انگار حاج مهدی منتظر بود.
با دو سه بوق، در کتابی کارگاه رو باز کرد.
اورکتش را کشیده بود روی سر.
اشاره کرد داخل شویم. تم صورتش به ابوعلی شبیه بود؛ اما چهره اش داد میزد عمری با هم و کم روزگار دست و پنجه نرم کرده است.
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
در روشنای صبح، موقعیت جغرافیایی مقر تیپ سید الشهدا را بهتر درک کردم.
چهار پنج تا خانه توی دامنه تل، وسط دشت.
کد خدا سفره صبحانه را پهن کرد.
امیر آمد که:«زود جمع کنین، راننده اومد دنبالتون.» قرار بود با اسماعیل برویم به مناطق عملیاتی و نقطه به نقطه خاطراتش با عمار را تعریف کند.
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
روی مبل ولو شد و گفت:«یه بار از سید ابراهیم۱ پرسیدم: "چرا این قدر دوست داری شهید بشی؟" گفت:"من به خودم اعتماد ندارم. اگه این جنگ تموم بشه و شهید نشیم، معلوم نیست چه عاقبتی در انتظارمونه؛ اون وقته که دوران خاکبرسری مون شروع میشد!"»
۱اسم جهادی شهید مصطفی صدرزاده.
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
انگار روی پیشانی مان نوشته بود که باید همه مسیر را با ترس و دلهره طی کنیم. امیر از دیشب سپرده بود:« صبح زود راه میافتین. قبل از غروب باید حماء باشین. توی جاده، انتحاری و کمین زیاده!» بعد هم خط و نشان کشید:« اگه لفتش دادین، نگهتون میدارم تا روز بعد!»
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
جمعشان جمع شد. مجید هم از خواب پاشد. یوسف سفره شام را پهن کرد.
تا بشقاب های کتلت نشست وسط سفره، ابوعباس دستانش را بالا گرفت و گفت:«جید!» رسول پشت بندش گفت:«جید جید!»عباس که با سالاد آمد، حاج یاسین ادامه داد:«جدا جید جید!» انگار دومینو به جواد رسید: «جدا جدا جید جید!» بعد همگی با مشت های گره کرده شبیه سرود های حزب الله لبنان همنوا شدند: «جدا جدا، جید جدید!... جدا جدا جید جید!»
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
درست همینجا بود؛ تو همین اتاق. عجله داشتم. لباس هامو عوض کردم و انداختم گوشهای. روز بعدش دیدم لباس هام تمیز و تاخورده، توی تاقچهست.
از حاج عمار پرسیدم:«چه کسی لباسمو شسته؟» خندید.
فهمیدم کار خودش بوده.دوباره لباسمو شست.
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
یکی سر شوخی را باز کرده بود:«امیر،میبینی؟ عید اومدیم خارج!» یکی از دم در با زبان لاتی گفت:« امیر! چرا اینجا از هرکی سوال میکنیم به جای جواب، قرآن میخونه؟» بعد آمد جلوی اسماعیل زانو زد: «این جا همه سید و حاجی هستن؛ گفتم صدام کنید «شروین»؛ خفن ترین و بیاد موندنی ترین اسم جهادی. طوریه؟»
اسماعیل خندید و گفت:«عالیه!»
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
با عمار توی ماشین که مینشستیم، میگفت: «مداحی کن.» همون توی ماشین سینه میزد و گریه میکرد. پشت موتور به شوخی میگفت:
«اسماعیل! تموم خاطرات بچگیمون و موتور تریلر و چفیه و تیر و ترکش و تفنگ و ریش بلند و فیلم دکل واقعی شده!» بعد شروع میکرد برای خودش مداحی میکرد. با این که خودش مداح بود، به من میگفت: «شما بخون... روضه رو شما بخون.»
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
چندتا هم نکته نظامی بگم؛ بهترین سنگرهای ما، همون خونهها هستن اصلا نیاز نداریم بیرون خونه سنگر بکنیم. البته مسلحین، جبهة النصره و داعش این کار رو میکنن.
برای خونههای ویلایی، دوتا سنگر پشت خونه میکار و شما گمان میکنی که داخل خونه درگیریه...
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
وارد هر منطقه که میشین، اول خودتونو پیدا کنین که کجا هستین. تو عملیات «القراصی» یکشبه دشمن زد، دوتا از پاسدارهامون که همون شب تازه رسیده بودن، چپ و راستشون رو نمیشناختن.
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
این رضا سنجرانی از جیک و پوک ابوعلی خبر داره.
از حضورش در جبهه اطلاعی نداشت. تاکید کرد:«اگه این جا هم پیداش نکردی، توی ایران زیر سنگ هم شده پیداش کن!»
یکی از پشت بی سیم به خیبر گرای جدید داد:«علی اصغرو!»😂 همه خندیدند، این طور که میگفتند، این رفیق ابوعلی کرمانی بود. بین فاطمیون معروف شده بود به «علی اصغرو».
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3
تا نشست شروع کرد به هماهنگی. ظاهراً از آمدن ما اطلاع داشت. پشت بی سیم از چند نفر سراغ گرفت چه کسانی با ابوعلی حشر و نشر داشته اند.
لیست بلند بالایی نوشت.
از بین آن ها تاکید کرد هرطور شده کرار را پیدا کنید
#برشیازجاده_یوتیوب📚
#شهیدمحمدحسینمحمدخانے
#خادمعبدالمهدی
https://eitaa.com/joinchat/4012245048C42ddbe23a3