبخند می زنی من ذوب می شوم:)!
-میشه یه چیزی رو اعتراف کنم؟!
+آره ..
-خنده ات قشنگ ترین خنده ایه که تا حالا دیدم !!
+پس منم میتونم یه اعترافی بکنم؟!
-حتما ..
+این خنده فقط وقتی این شکلیه که من با توام ؛)!
@Manarem
ببخشید اگه عصبانی میشدم!
زیاد سوال میپرسیدم!
دوست نداشتم کنار هر کسی باشی!
حسودی میکردم!
بیخودی حساس بودم!
زیادی پیام میدادم!
چشامو روی نخواستن و خواستن تو میبستم!
بیخشید که کارهاتو رفتارتو نادیده میگرفتم!
ولی بدون من همیشه بیشتر از همه چیز و همه کس دوستت داشتم ..
جوری که بقیه هیچوقت نمیتونن برات باشن:)!
@Manarem
هدایت شده از ᴍᴏɴᴛᴀʜᴀ
رفتار ما با قلب آدم های اطراف مون
مثل اون شخصـے که تو اسباب کشے
دائم مراقب اون جعبیہِ کھ پر شکستنـے ؛
به بقیه میگه مراقب باشید نشڪنہ !
یڪ جای مطمئن میزارھ نه سر راھ
که هرکسـے رسید یه لگد بزنه بهشـ ؛
دائم نگران اون جعبه هست که نکنہ
یڪ وقت بشکنہ یا ترڪ بردارھ ؟!
صدبار میاد نگاه میکنہ ببینه سالمِ ؟!
-
رفتار بقیه افراد با قلب ما مثل آدمـے
که براش کوچک ترین اهمیتـے ندارھ
که توی این جعبه شکستنـے و هر لحظه
امکان دارھ بشکنہ و به حالت اول برنگردھ . .
چون خسته میشه ؛ هرجا بتونه میزارھ
و رها میکنہ میرھ هر لگدی هم بهش میخورھ
و به مرور ترڪ برمیدارھ ، و در نهایت که
بخاطر تمام سهل انگاری هاش یه جسم
سنگین رو میزارھ روی اون جعبه یهو
میبینه تمام وسایلای جعبه خورد شدھ و
از بین رفتہ میگہ : اععع شکست ؟!
بلند میکنه و پرت میکنه توی سطل آشغال :")
мαɴαreм
-میشه یه چیزی رو اعتراف کنم؟! +آره .. -خنده ات قشنگ ترین خنده ایه که تا حالا دیدم !! +پس منم میتونم
•°||🙂🐣||°•
خندههایش دل را به ضعف میانداخت ..
آخر میدانی؟!
منحنی ایجاد شدهی لبهای خوشتراشش
و آن چال افتاده روی گونهی چپش؛))
عجیب دلبر بود !
دل از من میبرد !
دل میبرد !
دل میبرد !
و مگر پس میداد؟!
@Manarem
هدایت شده از - جیران خانوم !
حقیقتا آدم نمیفهمه تف کنه به نفر سومی که گند زده به رابطش یا طرف خودش که همه حرفاش زِری بیش نبوده
ولی خب ترجیح بر اینه که تنها به کج شدن لبخند در گوشه ی لب
اکتفا کنه و رسما گورشو گم کنه .