4_5798546470571347187.mp3
4.68M
🎧 ولکن الله رمی
🔹 مستند صوتی درباره شهید حسن طهرانی مقدم فرمانده جهاد خودكفایی سپاه
@Modafeaneharaam
9.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ماجرای دیدار رهبر انقلاب و شهید طهرانی مقدم در دوران جنگ
🔹 بعدازظهر شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰، یکی از پادگانهای پشتیبانی سپاه در اطراف تهران شاهد حادثهای دردناک بود؛ حادثهای که اگرچه سردار حسن طهرانی مقدم و یارانش را به آرزویشان -شهادت در راه خدا- رساند، اما دلهای بسیاری را در غم فراغ این بزرگمردان اندوهناک کرد.
@Modafeaneharaam
دستخطی بدون تاریخ از شهیدحسن طهرانیمقدم، مردِ پشتپرده موشکیایران، خطاب به مقاممعظمرهبری منتشر شد که در آن مشخص میشود شهید طهرانیمقدم مدتها پیش از شهادت بهسراغ پروژه "موشکهای فوقسریع" رفته است.
بسمه تعالی
محضر فرماندهی کل قوا حضرت آیةالله العظمی خامنهای
سلام علیکم؛ با اهدای تحیت و احترام
...خلاصه آقا رفتیم سراغ فینال طرح و نقطه اوج بازدارندگی و اقتدار این نظام الهی یعنی دستیابی به موشک فوقسریع واکنش سریع در برد هدف اسرائیل و دستیابی به موشک حامل ماهواره.
@Modafeaneharaam
🔴شهادت پاسدار مازندرانی مدافع امنیت در ماموریت شمال غرب کشور
🔹معاونت روابط عمومی و تبلیغات سپاه کربلا مازندران: پاسدار مدافع حریم ولایت وجیه الله آذرنگ از رزمندگان لشگر ویژه عملیاتی ۲۵ کربلا بعد از ظهر شنبه در حین پاسداری از مرزها و نیز در راه دفاع از آسایش و امنیت مردم، در منطقه شمالغرب کشور به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
@Modafeaneharaam
7.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطره ای عجیب از زبان شهید طهرانی مقدم پدر موشکی ایران
@Modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀 #براساس_زندگینامه_شهید_مرتضی_جاویدی* #نویسنده_داریوش_مهبودی* #قسمت_ب
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀
#براساس_زندگینامه_شهید_مرتضی_جاویدی*
#نویسنده_داریوش_مهبودی*
#قسمت_سی
هرروز چهره ای از او پیش چشمم می کشیدم و وضعیت مجروحیتش را برای خودم ترسیم میکردم .دیگر توان آن را نداشتم که حتی به خانه دوستان و آشنایان بروم .تنها چیزی که دلم را گرم می کرد تلفنهای هرروز امید یک روز سریع گوشی را برداشتم.
_من حالم بهتر شده از تبریز منو انتقال دادن به تهران .تورو خدا چند روز دیگه تحمل کن.
مدام روز شماری میکردم چند روزی بود که میان بچه های هتل زمزمه های شد. خانم ستوده پیشنهاد کرده بود برای تفریح و بازدید برویم خرمشهر.من قبول نکردم گفتم بدون اجازه آقامرتضی جای نمیروم باید او تماس بگیرد.
_اونوقت روز عاشورا بچه ها میخوان جایی بروند یا نه؟!
_بله خرمشهر!
_خودت چرا نمیری؟!
_منتظر تلفن شما بودم.
_از نظر من شما آزادی هرکاری مصلحت است انجام بدی .چرا خودت را اینقدر اذیت می کنی؟
_آخه جای نمیخوام برم من سلامتی شما رو می خوام همین برام بسه همین که تلفن می کنی.
بعد با یک حالت متین و آرام از پشت تلفن خطابم کرد.
_به جان امام اگه توی خونه بمونی تلفن نمیزنم. الکی خودتو عذاب بدی که چی بشه ؟!برو بلکه روحی ات تازه بشه.
بعد از آن قسم راضی شدم چون می دانستم که امام برای مرتضی خیلی عزیز است و حاضر است جانش را برایش بدهد..
وسایل را جمع کردم و به مسجد جامع خرمشهر رفتیم گروه رزمنده و مردم از عزاداری می کردند.
به اتفاق همه بچه ها رفتیم بالای پشت بام مسجد و نگاه کردیم سرتاسر بلوار خیابان چهار ردیف طبیعی سیاه پشت دو به دو رو به روی هم صف بسته بودند هزارتا زنجیر بالا میآمد و پایین می رفت روی شانه عزاداران.
دمام مینواختند. سنج هم بود و قدم به قدم صف ها جلو می رفتند. تا چشمم به بسیجی ها می افتاد مرتضی بودم .تمام طول شب این مراسم ادامه داشت .
مداحان با صدای خوش می خواندند.«ممد نبودی ببینی ، شهر آزاد گشته ..خون یارانت...»
بغض گلویم را جویده بود .یک دل سیر گریه کردم .شهر از آتش دشمن در امان نبود.مرتب صدای انفجار به گوش می رسید و صدای زنجیر و نوحه ..
صبح ..چند ساعتی استراحت کردیم و بعد رفتیم گشت و گذار در خرمشهر که ناگهان هواپیماها آمدن بمباران.
سمیه دختر حاج محمود خیلی ترسیده بود و گریه می کرد .برگشتیم آبادان .آنجا هم ریختند آسمان را پر خوف آهن کردند .بمباران و موشک .برگشتیم اهواز و نشد شهر را خوب تماشا کنیم .
تازه به هتل رسیده بودیم که تلفن زنگ زد
_من با اصرار زیاد دکتر را راضی کردم منو بفرسته شیراز .با حاج محمود و علی هماهنگ کردم تو رو بیارن شیراز.
اشک شوق می ریختم و تند تند ساکم را می بستم.یک لحظهارام نداشتم و هی در اتاق را باز میکردم و سرک می کشیدم که حاج محمود کی می آید.
#ادامه_دارد
@Modafeaneharaam
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•*
📸 شهید طهرانی مقدم: در یکی از عملیاتها که علیه منافقین بود، قرار شد منطقهای را با موشک هدف قرار بدهیم. من موشکها را آماده کرده بودم، سوختزده و با سیستم برنامهریزی شده بودند. موشکها هم از آن موشکهای مدرن نقطهزن بود.
🔹ایشان (شهید احمد کاظمی) از عمق عراق تماس گرفت که مقدم آمادهای؟ گفتم: بله. گفت: موشکها چقدر میارزد؟ گفتم مگر میخواهی بخری؟! گفت: بگو چقدر میارزد؟ گفتم: مثلاً شش هزار دلار. گفت: «مقدم نزن اینها اینقدر نمیارزند.»
@Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✍خاطرهای از سفر شهید طهرانیمقدم با رهبر انقلاب
↩️برادر شهید حسن طهرانی مقدم:
آقا گفتند یک روز طهرانی مقدم من را به بندرعباس برد و موشکهایی را نشانم داد و گفت
🛶 اینها تیرهای غیب ما علیه آل سعود و ناوهای آمریکایست.
@Modafeaneharaam
#عاشقانه_شهدا🙃🍃
روزی که خانواده تهرانی مقدم به خانه ما آمده بودند ما شیطنت کردیم و کفشهای ایشان را دیدیم حاج حسن یک جفت کتونی سفید چینی به پا کرده بود که این کفشها از شدت غبار و خاک رنگ تیرهای به خود گرفته بود.😐
بعد از میان پرده اتاق ایشان را نگاه کردم و دیدم مانند همه کسانی که به جبهه میروند با یک لباس چهارجیب خاکستری با یک شلوار کتان کرم رنگ آمده بودند و حتی دکمههای آستین ایشان باز بود.😧
خیلی دلم گرفت که چرا ایشان با چنین وضعیتی به خواستگاری آمدهاند...😑
اما وقتی فقط ۱۰ دقیقه با ایشان حرف زدم متوجه شدم ایشان اخلاصی دارد که تمام ظاهر او را محو میکند.🙂
همسر #شهید_طهرانی_مقــدم
@Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سلام_امام_زمانم
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَقِیَّةَاللهِ في أَرضِهِ
سلام بر تو ای مولایی که زمینیان؛
عطر خدا را از وجودِ تو استشمام می کنند...
سلام بر تو و بر روزی که حکومت خدا را
روی زمین بر پا خواهی کرد...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج🌷
@Modafeaneharaam
امام علی علیه السلام:
...فَلا تَحمِل هَمَّ سَنَتِكَ عَلى هَمِّ يَومِكَ، وكَفاكَ كُلَّ يَومٍ ما هُوَ فيهِ، فَإِن تَكُنِ السَّنَةُ مِن عُمُرِكَ، فَإِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ سَيَأتيكَ في كُلِّ غَدٍ بِجَديدِ ما قَسَمَ لَكَ، وإن لَم تَكُنِ السَّنَةُ مِن عُمُرِكَ ، فَما تَصنَعُ بِغَمِّ وهَمِّ ما لَيسَ لَكَ
...در يك روز، به قدر يك سال نگران و غمگين نباش؛ كه در هر روز غم همان روز تو را كافى است. اگر يك سال از عمرت مانده باشد، خداوند عزّوجلّ از پس هر روز، روزىِ تازه ات را خواهد داد، و اگر يك سال از عمرت نمانده باشد. پس چرا غم و اندوهِ زمانى را مىخورى كه از آنِ تو نيست؟!
حکمت 379 نهج البلاغه
@Modafeaneharaam