من گریستهام، آری مدتی است که با هر ضربه کوچکی، با هر بهانه اندکی به گریه میافتم. دوست من، دلم زخم دارد. همین.
بیا جنگم تموم شد و اینترنتام وصل شد و ما موندیم و برانداز و وطن فروش؛
دیدید اخرش علاج در وطن بود؟
خستهام از این دنیایِ دو بُعدی!
واقعاً خستهام... از مجازی بودنِ همهچیز.
از کلاسهایِ مجازی، از کلاس کنکور مجازی، کتابهایِ بیحس و حالِ پیدیاف، از مشقها و امتحانهایی که فقط با یک کلیک جابهجا میشوند.
دلم لمس کردن میخواهد؛ دلم میخواهد زندگی را با تمامِ حواسم نفس بکشم.
دلم یک بغلِ طولانی میخواهد که سرمایِ این اسکرینها را از تنم بیرون کند. دلم لک زده برای اتمسفرِ واقعیِ کلاسِ درس، برای بویِ تندِ کاغذهایِ کاهیِ یک کتابِ نو...
دیگر چشمهایم تابِ این نورِ آبیِ همیشگی را ندارد. ما داریم در مجازی بودن همه چیز غرق میشویم و حقیقت را از دست میدهیم.
کاش برگردیم به همان روزهایی که برای پیدا کردنِ معنای یک لغت، باید ورقهایِ قطورِ لغتنامه را زیر و رو میکردیم. همان روزهایی که برای یک مقاله، ساعتها در کتابخانه بین قفسهها گم میشدیم. همان شبهایی که به جایِ چک کردنِ استوریِ فامیل، واقعاً کنارشان مینشستیم و چای میخوردیم.
گاهی فکر میکنم کاش هیچوقت پیشرفت نمیکردیم، اگر قرار بود بهایِ این پیشرفت، تنهاییِ ما پشتِ این دیوارهای شیشهای باشد...
زمانی میگفتند برای امنیت باید در سکوت جنگید، اما حالا میگویند برای "مذاکره" باید در سکوت کشته شد! چه دردآور است که خون جوانان این وطن در خاک خودشان ریخته شود و عدهای نگرانِ "بدبین شدن به قاتل" باشند.
آهای کسانی که از ترسِ اخمِ دشمن، لبخندِ نفاق میزنید! در حالی که دشمن آشکارا آتشبس را در جبهه مقاومت و حالا در خودِ ایران نقض کرده و شما هنوز به دنبال کلمات دیپلماتیک برای مالهکشیِ خطایشان میگردید!!! سازش با جلاد، وقتی دستش به خونِ عزیزترینهایمان آلوده است، دیپلماسی نیست؛ این یک خودزنیِ آگاهانه است.
🌚@Mmahva
هدایت شده از علی بیطرفان | روایت میدان 🇮🇷
رهبر انقلاب به صراحت وعده نابودی اسرائیل رو دادن
#وعده_صادق
@ali_bitarafan5