مود خفن
🫐𝗧𝗮𝗴 #مود
✨𝗔𝗱𝗺𝗶𝗻 #alireza
🏖| #ماینکرفت
🏜 | #ماینکرافت
🏝| #minecraft
𝗹𝗶𝗻𝗸 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 @Mod_Minecraft0
💀𝗚𝗼𝗱 𝗘𝗻𝗱𝗶𝗻𝗴
@MINECRAFTMODY (4).mcworld
حجم:
1.5M
☝️مربوط به پست بالا☝️
@Mod_Minecraft0
هدایت شده از گسترده امید
خانمایی که همسرای نون خور دارن و زیاد اهل برنج نیستن بیان آموزش ۵۰ جور غذای نونی و خوشخوراک گزاشتم😍👇
♡۵۰ مدل #کتلت باسیب زمینی وپیاز😍
♡ ۲۰ مدل غذای سالم با #گوشت_ونخود_چرخی
♡ آموزش غذاهای #نگینی و #رنده_ای با گوشت #مرغ😍
اگه مجبوری برا سرِکارش غذا بزاری و نمیدونی چی؟ بیا😌👌👇
https://eitaa.com/joinchat/3776118920Cdd2925f990
تمام راز ها و فوت کوزه گری غذاها 👆
#معرفیادویهوسبزیهرغذا 😍👍
👩🏻🦱بافت ابشاری : 💇🏻♀️💇🏻♀️💖👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/3229679961Cfee7aa2211
👩🏼🦱بافت آفریقـایی :💇🏼♀️💇🏻♀️ 💛
https://eitaa.com/joinchat/3229679961Cfee7aa2211
👩🏾🦱بافت تیـغ مــاهی : 💇🏽♀️💜
https://eitaa.com/joinchat/3229679961Cfee7aa2211
👩🏿🦱بافت هلندی : 💇🏿♀️💇🏾♀️ 🧡
https://eitaa.com/joinchat/3229679961Cfee7aa2211
👩🏻🦱بافت فرانسوی💇♀️💇♀️ ❤️👆🏻
مود خفن
🫐𝗧𝗮𝗴 #مود
✨𝗔𝗱𝗺𝗶𝗻 #alireza
🏖| #ماینکرفت
🏜 | #ماینکرافت
🏝| #minecraft
𝗹𝗶𝗻𝗸 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 @Mod_Minecraft0
💀𝗚𝗼𝗱 𝗘𝗻𝗱𝗶𝗻𝗴
@MINECRAFTMODY (42).mcaddon
حجم:
17.2K
☝️مربوط به پست بالا☝️
@Mod_Minecraft0
هدایت شده از گسترده امید
یه #خمیر یادت میدم که میشه عصای دستت👇
توی پُخت پیتزا و باگِت / پیراشکی
اشترودل/ فَتیر /نون خونگی /کوراسان و „„„„„
♨️ دو لیوان آرد که تو خونت پیدا میشه؟
❌ تا لینک پاک نشده بیا دستورشو بردار👇
https://eitaa.com/joinchat/2871395140Cf2afb638a5
🍪 ثـواب داره به جاریاتم یـــادش بـده😜
🥐🥯🥨🥖🥟
راز خوشمزهترین جگر مرغی که تا حالا خوردهاید همینجاست؛ نرم، آبدار و پر از طعم!
https://eitaa.com/joinchat/2871395140Cf2afb638a5
مود خفن
🫐𝗧𝗮𝗴 #مود
✨𝗔𝗱𝗺𝗶𝗻 #alireza
🏖| #ماینکرفت
🏜 | #ماینکرافت
🏝| #minecraft
𝗹𝗶𝗻𝗸 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 @Mod_Minecraft0
💀𝗚𝗼𝗱 𝗘𝗻𝗱𝗶𝗻𝗴
@MINECRAFTMODY (3).mcworld
حجم:
1.6M
☝️مربوط به پست بالا☝️
@Mod_Minecraft0
با صدای کوبیدن در، چادر سفیدم را سر کردم و دویدم سمت در. حاج یوسف، بزرگِ محله، پشت در بود با چند نایلون گوشت و میوه. شرمنده سلام کردم. لبخند زد و نایلونها را جلو آورد.«بگیر دخترم.» با بغض گفتم: «زحمت کشیدید… بابت اجارهٔ این دو ماه—» نگذاشت حرفم تمام شود: «این حرفها چیه؟ وظیفهم بود.» مکثی کرد و گفت: «فکر میکنم چهل روز عزاداری کافیه… وقتشه دوباره ازدواج کنی. زن بیمرد سخته.» شوکزده نگاش کردم. ادامه داد: «شوهر خدابیامرزت پیش من کار میکرد. حالا خرج بچهها رو چطور میدی؟ من یه پیشنهاد دارم… یه محرمیت بین خودمون، سقف بالا سرت، خرجی هم با من.» با خشم گفتم: «شرم کن حاجی! شوهرم تازه مرده، از خدا بترس!» پوزخند زد: «خلاف شرع که نگفتم.» داد زدم: «من جای دخترتم، برو بیرون!» نایلونها را پرت کردم توی کوچه. خواستم در را ببندم که با پا هل داد و آمد داخل…… 😱
برای خواندن ادامه داستان رویه لینک زیر بزنید👇🏼❌
https://eitaa.com/joinchat/713753708C4897f32cbe