سَمیح🕊
و قسم به سردردی که تو را از خواب بپا میخیزاند.
دیگر مرا بِ داشتن تُ انتظاری نیست ...!
سَمیح🕊
نیاز دارم به عزیز شدنِ بعد از مرگ!
یه مشت بغض شدیم افتادیم تو گلویِ هم!