eitaa logo
موعود(عج)12
1.8هزار دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
12.5هزار ویدیو
18 فایل
﷽ 🔶احادیث.روایات مهدوی 🔶بشارت نزدیکی ظهور 🔶سخن بزرگان در مورد منجی(عج) 🔶️اخبار سیاسی روز 🔶️اخبار جبهه مقاومت 🔶️اخبار سرزمین‌های اشغالی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 👈کپی با ذکر صلوات
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺🍃پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) 🍃نماز همانند چشمه روان است هر زمان كه انسان نماز مى خواند گناهانى كه ميان دو نماز انجام شده از بين مى رود. سفارش یاران آسمانیمان
؛༻‌❁﷽❁༺‌‌‌ مهمترین تفاوت "ما" و "آقا" 🔹کدام اختلاف است که سبک تحلیلی بخشی از جریان را از رهبری انقلاب دور کرده است؟ پاسخ در کلید واژه "امید" است. رهبری انقلاب به غایت به آینده و اما ما.... 🔹امیدوار بودن تنها "مثبت اندیشی ساختگی" و "تلقین تصنعی روشن نگری" نیست. امیدوار بودن باید تبدیل به یک " " و "" شود. اعتقادی که از یک بینش و ایقان الهی برآمده است. 🔹رهبری انقلاب با نگاه به نظم قهری و طبیعی ، باور‌ دارند که حرکت مومنین مورد است و در "لینصرن" حتمیت و قطعیت نهفته است. ✍محسن مهدیان
علیرضا بیرانوند: آرزو دارم با رهبر انقلاب دیدار کنم/ ما در جام‌جهانی هر کاری کردیم برای دفاع از وطن، خاک و خوشحالی مردم بود. 🍃اللهم عجل لولیک الفرج🍃
اللهم فک کل اسیر ...
امام علي (ع): اِنَّ اَصْحابَ الْقائِمِ شَبابٌ لا کُهُولَ فيهِم اِلاّ کَالْکُحلِ فِي الْعَينِ اَو کَالْمِلحِ فِي الزادِ، وَ اَقَلُّ الزّادِ الْمِلحُ. ياران «قائم» همه جوانند و آدم پيري در ميانشان نيست مگر اندکي به اندازه سرمه اي که به چشم مي کشند يا نمکي که در زاد و توشه مي نهند. و البته کمترين چيزي که در توشه مي گذارند نمک است. 📕غيبة النعماني، ص ۳۱۵; موسوعه احاديث امير المؤمنين (ع) ـ الجزء الاول ص ۱۹۶. 🍃اللهم عجل لولیک الفرج🍃
از عبرت های آخرالزمان امام علی (ع) فرمودند:🍃 در آن هنگام (آخرالزمان) دل مؤمن در درونش گداخته و آب می شود، مانند نمک که در آب حل می گردد، به خاطر منکراتی که می بیند و نمی تواند تغییر داده و اصلاح کند. 📙منبع: تفصیل وسائل الشيعة الی تحصیل مسائل الشيعة، ج ۱۵، ص ۳۴۸
عقربی که پنج گروه را می خورد 🔷پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: در روز قیامت، از داخل جهنم عقربی خارج می شود که سر آن عقرب در آسمان هفتم است و دُمش در ته زمین و دهانش هم از مشرق تا مغرب است. 🔷آن عقرب مےگوید : «أَینَ مَن حارَبَ اللهَ و رَسُولَه؟» ؛ ← آنهایی که با خدا و پیامبر خدا جنگ داشتند کجا هستند؟ 🔷 جبرئیل فرود می آید و می پرسد: «چه کسانی را می خواهی؟ مقصودت از کسانی که با خدا و پیامبر خدا در جنگ بودند چه کسانی است؟» عقرب می گوید: آنها پنج نفرند و من می خواهم آنها را ببلعم: ❶ اول تارِکُ الصَّلوة:  👌آن کسی که بی نماز از دنیا رفته است، مخصوصاً اگر منکر هم بوده و نماز را قبول نداشته که دیگر هیچ! این عقرب می گوید من ارادۀ تارک الصلوة را دارم. او با خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در جنگ بوده است. ❷ دوم مانِعُ الزَّکاة:  👌کشاورزی که گندم داشته اما زکاتش را نمی داده، گاو و گوسفندش در حد نصاب بوده زکات نمی داده، طلا به میزان بیست مثقال داشته زکاتش را نمی داده، این عقرب می گوید: من به دنبال کسانی هستم که در دنیا زکات نمی دادند. ❸ سوم آکِلُ الرِّبا: 👌 کسانی که نزول می خوردند. در زمان ما هستند کسانی که پول می دهند و نزولش را سر ماه می گیرند. چه قدر گناه دارد. ❹ چهارم شارِبِ الخَمر: 👌کسانی که شراب می خورند، چهارمین گروهی هستند که آن عقرب به دنبالشان هست. ❺ پنجم قَومٌ یُحَدِّثُونَ فِی المَسجِدِ حَدیثَ الدُّنیا: 👌مردمی که در مسجد می نشینند و به جای اینکه مباحثه کنند، درس بخوانند، دعا بخوانند، حرف آخرت و مسائل شرعی و قرآن و مفاتیح بزنند، از دنیا صحبت می کنند: امروز دلار چند بود؟ طلا مظنه اش چه قدر بود؟ شنیده ام بالا رفته؟! این حرف ها جایش در مسجد نیست. آن عقرب به دنبال کسانی است که در مسجد از دنیا حرف بزنند.
💠داستان"حاکم قم وامام مهدی(ع)"💠 ابو عبد الله حسين بن حمدان مى گويد: شهر قم از کنترل خليفه خارج شده بود وهر شخصى را براى تصدّى منصب حکمرانى مى فرستادند، مردم از ورود او جلوگيرى نموده وبا او مى جنگيدند. خليفه مرا به همراه لشکرى براى در دست گرفتن اوضاع قم مأمور کرده و به سوى آن شهر فرستاد. من با لشکرى حرکت کردم، وقتى به منطقه (طرز) رسيديم، برى استراحت توقّف نموديم. به قصد شکار حرکت کردم. صيدى را هدف قرار دادم اما فرار کرد. مسافت زيادى را به دنبال او طى نمودم تا اين که به نهرى رسيدم. همين طور در مسير رود مشغول حرکت بودم که به محلى رسيدم که بستر رودخانه گسترده و باز بود. در اين هنگام، از دور مردى را ديدم که بر اسبى سفيد سوار بود، به من نزديک شد. عمّامه ى سبز بر سر داشت ويک جفت کفش سرخ در پا وچهره خود را چنان پوشيده بود که تنها چشمانش ديده مى شد. وقتى کاملا نزديک شد گفت: اى حسين! او بدون لقب وکنيه مرا مورد خطاب قرار داد. گفتم: چه مى خواهى؟ گفت: چرا در مورد ولايت صاحب الامر (عليه السلام) ترديد مى کنى؟ وچرا خُمس مالت را به اصحاب ما نمى دهى؟ درست مى گفت. من در مورد ولايت صاحب الامر (عليه السلام) شک داشتم، وخمس مال خود را نپرداخته بودم. او اين سخن را آن چنان با مهابت ادا کرد که من با تمام استحکام وشجاعتم بر خود لرزيدم وعرض کردم: چشم، آقا جان! همان طور که فرموديد، خواهم نمود. آن گاه فرمود: وقتى به آن جا که مى خواهى بروى ـ يعنى قم ـ رسيدى وبدون درد سر وارد شدى، خمس هرچه را که به عنوان دارايى شخصى به دست آوردى، به مستحقش بپرداز! عرض کردم: چشم. آن گاه فرمودند: برو که هدايت يافتى. عنان مرکب را بازگرداند و رفت، ولى من نفهميدم که از کدام طرف رفت. هر چه چپ و راست را جست وجو کردم، چيزى نيافتم. ترسم بيش تر شد، فوراً بازگشتم وسعى کردم آن را فراموش کنم. نزديک قم رسيديم ومن خود را براى درگيرى با مردم آماده نموده بودم، ناگاه عده ى از اهالى قم نزد من آمده وگفتند: ما با هر حاکمى که فرستاده مى شد، به خاطر ستمى که بر ما روا مى داشته، مى جنگيديم. تا اين که تو آمدى، با تو مخالفتى نداريم! وارد شهر شو وهر طور که صلاح مى دانى به تدبير امور بپرداز! وارد شهر شدم مدتى آن جا ماندم واموال زيادى بيش تر آنچه که فکر مى کردم به دست آوردم، تا اين که گروهى از اطرافيان خليفه نسبت به موفقيّت من حسادت کرده واز من نزد خليفه بدگويى نمودند، من نيز از مقام خود عزل شده وبه بغداد بازگشتم. وقتى وارد بغداد شدم، ابتدا نزد خليفه رفته وسلام نمودم. آن گاه به منزل خود مراجعت نمودم. اطرافيان، بستگان وآشنايان براى تجديد ديدار وخوش آمد به ديدنم آمدند. در اين حال، ناگاه محمّد بن عثمان ـ نائب دوم امام زمان (عليه السلام) ـ وارد شد وبدون اين که توجّهى به حاضرين نمايد از همه عبور نموده وتا بالاى مجلس نزد من آمد وآن قدر نزديک شد که توانست به پشتى من تکيه کند، من از اين جسارت او به خود وبستگان وآشنايانم بسيار خشمگين شدم. ملاقات کنندگان همين طور مى آمدند ومى رفتند وبراى اين که وقت مرا نگيرند زياد معطّل نمى شدند. اما او همچنان نشسته بود، ولحظه به لحظه بر خشم من افزوده مى شد. وقتى مجلس خالى شد. خود را به من نزديک تر نمود وگفت: به پيمانى که با ما بسته ى وفا کن. آن گاه تمام ماجرا را بازگو کرد. من به خود لرزيدم وگفتم: چشم. آنگاه برخاستم وهمراه او خزاين اموالم را گشودم وبه حسابرسى پرداختم. خمس همه را خارج کردم، او از همه چيز اطّلاع داشت حتّى خمس وجهى را که از قلم انداخته بودم، به يادم آورد. آن را نيز پرداختم. او همه آنها را جمع نموده وبا خود بُرد. پس از آن من ديگر در امر وجود حضرت حجّت (عليه السلام) ترديد نکردم. 📚خرايج راوندى، ج 1، ص 472 ـ 475، فى معجزات صاحب (عليه السلام) ، بحار الانوار، ج 52، ص 56 ـ 58
دوباره صبح جمعه و نگاه من به انتظار که شاید آردم صبا، خبر ز کوی یار صدای عاشقان تو ز هر طرف رسد به گوش بیا ستاره سحر، قدم به چشم من گذار ✨اللهم عجل لولیک الفرج✨ سلام عصرتون بخیر
آيا در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) آيا حضرت با تمام دنيا با زبان_عربي صحبت مي كند يا با هر ملتي با زبان خودشان سخن مي گويد؟ ✍پاسخ : در اين باره دليل قاطعي وجود نداردولي چند نکته شايان توجه است: 1⃣ از آنجا که اهل بيت(ع)- بر طبق روايات وارد شده- همگي از قريش هستند و زبان قريش عربي فصيح است، زبان اصلي امام زمان(عج) زبان عربي است. 2⃣ از سوي ديگر بر اساس روايات اهل بيت(ع) ائمه معصومين(ع) توانايي اين را دارند که با هر قومي با زبان خوشان سخن بگويند، حتي ايشان از زبان حيوانات نيز آگاهي دارند. 3⃣ مردم عصر ظهور به خاطر گسترش و نشر معارف اسلامي- که به زبان عربي است- احتمالا در سطح وسيعي با اين زبان آشنايي پيدا كنند. در_نتيجه : هر دو احتمال در اين باره وجود دارد.
🔰امام خمینی(س): این طبقه ای که می خواهند مردم را ارشاد کنند، اگر خودتان توجه تان به دنیا باشد و حریص در دنیا، مردم دیگر از شما باور نمی کنند. 28تیر62-دیدار خبرگان