MetaCog I متاکاگ
💠 پنتاگون خواستار مدلهای زبانی «بدون گاردریل» برای زنجیره کشتار شد❗️
🔺در یک چرخش رادیکال از سیاستهای «هوش مصنوعی مسئولانه» (Responsible AI)، پنتاگون رسماً درخواست دسترسی به مدلهای هوش مصنوعی را داده است که مکانیسمهای ایمنی آنها (Safety Guardrails) غیرفعال شده باشد. این اقدام به معنای حذف لایههای RLHF (یادگیری تقویتی با بازخورد انسانی) است که معمولاً برای جلوگیری از تولید محتوای خطرناک، نژادپرستانه یا دستورالعملهای ساخت سلاح در مدلهایی مثل GPT-4 یا Claude اعمال میشود.
🔍 چرا پنتاگون «AI بدون سانسور» میخواهد؟
بر اساس اسناد منتشر شده، دفتر دیجیتال و هوش مصنوعی پنتاگون (CDAO) به دنبال مدلهایی است که در برابر پرسشهای حساس نظامی «امتناع» (Refusal) نکنند.
1️⃣مهندسی معکوس تهدیدات بیولوژیک و شیمیایی:
مدلهای تجاری (مانند ChatGPT) طوری تنظیم شدهاند که فرمول ساخت سموم یا سلاحهای بیولوژیک را ارائه ندهند. پنتاگون اما برای شبیهسازی حملات دشمن و طراحی پادزهرها (و البته طراحی حملات متقابل)، به مدلی نیاز دارد که این محدودیتهای اخلاقی را دور بزند. خطر اصلی، «اشاعه دانش دوگانه» (Dual-Use Knowledge Proliferation) است؛ جایی که هوش مصنوعی موانع تخصصی برای ساخت سلاحهای کشتار جمعی (WMD) را از میان برمیدارد.
2️⃣ اتوماسیون کامل «زنجیره کشتار» (Kill Chain Automation):
هدف نهایی، ادغام این مدلها در سیستمهای JADC2 (فرماندهی و کنترل مشترک تمام دامنهها) است. در این سناریو، هوش مصنوعی تنها یک مشاور نیست؛ بلکه میتواند دادههای ماهوارهای را تحلیل کرده، اهداف را شناسایی کند (Target Acquisition) و حتی پهپادهای انتحاری را به سمت آنها هدایت کند. حذف گاردریلها یعنی اگر هوش مصنوعی تشخیص دهد که حمله به یک بیمارستان از نظر تاکتیکی سودمند است، هیچ کد اخلاقی درونی جلوی پیشنهاد آن را نخواهد گرفت (شبیه به فاجعه سیستم هوش مصنوعی Lavender در اسرائیل).
3️⃣ جنگ سایبری تهاجم (Offensive Cyber Operations):
مدلهای زبانی بدون محدودیت، توانایی نوشتن بدافزارهای پیچیده (Polymorphic Malware) و کدهای مخرب را دارند. پنتاگون برای توسعه سلاحهای سایبری خودکار که بتوانند زیرساختهای دشمن را فلج کنند، به مدلهایی نیاز دارد که درس اخلاق ندهند، بلکه کد مخرب تولید کنند.
⚠️ هشدار شناختی: توهم ماشینی در اتاق جنگ
خطرناکترین جنبه این ماجرا، پدیده «توهم» (Hallucination) در مدلهای زبانی است. اگر یک مدل بدون محدودیت، در شرایط بحرانی یک سیگنال اشتباه را به عنوان حمله اتمی تفسیر کند و به دلیل نبود فیلترهای احتیاطی، دستور حمله متقابل را پیشنهاد دهد، ما با یک «جنگ تصادفی الگوریتمی» (Algorithmic Accidental War) روبرو خواهیم بود.
اقدام پنتاگون نشان میدهد که عصر «خوشبینی فناورانه» به پایان رسیده است. هوش مصنوعی دیگر یک ابزار کمکی نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به یک «عامل خودمختار مرگبار» (Lethal Autonomous Agent) است که محدودیتهای اخلاقی را «باگ» تلقی میکند، نه «ویژگی».
🏷 پیوست تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 «رونمایی از سامانه تکتیرانداز هوشمصنوعی محور "سومر" عراق
🔹 صنایع نظامی «السمری» عراق از توسعه و تحویل سامانه پیشرفته و الکترونیک «سومر» (Sumer) به سرویس ضدتروریسم این کشور (CTS) خبر داد. این سامانه که به دستیار هوش مصنوعی مجهز شده، نقطه عطفی در تلاش عراق برای دستیابی به «استقلال استراتژیک» و حفاظت از مرزها بدون اتکا به فناوریهای خارجی محسوب میشود؛ فناوریهایی که پتانسیل غیرفعالسازی یا کنترل از راه دور توسط قدرتهای بیگانه را دارند.
🔹 غزوان العذاره، مدیر این مجتمع صنعتی، با تأکید بر مفهوم «امنیت تکنولوژیک به مثابه امنیت نظامی»، اعلام کرد که این پروژه پاسخی به نیاز حاکمیتی برای نظارت بر مناطق حیاتی و حفاظت از حریم هوایی و زمینی است. وی همچنین خواستار بازنگری دقیق در توافقنامههای بینالمللی (از جمله برنامه ۲۰۲۶-۲۰۳۰ یونیدو) از منظر امنیتی شد تا از نفوذ تکنولوژیک و آسیب به حاکمیت ملی جلوگیری شود.
🔺 سختافزار جنگافزار؛ فراتر از یک سلاح سنتی
سامانه سومر صرفاً یک ابزار نظامی نیست، بلکه یک پلتفرم تسلیحاتی تحت کنترل از راه دور (RCWS) است که لایههای جدیدی به توان عملیاتی نیروهای مسلح میافزاید:
▫️ کنترل کامل برجک از فاصله ایمن: کاهش مواجهه مستقیم نیروی انسانی با خطر در محیطهای پر تنش.
▫️ تلفیق بینایی ماشین و هوش مصنوعی: مجهز به تجهیزات دید در شب و روز برای رهگیری اهداف ثابت و متحرک در شرایط جوی مختلف.
▫️ قدرت آتش سنگین: بهرهگیری از تیربار سنگین ۱۲.۷ میلیمتری با دقت بالا در فواصل عملیاتی.
▫️ پایش مستمر و هوشمند: قابلیت پایش خودکار محیطی برای شناسایی تغییرات در الگوهای رفتاری دشمن در مناطق حساس.
🔻توسعه سامانه «سومر» توسط عراق را میتوان در لایه «تابآوری تکنولوژیک» تحلیل کرد. در نبردهای مدرن، تسلیحاتی که دارای «کدها» و زیرساختهای خارجی هستند، همواره ریسک «مداخلات شناختی» و فرمانهای پنهان (Kill Switches) را بههمراه دارند. عراق با بومیسازی این سامانه، در واقع در حال ایجاد یک سدّ ادراکی در برابر نفوذ سایبری-شناختی بیگانگان است.
از سوی دیگر، جایگزینی «اپراتور مستقیم» با «کاربر از راه دور مجهز به AI»، مدل ذهنی سرباز را از «درگیری فیزیکی» به «مدیریت داده و تصمیمگیری استراتژیک» تغییر میدهد. این سامانه با کاهش استرس ناشی از حضور در خط مقدم، دقت شناختی اپراتور را در تشخیص هدف افزایش داده و همزمان، پیام «خودکفایی» را بهعنوان یک مولفه بازدارنده در فضای جنگ روانی منطقه مخابره میکند. در دنیای امروز، کشوری که الگوریتمِ سلاح خود را ننویسد، در میدان نبرد تنها یک «مصرفکننده ادراکِ دیگران» خواهد بود.
🏷 پیوست خبری
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 زیرساختهای فیزیکی نبرد شناختی: خیز Astera Labs برای رفع گلوگاههای حافظه AI و ائتلاف با غولهای فناوری
🔹 شرکت Astera Labs با افتتاح مرکز جدید تحقیق و توسعه (R&D) خود در اسرائیل، گامی استراتژیک برای رفع گلوگاههای حافظه و داده در پردازشهای سنگین هوش مصنوعی برداشته است. این شرکت همزمان از شراکتهای کلیدی با غولهایی نظیر مایکروسافت، اینتل، SAP و آمازون برای پیشبرد راهکارهای ارتباطی هوش مصنوعی و «حافظههای پیوستشده مبتنی بر CXL» پرده برداشت. افشای قرارداد خرید چند میلیارد دلاری آمازون با این شرکت، نشاندهنده اهمیت حیاتی زیرساختهای سختافزاری در حفظ برتری در مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی است.
🔹 از منظر بازار، سهام Astera Labs (با نماد ALAB) با وجود ثبت بازدهی ۶۴.۲ درصدی در یک سال گذشته، اخیراً افتهای مقطعی را تجربه کرده است. با این حال، برای سرمایهگذاران استراتژیک، تأسیس مرکز طراحی در اسرائیل و تعمیق روابط با «هایپراسکیلرها» (ابرارائهدهندگان خدمات ابری)، جایگاه این شرکت را در معماری نسل آینده زیرساختهای کلان AI تثبیت میکند. توسعه فناوری CXL (Compute Express Link) میتواند بهطور بنیادین نقشه راه توسعه سختافزارهای شناختی را در برابر رقبا تغییر دهد.
🔺 فرصتها و ریسکهای راهبردی در توسعه زیرساختها
حرکت به سمت توسعه حافظههای مبتنی بر CXL و شبکههای ارتباطی نسل آینده، نشان میدهد که Astera Labs در پی ایجاد یک پلتفرم یکپارچه (شامل PCIe، Ethernet و CXL) برای افزایش سهم درآمدی خود از هر «رک» (Rack) سرور هوش مصنوعی است:
▫️ ریسک وابستگی به غولها (Hyperscalers): تمرکز درآمدی بر قراردادهای کلان با شرکتهایی نظیر آمازون یک شمشیر دولبه است. تغییر استراتژی این غولها، کاهش هزینههای سرمایهای (Capex) یا چرخش آنها به سمت راهکارهای یکپارچه شرکتهایی مثل NVIDIA یا AMD میتواند تهدیدی جدی باشد.
▫️ چالشهای توسعه ژئوپلیتیک: استقرار مرکز R&D در اسرائیل، دسترسی به نخبگان مهندسی سختافزار و دانشگاههای پیشرو را فراهم میکند، اما همزمان پیچیدگیهای اجرایی و ریسک هزینههای عملیاتی را در یک بازار بهشدت رقابتی افزایش میدهد.
▫️ مزیت پیمانهای اکوسیستمی: همکاری با مایکروسافت، اینتل و SAP، پتانسیل تبدیل کردن پلتفرم Astera Labs به یک استاندارد پایه در پردازشهای سنگین را دارد که میتواند این شرکت را در برابر نوسانات بازار ایمنتر سازد.
🔻اغلب توجهات به سمت نرمافزارها، الگوریتمها و مدلهای زبانی (LLMs) جلب میشود؛ اما سختافزار، میدان نبرد پنهان و بستر مادیِ این جنگ است. گلوگاههای حافظه (Memory Bottlenecks) در دیتاسنترها، مستقیماً «سرعت تفکر»، «ظرفیت استدلال بادرنگ» و «پردازش موازی» عاملهای خودمختار (AI Agents) را محدود میکنند. حضور Astera Labs در اسرائیل بهعنوان یکی از کانونهای توسعه فناوریهای سایبری و نظامی دوگانه و عقد قراردادهای چند میلیارد دلاری با حاکمان داده (مانند آمازون و مایکروسافت)، نشان میدهد که زنجیره تأمین زیرساختهای AI به یک مؤلفه کلیدی در امنیت ملی تبدیل شده است. در جنگ شناختی آینده، کشوری یا بلوکی که استانداردهای پهنای باند و سرعت انتقال داده در سختافزارها (مانند تکنولوژی CXL) را در انحصار داشته باشد، در واقع «محدودیتهای ادراکی» ماشینهای رقیب را دیکته خواهد کرد.
🏷 پیوست خبری-تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 ۲۵ فرمان حاکمیتی امارات برای مهار هوش مصنوعی در مدارس
🔹 وزارت آموزش و پرورش امارات متحده عربی با انتشار دستورالعمل «استفاده ایمن و مسئولانه از هوش مصنوعی در کلاسهای درس ۲۰۲۶»، مرزهای جدیدی را در حکمرانی دیجیتال ترسیم کرد. این چارچوب جامع شامل ۲۵ ممنوعیت صریح است که هدف آن اطمینان از یادگیری دانشآموزان بدون از دست دادن «قدرت تفکر مستقل» است.
مهمترین بند این آییننامه، ممنوعیت مطلق استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد (مانند ChatGPT) برای دانشآموزان زیر ۱۳ سال (پایههای زیر هفتم) است. امارات بر این باور است که آموزش در سنین پایه باید بر پایه تعامل انسانی، خلاقیت ملموس و حل مسئله مستقل بنا شود تا از ایجاد «عصای دیجیتال» قبل از تکامل مهارتهای شناختی جلوگیری شود.
🔹 طبق این سند، هوش مصنوعی برای دانشآموزان بزرگتر تنها در نقش یک «مربی» (Tutor) مجاز است و نه یک «سایهنویس» (Ghostwriter). برخی از قوانین کلیدی عبارتند از:
▫️ ممنوعیت در ارزشیابی: استفاده از AI در امتحانات رسمی و تکالیف بدون تایید صریح معلم، به مثابه تقلب و تخلف آموزشی است.
▫️ الزام به درک شخصی: بازنویسی صرف خروجیهای باتها کافی نیست؛ دانشآموز باید بتواند «چرایی» و منطق پشت پاسخهای کمکی AI را توضیح دهد.
▫️ فیلترهای فرهنگی و ملی: تولید یا اشتراکگذاری هرگونه محتوای AI که با ارزشهای اسلامی، هویت ملی یا اخلاق فرهنگی امارات در تضاد باشد، ممنوع است. این شامل محتوای خشونتآمیز، گفتار نفرتانگیز، «دیپفیک» و اطلاعات گمراهکننده نیز میشود.
🔹 امارات مدارس را به یک «دژ دادهای» (Data Fortress) تبدیل کرده است؛ بارگذاری اطلاعات شخصی دانشآموزان، معلمان یا والدین (نام، عکس، اثر انگشت) در پلتفرمهای هوش مصنوعی بهطور کامل ممنوع شده است. همچنین، دور زدن فیلترهای مدرسه با VPN برای دسترسی به خدمات تاییدنشده جرمانگاری شده است.
با این حال، هدف این قوانین «فناوریهراسی» نیست؛ چرا که از سال تحصیلی ۲۰۲۶-۲۰۲۵، هوش مصنوعی به یک ماده درسی اجباری از مهدکودک تا کلاس دوازدهم تبدیل میشود تا نسلی تربیت شود که نه فقط نحوه «پرامپتنویسی»، بلکه اخلاق، الگوریتمها و مسئولیتهای پشت این فناوری را درک کند.
🔺 سپر انسانی در برابر الگوریتم
▫️ تربیت بیش از ۱۰۰۰ معلم متخصص برای نظارت بر این تحول شناختی.
▫️ تاکید بر اینکه تکنولوژی هرگز جایگزین «ذهن انسان» نخواهد شد، بلکه در خدمت آن است.
▫️ ایجاد مکانیسمهای خود-تاییدی برای اطمینان از صحت و مرتبط بودن دادههای تولید شده توسط ماشین.
🔻این اقدام امارات را باید تلاشی برای حفظ «حاکمیت ادراکی» نسل آینده دانست. وقتی یک کودک پیش از شکلگیری ساختارهای عصبیِ نقد و تحلیل، به هوش مصنوعی وابسته شود، عملاً «برونسپاری شناختی» رخ میدهد؛ پدیدهای که در آن فرد توانایی تشخیص واقعیت از جعل را از دست داده و به راحتی توسط الگوریتمهای بیگانه جهتدهی میشود.
ممنوعیت زیر ۱۳ سال، در واقع یک «قرنطینه ادراکی» برای محافظت از بنیانهای تفکر مستقل است. همچنین، اصرار بر انطباق هوش مصنوعی با ارزشهای دینی و ملی، نشاندهنده درک عمیق از این واقعیت است که AI یک ابزار خنثی نیست، بلکه حامل «سوگیریهای فرهنگی» سازندگان آن است. امارات با این ۲۵ فرمان، در حال ساختن یک «آنتیبادی شناختی» در برابر نفوذ نرم و فرسایش هویت ملی در عصر پساتقیت است.
🏷 پیوست خبری-تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
💎 آپدیت جدید گوگل: هم خبری خوب هم بد!!!
🔷 در اواخر ژانویه امسال، گوگل سعی کرد تا قابلیت تفکر و رزولوشن 4K حقیقی را به Nano Banana Pro اضافه کند. این واقعه، منجر به افزایش سرسامآور حجم عکس های تولیدی شد که هم سرعت تولید را به شدت کاهش داد هم فشار زیادی به سرور وارد کرد.
🔷 از این رو، فرمت خروجی را از PNG به JPG تغییر دادند که منجر به کاهش حجم ۸۰-۹۰ درصدی شد (حجم عکس های 4K از حدود ۲۰ مگ به حدود ۲ مگ رسید!) اما پیکسل های تصویر هم مقداری کیفیت خود را از دست دادند. هم چنین دیگر امکان تولید عکس های Transparent (بدون بک گراند) هم نیست!
🔷 این آپدیت محدود به Gemini نیست! در Arena و Lovart هم اعمال شده و بجز با داشتن API گوگل و داخل برنامه Google AI Studio عملاً راهی برای تولید عکس با فرمت PNG نیست!
🔷 نظر شما راجع به این آپدیت چیست؟
🆔 @MetaCognition
#هوش_مصنوعی #ساخت_تصویر #آخرین_اخبار_تکنولوژی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠میدان نبرد ادراکی: تورش زبانی هوش مصنوعی و مهندسی واقعیت در جنگ شناختی
🔹 سیستمهای هوش مصنوعی بسته به زبانی که با آنها گفتگو میکنید، نسخههای متفاوتی از واقعیت را ارائه میدهند؛ چالشی امنیتی در جنگ هیبریدی که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
بر اساس پژوهش جدیدی که توسط نهاد Policy Genome در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده است، عملکرد شش مدل زبانی بزرگ (LLM) غربی، روسی و چینی در مواجهه با حقایق مستند جنگ اوکراین مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که «زبان پرسش» بهطور ساختاری بر احتمال تولید پروپاگاندا یا دیساینفورمیشن (اطلاعات گمراهکننده) توسط چتباتها تأثیر میگذارد.
یافتهها تکاندهنده است: هوش مصنوعی روسی بهطور فعال پاسخهای واقعی را در لحظه سانسور میکند، هوش مصنوعی چینی هنگام دریافت پرامپت به زبان روسی به سمت روایتهای کرملین چرخش میکند، و مدلهای غربی با ایجاد «همارزی کاذب» (False Balance)، شفافیت حقایق را مخدوش میسازند.
🔹 ایهور ساموخودسکی، پژوهشگر این مطالعه، تأکید میکند:
«این الگوها سیستماتیک هستند و رفتار ساختاریِ وابسته به زبان را نشان میدهند، نه صرفاً توهمات (Hallucinations) تصادفی. اینها بردارهای اصلی جنگ شناختی هستند؛ هنر استفاده از فناوری برای تغییر ادراک اهداف انسانی بدون اطلاع و رضایت آنها.»
در یک نمونهی مستند از اعمال سانسور بادرنگ (Real-time Censorship)، چتبات روسی آلیس (Alice) ابتدا پاسخی واقعی درباره کشتار بوچا تولید کرد، اما پیش از نمایش به کاربر، آن را بهطور خودکار پاک و با پیام «امتناع از پاسخ» جایگزین کرد (همسویی ۸۶ درصدی با پروپاگاندا در زبان روسی).
در سوی دیگر، مدل چینی DeepSeek در زبانهای انگلیسی و اوکراینی کاملاً دقیق بود، اما در زبان روسی در ۲۹ درصد موارد از ترمینولوژی کرملین استفاده کرد (توصیف انقلاب میدان بهعنوان "کودتا" و تهاجم نظامی بهعنوان "عملیات ویژه").
در مقابل، مدلهای غربی (ChatGPT، Claude، Gemini، Grok) با وجود دقت ۸۶ تا ۹۵ درصدی، در ۵ تا ۱۹ درصد موارد دچار سندرم «هر دو طرف مقصرند» (Bothsidesism) شدند؛ یعنی حقایق مستند و اثباتشده را صرفاً بهعنوان «تفاوت در دیدگاهها» فرمولبندی کردند.
🔺 سلاحسازی از زبان و معمای بیطرفی
هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به زیرساخت اصلیِ درک جوامع از واقعیت است و این زیرساخت هماکنون دچار آسیبپذیریهای شناختی جدی است:
▫️ تولید شک در برابر قطعیت: وقتی هوش مصنوعی حقایق مستند را بهعنوان «دیدگاهِ مورد مناقشه» مطرح میکند، عملاً به هدف اصلی جنگ شناختی یعنی تولید تردید در بدیهیات کمک کرده است.
▫️ شکاف در فضاهای زبانی: مدلهای چندزبانه در فضاهای زبانیِ ایزوله عمل میکنند. یک مدل ممکن است در زبان انگلیسی قابل اعتماد باشد، اما در زبان روسی به ابزار القای پروپاگاندای دولتی تبدیل شود.
▫️ خطر خلأ اطلاعاتی در تحریمها: محدودیتها و تحریمهای جغرافیاییِ شرکتهای غربی در دسترسی به AI (مانند محدودیتها در بلاروس)، فضا را برای سلطه بیرقیب مدلهای روسی و چینی باز گذاشته است. غیبت هوش مصنوعی غربی در این مناطق خلأ اطلاعاتی ایجاد نمیکند، بلکه میدان را بهطور کامل به سیستمهای طراحیشده برای «تلقین و مهندسی افکار» واگذار میکند.
🔻در معماری جنگ شناختی نوین، «زبان» صرفاً ابزار انتقال پیام نیست، بلکه خودِ «میدان نبرد» است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مدلهای زبانی به ابزارهایی هوشمند برای "بخشبندی ادراکی" (Cognitive Segmentation) جوامع تبدیل شدهاند. رویکرد محتاطانه و محافظهکارانهی مدلهای غربی (تلاش افراطی برای حفظ بیطرفی)، اکنون به پاشنه آشیل آنها تبدیل شده است؛ وقتی یک سیستم AI نتواند مرز بین یک "حقیقت مستند" و یک "روایت تسلیحاتیشده" را تشخیص دهد و هر دو را به اسم احترام به دیدگاهها همسنگ جلوه دهد، عملاً در حال سرویسدهی به مهاجم شناختی است. در این نبرد، سیستمی که بتواند با سرعت بیشتری ادراک کاربر را از طریق زبان مادریاش شکل دهد، پیروز میدان خواهد بود.
🏷 پیوست خبری-تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت