داروخانه معنوی
حکمت ۲۱۷ 🔻دگرگونی روزگار و شناخت انسانها (اخلاقی،علمی) 🎇🎇#حکمت۲۱۷ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السلام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
حکمت ۲۱۷ 🔻دگرگونی روزگار و شناخت انسانها (اخلاقی،علمی) 🎇🎇#حکمت۲۱۷ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السلام
حکمت ۲۱۸
💥حسادت آفت دوستی(اخلاقی،علمی)
🎇🎇#حکمت۲۱۸ 🎇🎇🎇
✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : حَسَدُ الصَّدِيقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ
✅و درود خدا بر او فرمود: حسادت بر دوست، از آفات دوستي است.
#نهج_البلاغه
💠باهم نهج البلاغه بخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
🎴 تخمین رسانههای بینالمللی از حضور امروز مردم ایران، بیش از ۳۴ میلیون نفره. ماشالله به جون مردم
فدای مردم فهیم و بزرگوار ایران که چنین بابصیرت در میدان حضور پیدا کردند
از بعد اغتشاشات فشار روانی خیلی زیاد شده بود مخصوصا وقتی یه چادری یا یه مذهبی را میدیدن !!
این اتفاق خیر و مبارک هم برای همه مذهبی ها دلگرمی شد هم اینکه بعضیا حساب کار دستشون اومد که هنوز مردم میلیونی در صحنه هستند و انقلاب و رهبرشون را دوست دارند و هدفشون تحویل پرچم انقلاب به آقاجانمون حضرت مهدی عجل الله هست
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
در أسنـــــاد لانـــهی جاســـوسے ؛
نٰـــامها؎ هَســـت که دَر قـــسمتے أز اون
حــِـــزبالٰلهےهـــا رو اينـــطور توصیـــــف میکنـــه:
اونهٰـــا کسانے هَستـــند کـــه:
أگـــر رَهبـــــرشـــون ،
بِهشـــون بِگـــہ بہ کـــره؎ مـــــاه بـــرید!
نمےپــرسند چـــــطور بـــریم !!!
بَـــلکه مےپُرسند کی بریـــــ۔م۔۔۔ツ😎
#دهه_فجر
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
در دفتـــر شعـــرِ کربـــــلٰا این خـــــآتـــون۔۔۔
⇦عُمـــریـــســـت۔۔
بِہ ﴿دُردانـــه۔۔۔𑁍﴾تـــخـــلــــص دٰارد۔۔!
بـــالٰا؎ ضَـــــریـــح او۔۔،
❲مَـــــلَک۔۔❳ حَک کـــرده؛⇩⇩⇩
در دادن "حـــٰــاجات " تخـــصص دٰارد۔۔➛
#میلاد_حضرت_رقیه
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️ ☔️قسمت ۴۴ ☔️ مسیر آتش . مقصد دوم مون یکی از مراکز موادی بود که قبلا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️ ☔️قسمت ۴۴ ☔️ مسیر آتش . مقصد دوم مون یکی از مراکز موادی بود که قبلا
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️
☔️قسمت ۴۵
☔️ بهم حمله کرد
در حالی که داد می زد و اون جملات رو تکرار می کرد و اشک می ریخت ...
حمله کرد سمت من ... چند تا مشت و لگد که بهم زد ...
یقه اش رو گرفتم و چسبوندمش به دیوار....
با صدای بلند گریه می کرد و می گفت ...
_چرا با من این کار رو می کنی؟ ...
.
.
آروم کردنش فایده نداشت ...
سرش داد زدم ...
_این آینده توئه ... آینده ایه که خودت انتخاب کردی ... ازش ترسیدی؟... آره وحشتناکه ... فکر کردی چی میشی؟ ... تو یه احمقی که در بهترین حالت، یه گارسون توی بالای شهر یا یه خدمتکار هتل یا چیزی توی همین مایه ها میشی ... اگرم یه آشغال عشق اسلحه بشی و شانس بیاری دز پلیس... .
.
یقه اش رو ول کردم ...
_می خوای امریکایی باشی؟ ... آره این آمریکاست ... جایی که یا باید پول و قدرت و ثروت داشته باشی یا مثل سیاستمدارها و امثال اونها توی سیستم خودت رو جا کنی ...
یا اینکه درس بخونی و با تلاش زیاد، خودت رو توی سیستم بهره کشی، بکشی بالا ... .
می خوای آمریکایی باشی باش ... اما یه آشغال به درد نخور نباش
... این کشور 300 میلیون نفر جمعیت داره ... فکر می کنی چند درصدشون اون بالان؟ ... فکر می کنی چند نفر از این پایین تونستن خودشون رو بکشن بالا؟ ...
حتی اگر یه زندگی عادی و متوسط بخوای، باید واسش تلاش کنی ...
مسلمون ها رو نمی دونم اما بقیه باید 18 سالگی خونه رو ترک کنن و جدا زندگی کنن ... 2 سال بیشتر وقت نداری ... بخوای درس بخونی یا بخوای بری سر کار ... واقعا فکر کردی می خوای چه کار کنی؟ ..
.
و اون فقط گریه می کرد .
ادامه دارد...
📚 نویسنده_شهید_مدافع_حرم_طاها_ایمانی
#کپی_فقط_با_ذکر_نام_نویسنده
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2