ی سری چیزا قاطیه
ی سری چیزا معلوم نیست تو کدوم فایله
ی سری چیزا آشغاله ولی رفته قاطی چیزای مهم و نمیتونی پیداشون کنی
ی سری چیزا رو اگه جاشونو عوض کنی و بزاری توی جای مخصوصش گمش میکنی بدتر
اصلا ی وضعی
امروز کمی اضطراب، حسرت، امید، ناامیدی، خوشحالی، خنثی بودن، حس کردن زندگی و ترس دارم.
احساسات مختلف
بنظر میاد هنوز به عنوان یک انسان دارای عواطف دارم زندگی میکنم
از دیروز بیدارم و بخاطر همین میخوام قهوه بخورم وگرنه که از چیزای تلخ متنفرم*
وقتی صحبت از تایپ intj میشه همه اینطورین که ی آدم سرد که فقط قهوه تلخ میخوره و شطرنج بازی میکنه و همیشه تنهاست میاد تو ذهنشون
ولی من به عنوان ی intj واقعی جدا از چیزای تلخ متنفرم و بنظرم خیلی بد مزه ان
مردم چطوری میخورن؟بابا بخاطر کلاس و این چرت و پرتا انقد خودتونو عذاب ندید
یکم شکر اضافه کنین به اون بی صاحاب
Midnight & Stars;
وقتی صحبت از تایپ intj میشه همه اینطورین که ی آدم سرد که فقط قهوه تلخ میخوره و شطرنج بازی میکنه و ه
این چرا انقد سین خورد یهو؟
خبریه؟