هدایت شده از مُنیب ؛
دیگر زمان وصال کم کم به پایان میرسد
آن کور سوی امید گوشه ی ذهنم هم خاموش میشود
نه دلگیرم نه شکایت و گله ای دارم
حتی زبانم به زمزمه کردن مداحی معروف
' سوال منه .. نیومدنم برا کدوم گناه منه؟ '
هم نمیچرخد ؛ حکمت این جاماندن از همان اول معلوم بود
دوست داشتن که فقط به حرف نیست
به گریه های فقط ۱۰ شب اول محرم نیست
به ضجه و ناله های قبل اربعین نیست ..
درست است شما پناه دل شکسته ها و
پذیرنده تمام آنهایی هستی که برای توبه به سوی شما آمده اند
ولی به قول معروف در دیزی باز حیای گربه کجا رفته؟
باشد تا بدانیم اگر شما پناه ما هستید
ماهم بر آن عهد که بستیم بمانیم ..
اگر خواننده این پیام هستی و
در جاده منتهی به سوی یار قدم برمیداری
این سختی شیرین گوارای وجودت که حتما لیاقتش را داشتی
از جانب ما به سوی دوست سلام برسان و بگو
جز شرمندگی و دلتنگی حرفی نیست ..
به دوستان عراقی سلام برسان و بگو
تلخی چای شما شیرین ترین و گوارا ترین
چیزی بود که در آن گرمای طاقت فرسا میتوان یافت
و مخلص کلام
به تو از دور سلام ..
به سلیمان جهان از طرف مور سلام :)
-فراق ، منیب
ظرفیت راه اومدن با اون عده مخالف در درونم کلا به پایان رسیده،
یعنی فقط منتظرم طرف زر بزنه تا دهنشو سرویس کنم
احساس نشدن و نرسیدن های مکرر باعث میشه ایمان بیارم که دنیارو بر اساس درد و رنج بنا کردن و تو کافیه ثانیه ای لبخند بزنی تا هزاران ثانیه از ذره ذره وجودت شیرینیاش رو بکشن بیرون، بالاخره خداهم بار اولش بوده جهانو خلق میکرده باگ خلقت عادیه.