ولی بیاید تو این شرایط بیشتر باهم حرف بزنیم
من خودم به شخصه حوصله هیچ کاری رو ندارم
و تنها پناهم این روزها حافظ ِجان هست✨
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم؛ امیدهای رفته پی روزهای رفته را
هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم، از فردای خود امید..
[فتحنامهی کلات از استاد بهرام بیضایی]
بچهها جون واقعا زمان چیز عجیبی هست.
منی که به شدت مخالف سیاست بودم، الان تبدیل شدم به کسی که داره تمام شبانه روزش رو با این و اون بحث سیاسی میکنه.
البته بخش خوبش همین هست که نظرات و طرز فکر مختلف آدمها رو میشنوم و این واقعا خشنودکننده هست
تا ابد، هرکدوم از آدمها برام مثل یه کتاب سر به مُهری هستن که فقط؛ پای ِصحبتهاشون نشستن، خوندن اون کتاب رو ممکن میکنه..
در گذشتگانی نه چندان دور، [امید] دوست ِخوب من بود.
اما مدتی هست که دلتنگ روی زیباش و مشتاق دیدارش هستم..
اگر کسی ازش سراغی داره، ممکنه سلام و درود من رو بهش برسونه و از جانب من بهش بگه که؛ الان وقت گموگور شدن نبود دوست ِعزیز:)
مشکات !
بچهها جون واقعا زمان چیز عجیبی هست. منی که به شدت مخالف سیاست بودم، الان تبدیل شدم به کسی که داره ت
از شما چه پنهون که تو گروهها و کانالها هم بحث میکنم..
خلاصه که خبری ازم نبود حلال کنید..
هدایت شده از اتاقکسیگار؛/گزارش خوردم محافظ پین اول
"کشتههایمان را کنار هم دفن کردیم، اما رسانه فقط اندک کشتههای خودمان را شهید خواند."