eitaa logo
مشکات !
101 دنبال‌کننده
1هزار عکس
87 ویدیو
0 فایل
مولانا: پس زخم‌هامان چه؟ شمس: نور از میان همین زخم‌ها وارد می‌شود... . .
مشاهده در ایتا
دانلود
و من هر لحظه به بیدار شدن از این کابوس فکر می‌کنم کابوسی که تلاش برای بیدار شدن از آن، بی‌مانند نیست به دست و پا زدن در باتلاقی که انتها ندارد باتلاقی که هرچه تلاش می‌کنیم از آن رهایی یابیم، محکم‌تر مارا با دست‌های لجزش در بغل ِخود محبوس می‌کند. که این درد تمامی ندارد که عطش ِخونین این خاک، سیرابی ندارد و بی‌گمان، حالا دیگر این وطن، به دشت لاله‌ها شبیه‌تر است تا به سرزمین مردمانی آزاد ؛
و اصلا چطور شد که چنین کابوسی، شب‌ها و حتی روزهای ما را به تیرگی کشانید؟ ما که مردمانی بیدار بودیم، ما را چه به کابوس‌های متوالی ما که جز صلح و دوستی چیزی را خواستار نبودیم، ما را چه به جنگ و تفرقه ما که هرچه بود و نبود، ایرانی بودیم، ما را چه به چندگانگی... زبان از سخن بند می‌آید، سکوت چیره می‌شود، کلمات کم می‌آورند، اما سخن پایان نمی‌پذیرد.
کلمات، غم و هم و حرص و حسرت و خشم و عذاب سیاهی‌ هستند که به خورد روح‌[مان] رفته‌اند و قلم آن‌ها را بالا می‌آورد. و این دلیل آشکاری‌ست برای تمام نشدن.. ؛
چه شد که تمامی اصل‌ها و اساس‌ها شدند، سیاست و اقتصاد و مذهب؟؟ و مگرنه که قرار بر آن بود تمامی این‌ها، فقط سکوهایی باشند برای بالیدن ِایران؟ پس چه شد و به کجا رفت، آن غیرت و شرافت ِمردمان ِسرزمین ِنجیب‌زادگان؟ باد ِتعصب و خودستایی، همه‌چیز مان را بر باد داد؟
؛ دزدی در سرم چرخ می‌زند و مدام کلمات و جملات را می‌قاپد، دزدی که شاید نامش _عدم تمرکز_ است. مهمان جدیدی‌ست که شاید باید به آن عادت کنم، چرا که ماندنی به نظر می‌رسد..
فکر می‌کنم که پریشونی و آشفتگی به سادگی توی نوشته‌هام، مشهود هستن، و چه باک که نوشته‌هام، فریادهای ِ خفه‌ی من باشن که حالا بیشتر از هرچیز دیگری، آشفته‌ام آشفته مضطرب سردرگم غمگین،غمگین، غمگین و یا شاید حسی که تا به حال اسم مناسبی براش، نوشته نشده
شرمنده‌ام بابت پرحرفی‌‌هام. گرچه هنوز هم حرف‌های مهمی دارم اما گمان می‌کنم که درحال حاضر، ذهنم رو یارای ادامه دادن نیست
اما شماها خیلی زیاد مراقب خودتون باشید🫂💙 شب‌تون خوش.
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
` خاورمیانه
هدایت شده از |عاشق‌ترین زندگان|
این‌جا هم هیرمان است. به معنای به یاد ماندنی. [خلافِ ما و تمامِ آن‌ها]