eitaa logo
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
725 دنبال‌کننده
150 عکس
9 ویدیو
0 فایل
«هوالمحبوب» اینجا؟ برای نوشتنِ حرفِ دلِ قلم و ترجمهٔ اشکِ شمع... نویسندهٔ؛ عکاسِ لحظه‌ها و نقاشِ رویاها. یک جنگ‌زدهٔ تمام‌عیار.‌𝙃☫𝙈𝙀🇮🇷 خواستی پیدام کنی؟ تو خیابون‌های لندن دنبالم بگرد! می‌نویسم تا شاید یکی از این واژه‌ها، راهِ برگشت تو باشد.
مشاهده در ایتا
دانلود
اینترنتم که وصل شد در کانالی پیام دختر اسرائیلی را دیدم که نوشته است "تبریک به مردم ایران-آزادی نزدیک است" برایم تعجب آور نبود به هرحال اسرائیلی است.
اوضاع برایم جایی غمبار شد که فارسی زبانانی را دیدم که زیر پستش برایش کامنت گذاشته و اظهار خوشحالی و شادی میکردند و تشکر از حمایت اسرائیل از ویران کردن خانه هایشان.
و تنها کسی به حمایت از ایران برخواست دختری بود که از پروفایل هایش فهمیدم روسی و مسیحیست. او به بحث کردن با ایرانی ها پرداخت و جایی که اشکم را درآورد قسمتی بود که پرسید واقعا شما از بمباران شدن خانه تان خوشحالید و میخندید=))) ترجمه: شما احمق هستید که کوکورانه از دوستان متهمان اپستین دفاع میکنید بدون اینکه از اهداف واقعی انها اگاه باشید. شما احمق هایی هستید که از سیستم شیاطین حمایت میکنید.
البته نگران نباشید حسابی از خجالتشان درآمدم و کمی خودم را خالی کردم🤫🌚
‌لطفاً ناشتا روزی ۷ عدد مویز بخورین، گردو بخورین، ماهی بخورین و جدول حل کنید. کلا هر کاری که برای تقویت حافظه خوبه انجام بدید تا آدم‌های وطن‌فروشِ دور و برتون رو فراموش نکنید.
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیَّکَ الفَرَج🌱
اگر فکر کردید با حمله دوباره‌ی آمریکا به بندر عباس، آتش بس نقض میشه باید بگم که زهی خیال باطل :)
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیَّکَ الفَرَج🌱
پسر همسایه‌مان مرغ و خروس دارد. صدایشان همیشه مهمان خانه‌ی ماست؛ چه در طلوع صبح که با آوایی روز را باز می‌کنند، و چه وقتی که مرغش تخم می‌گذارد و پشت‌سرهم «قدقد» می‌کند و ما در انتظار آمدن فرزندش هستیم. من همواره والدینش را تحسین می‌کردم. چون معتقدم زندگی کنار حیوانات، شجاعت می‌بخشد و کودکی را شادتر می‌سازد... دیروز که پسر همسایه را دیدم، با لبخندی بر لب گفتم: «خروست خیلی زیادی آواز می‌خواند، نه؟» پسر با آرامش تمام، بدون هیچ هیجانی گفت: «آره، می‌خواند... دیگر نمی‌خواند.» ذهنم جایی نرفت؛ پرسیدم: «چرا؟» گفت: «مرد.» قلبم یک لحظه ایستاد. عمیقاً غمگین شدم. با صدایی لرزان، پرسیدم: «عزیزم... چرا مرد؟ ای‌وای!» خودم را آماده دلداری دادن به او در سوگِ خروسش کردم. اما او با ریلکس‌ترین و بی‌تفاوت‌ترین چهره‌ای که تا به حال دیده‌ام، گفت:«قربانی‌اش کردیم.» در لحظه‌ای، غم و خنده در چهره‌ی من آمیخته شدند. زبانم از کلمات بازمانده بود. طوری گفت انگار عادی‌ترین و طبیعی‌ترین کار دنیاست. سالی خروست را نگه داری، عاشقش باشی، همبازیت باشد و سپس در عید قربان، قربانی اش کنی. در نهایت کلام خواستم این را بگویم که اری ما فرزندانمان را اینگونه تربیت میکنیم. گذشتن از عشق های مادی برای ارزش های معنوی بدون آنکه لحظه ای تردید کنند. و سربازانمان همان کودکان دیروز این روزها در کرانه‌های خلیج فارس بر روی قایق‌های تندرو، در دل تلاطم‌های آب بر بلندای اقتدار ایستاده‌اند و به پاسداری از این مرز و بوم جان را سپر کردند. و آب‌های خلیج فارس بوی بهشت مردانی را گرفته که سر به سر، تن به مرگ می سپارند مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست کفتاران حریص و متجاوز بیوفتد. چرا که خاک دادن در قاموس فرزند ایران نمیگنجد و این روزها آب های ایران همان خاک ایران است. اگر مردید و ادعای شهامت میکنید قدم بر روی آب‌های خلیج فارس گذارید تا هزاران سر قربانی مولایمان علی کنیم و از سرها سد بسازیم تا دست هیچکدامتان به ناموس ایران نرسد. 🌚@Mmahva
عملیات آنسابسکرایب سازیِ تمامِ یوتوبرا آغاز شد... برام مهم نیست هر محتوایی داشتن؛ ترجیح میدم تو اوقات فراغتم برای میناب گریه کنم تا دیدن ویدیوهای بی‌محتوا و وقت‌ تلف‌کن این بی‌وطن ها. 🌚@Mmahva