رگدستمبهفاجعهترینحالتممکنگرفت
دستمخشکشدش ..
منالانبایدباهمیندستچیزیبنویسم💔🙂😐😭
мαɴαreм
امامنهنوزمدلمبرایمیزدوم کنارپنجره .. تنگمیشه!(:🙃
حتیوقتیجلوینمازخونهمیشستیم
ومعلمریاضیمیرسید
وباچشمایمتعجبنگاهمونمیکرد😂
یامعلمعلومکهزنگکلاسشحواسمونجمعبود
پیچپلهروردکردماهجوممیبردیمبهکلاس ..🙂
زنگاییکهمعلمارومیپیچوندیم
وازکلاسمیزدیمبیرون!(:
мαɴαreм
حتیوقتیجلوینمازخونهمیشستیم ومعلمریاضیمیرسید وباچشمایمتعجبنگاهمونمیکرد😂 یامعلمعلومکه
حتیهمونسویشرتزرشکی
کهدستمونمیچرخید🙂🧣
мαɴαreм
حتیهمونسویشرتزرشکی کهدستمونمیچرخید🙂🧣
دیدیدیگهدوسشندارم ..
بههمینراحتی؛) 🙃
هدایت شده از نونصاد .
- آقای دکتر!
لبخندهایش طعم کرانچی میدهد ؛
شما بودید ، عاشقش نمیشدید ؟؟
هدایت شده از - ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
من قوی تر از آنی به نظر می رسیدم ك نگرانم شوند ؛
و مغرور تر از آنی ك مراقبم باشند . .
و هیچکس نفهمید ك چقدر دلم میخواست گاهی خودم را پشتِ اقتدار کسی پنهان کنم و ضعیف ترینِ کسی باشم و پناهنده ی ناگزیرِ آغوشی !(:
ك کسی نگرانم باشد و دلی برای بیقراریام ، بلرزد . .
آدمی گاهی چه محتاج می شود به واژه ای ، حرفی ، نگاهی .)
به صدای لرزانی ك از انحنای حنجره و از هیاهوی قلب عاشقی ، با اضطراب ، بیرون بریزد و بگوید ؛
- نگرانت بودم جانِ دلم ، خوبی؟!
آدمی چه بی اندازه محتاج می شود گاهی !(: