سلام عزیزانم به علت نخ کش جزئی تعدادی
#شومیز #مانتو #پیراهن هرتکه فقط ۲۵۰ هزار
⛔️تعداد و فرصت محدوده
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2692940062C1c7689e5e1
💜💜💜💜💜💜💜💜💜
مود خفن
🫐𝗧𝗮𝗴 #مود
✨𝗔𝗱𝗺𝗶𝗻 #alireza
🏖| #ماینکرفت
🏜 | #ماینکرافت
🏝| #minecraft
𝗹𝗶𝗻𝗸 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 @Mod_Minecraft0
💀𝗚𝗼𝗱 𝗘𝗻𝗱𝗶𝗻𝗴
@MINECRAFTMODY (21).mcaddon
حجم:
2.5M
☝️مربوط به پست بالا☝️
@Mod_Minecraft0
من #دختری بودم که از بچگی به خاطر زیباییم همه جا سر زبونها بودم، حتی خیلیها میگفتن منو تو بیمارستان با یه بچه دیگه عوض کردن. همین زیبایی بیشتر از اینکه برام خوشبختی بیاره، همیشه دردسر درست میکرد. خواهرام بهم حسادت میکردن و هرجا میرفتم نگاهها دنبالم بود. سالها گذشت تا اینکه دانشگاه قبول شدم. درست همون موقع فهمیدم پسر خان دلش پیش منه. هرچقدر پدرم اصرار کرد قید درس رو بزنم و باهاش ازدواج کنم، قبول نکردم. با هزار بدبختی رضایت پدرمو گرفتم که برم دانشگاه، اما خبر نداشتم همون روز قراره اتفاقی بیفته که سرنوشت زندگیمو برای همیشه عوض کنه...😢⭕️
برای ادامه داستان روی لینک زیر بزنید 👇🏻👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/3369404049C7603131ccf
مود خفن
🫐𝗧𝗮𝗴 #مود
✨𝗔𝗱𝗺𝗶𝗻 #alireza
🏖| #ماینکرفت
🏜 | #ماینکرافت
🏝| #minecraft
𝗹𝗶𝗻𝗸 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 @Mod_Minecraft0
💀𝗚𝗼𝗱 𝗘𝗻𝗱𝗶𝗻𝗴
@MINECRAFTMODY (20).mcaddon
حجم:
197.6K
☝️مربوط به پست بالا☝️
@Mod_Minecraft0
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
هنوز سیاهِ شوهرم تنم بود که دختر هشت ماهه ام زبون باز کرد و به عموش گفت بابا!
عموش مجرد و جوون بود، بیچاره به خاطر این موضوع سخت بهم ریخت و خونه رو ترک کرد، همون شب وسایلم و جمع کردم تا برم خونه ی بابام!
پدرشوهر و مادرشوهرم جلومو نگرفتن، بعد از چند روز که خونه ی بابام بودم، بچه ام شدید تب کرد، بردمش دکتر، بعد از چند روز که هنوز تبش نخوابیده بود و علتش مشخص نبود، دکتر بهم گفت که به کسی وابستگی داشته یا نه، صادقانه گفتم به عموش وابسته اس، چند روزیه که ندیدتش، بهم گفت ببرمش پیش اون.
روم نمی شد به خونه ی پدرشوهرم برگردم، به مادرشوهرم زنگ زدم و قضیه رو گفتم، پدرشوهرم اومد دنبالم و برادرشوهرم که خونه بود، دخترم و ازم گرفت و بغل کرد.
به طرز عجیبی حال دخترم خوب شد، چند روزی گذشت، مادرشوهرم من و پیش کشید و گفت که برادرشوهر جوونم به خاطر دخترم میخواد ازم خواستگاری کنه!
باورم نمی شد که چیمی شنوم، یهو برادرشوهرم از پله ها پایین اومد و گفت:
- میخوام باهات تنها حرف بزنم....
https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
هدایت شده از 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐖𝐨𝐫𝐥𝐝│دنیآی آبـ💙ــی
هنوز سیاه شوهرم تنم بود که به خاطر وابستگی دخترم به عموش، مجبور شدم به عقد برادرشوهر جوون و جذابم در بیام👇👌
https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
سرگذشت جذاب و واقعی هدیه و جهانگیر👆
مود خفن
🫐𝗧𝗮𝗴 #مود
✨𝗔𝗱𝗺𝗶𝗻 #alireza
🏖| #ماینکرفت
🏜 | #ماینکرافت
🏝| #minecraft
𝗹𝗶𝗻𝗸 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 @Mod_Minecraft0
💀𝗚𝗼𝗱 𝗘𝗻𝗱𝗶𝗻𝗴
@MINECRAFTMODY (9).mcpack
حجم:
5.2M
☝️مربوط به پست بالا☝️
@Mod_Minecraft0
هدایت شده از گسترده امید
سعید میگه:
دوستم با دختری از عشایر عقد کرد. همهچی خوب بود، اما یه مدت بعد خبر رسید که میخوان جدا بشن!
دلیلش رو که پرسیدم، گفت:
«به خاطر دوری راه کم میرفتم پیشش. یه پسر از اقوامش به اسم شاهرخ مدام رفتوآمد داشت و حس کردم بینشون رابطهای هست...»
«یه شب خداحافظی کردم و وانمود کردم که رفتم، ولی آخر شب یواشکی برگشتم و رفتم سمت چادری که همیشه میخوابیدیم،چیزی که شنیدم رو باور نمیکردم...»
👈 ادامه داستان 👉
👈 ادامه داستان 👉