مُحَلِّل
قبلتر اشاره به این داشتیم که یکی از خطرناکترین مسائلی که میتواند مشکل آفرین باشد، اتکا به قواعد ثابت و گزارههای لایتغیر تحلیلی است که باعث رکود در تفسیر میشود. در سطح گزارههای تاکتیکی، برای مثال، پیش از جنگ ۱۲ روزه، برخی معتقد بودند که به دلیل تعیین قرار مذاکرات برای روز یکشنبه، رژیم نیز تا پیش از آن به ما حمله نخواهد کرد. در جنگ اخیر رمضان نیز این موضوع حل شد و اتفاقاً هر گاه مذاکرات مثبت پیش میرفت، حدس وقوع جنگ افزایش مییافت اما بار دیگر تصور برخی تحلیلگران این بود که احتمالاً وقوع حمله در ساعات پایانی و بامدادی شب است، چه اینکه اینبار به دلیل ماهیت عملیات دشمن که مبتنی بر ترور مقام معظم رهبری و فرماندهان نظامی و امنیتی استوار بود، زمان حمله، تابع دسترسی به اهداف بود. اکنون نیز باید توجه کرد و برخی گزارهها را زدود. یک مثال که اکنون رایج است، احتمال حمله در آخر هفته و در زمان بسته بودن بازارهای مالی غرب است که تقریبا همه حملات قبلی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این بازه زمانی رخ داده است. مقصود، رد این گزارهها نیست بلکه بستن همه پنجرههای غافلگیری تحلیلی است.
@Muhallel
رویکرد فعلی دشمن، فرسایش تدریجی ما در تمام مولفههای قدرت، به صورت مستمر تا زمان آغاز جنگ است تا بر اراده ما تفوق ایجاد شود. سپس با شروع جنگ با شدت بالا و با هدف فلج کردن و نابودی زیرساختها و فروپاشاندن کمربندهای حفاظتی و امنیتی کشور، به عمق خاک ما دسترسی پیدا کرده و ما به اراده حریف تن بدهیم یا اراده سیاسی ما نابود شود.
در نسل جدید جنگ، غرب تلاش می کند فناوری، محور این نسل باشد ولی چون کشورهای غیرغربی غالبا توان رقابت با فناوری غرب را به شکل پایاپای ندارند، ایده محوری در جنگ را در پیش می گیرند که پنج ویژگی دارد:
۱. بدون وجود سازمان رزم مشخص به صورت پراکنده در فضای نبرد
۲. از نظر لجستیکی خوداتکا و غیرمتمرکز
۳. برهم زدن مرزبندی سنتی منطقه مقدم – عقبه و جایگزینی هدف فروپاشی روانی دشمن
۴. قابلیت مانور بالا
۵. به کارگیری آتش محدود در زمان و مکان مناسب علیه مراکز ثقل اصلی در عمق سرزمین دشمن
در اینجا، جنگجویان غیرغربی ایده محور به دنبال این هستند تا دو پیام را به رهبران دشمن برسانند:
۱. اهداف راهبردی ایشان دست نیافتنی است.
۲. هزینه آن بیش از منافع آن است و اگر اراده برتر سیاسی خوب به کار گرفته شود بر قدرت های سیاسی و اقتصادی قوی تر فائق می آید زیرا هدف پیروزی سیاسی است و نه موفقیت نظامی با انهدام نیروهای مسلح دشمن. زیرا هدف اصلی، تحمیل انفعال سیاسی بر کشورهای هدف است.
همچنین در جنگ، مدت زمان جنگ یک شاخص مهم است که غرب در آن به دنبال پیروزی سریع و قاطع است ولی بقیه به دنبال مبارزه طولانی چندین دهه ای، نه فقط درگیری شدید نظامی هستند. در اینجا معنای سازمان، که خود یکی از شاخص های مهم جنگ است هم تغییر می کند جایی که غرب صرفا سازمان نظامی را مدنظر دارد ولی بقیه به دنبال شبکه های تولید قدرت سیاسی که درون مایه این جنگ است، هستند. انسجام شبکه نیز با تفکر و ایدئولوژی حفظ می شود. اولویت اصلی پیروزی به معنای بقا و حفظ انسجام شبکه در مقابل حملات خارجی است تا زمانی که مقاومت ما باعث انصراف دشمن از ادامه مبارزه شود(ارجاع به سخن معروف کسینجر که عدم شکست برای چریک پیروزی است ولی عدم پیروزی برای یک ارتش کلاسیک، شکست است) پس فقط موفقیت در میدان نبرد مهم نیست بلکه طول مدت و ماهیت سیاسی جنگ نیز مهم است زیرا هدف، فرسایش اراده سیاسی دشمن و تغییر رفتار وی است تا پیروزی در جنگ، و نه فقط در نبرد حاصل شود.
@Muhallel
سکوت نظامی در برابر محاصره دریایی دشمن، دلایل متعددی داشت که یکی از آنها فرصت دادن به گزینه سیاسی جهت حصول نتیجه نهایی و یا خرید وقت بود. این مدل البته همیشه استفاده می شود که مثال آن پیش از عملیات های وعده صادق ۱ و ۲ است که فرصتی به این گزینه جهت پایان جنگ در غزه و آمادهسازیهای عملیاتی داده شد و با عدم وقوع اولی، عملیات اجرا شد. اکنون نیز فارغ از همه موارد و چالشها و طرحهای عملیاتی، بار دیگر بر همگان روشن شده که این گزینه دستاوردی در حصول نتیجه و خواست نهایی ما ندارد و تنها میتواند کارکرد خرید وقت را برای هر دو طرف ایفا کند.
@Muhallel
ریشه «پروژه آزادی» به امارات باز می گردد. روز گذشته، اماراتی ها در هماهنگی با آمریکا قصد داشتند تا با به خط کردن کشتی ها جهت عبور از تنگه هرمز، به زعم خود این اهرم را بی اثر کنند. با این حال جمهوری اسلامی در اولین اقدام، دستور تخلیه و عقب نشینی کشتی ها از بندر راس الخیمه به سمت دبی را صادر کرد. از صبح امروز نیز، محدوده جدید مدیریت تنگه هرمز که شامل محاصره کل بنادر امارات متحده عبری می شود منتشر شد که خود، پاسخی موازنه ای به طرح محاصره دریایی دشمن است. آنها همچنین سعی کردند که یک نفتکش اماراتی دیگر با پشتیبانی یک ناوچه آمریکایی عبور کند که هم ناوچه با رادار خاموش با شلیک اخطار مواجه شد و هم نفتکش مورد حمله پهپادی قرار گرفت. در چند نوبت دیگر نیز کشتی های تجاری و نفتکش ها و برخی ناوهای آمریکایی قصد عبور از تنگه را داشتند که هر بار با اخطارهای لفظی و عملی مواجه شدند.
@Muhallel
سال 1397 نقطه عطف روابط ما با امارات بود. در این سال اماراتی ها همزمان با آغاز کمپین فشار حداکثری ترامپ، همراهی بالایی از خود نشان دادند که مهم ترین اقدام آن ها، اخلال در کانال های مالی ایران بود. با این حال همواره سعی می شد تا با حفظ تهدید یمنی و از سوی دیگر رایزنی های امنیتی با شخص طحنون زاید از سوی آقای شمخانی، با امارات مماشات شود. با شروع سال 1398، فاز جدیدی از فشار حداکثری آغاز شد و همراهی اماراتی ها علی رغم وعده های قبلی، بیشتر. اینبار عملیات ماهرانه انفجار کشتی ها در بندر الفجیره کافی بود تا ابوظبی اندکی به خود بیاید، البته اینبار توسط شهید سلیمانی با تضمین جان سربازان آمریکایی در عراق و سوریه، یک کانال ارزی ایمن ایجاد شده بود که از جهش های ارزی آن سال جلوگیری کرد، هر چند همواره این انتقاد از سوی متخصصان وجود داشت که چرا کانال های تسویه ارزی ما در یک کشور وابسته به آمریکا وجود دارد تا دست ما زیر ساطور آنها باشد، امری که در دولت شهید رئیسی حدالامکان سعی شد کاهش یابد. پس از شهادت حاج قاسم، اماراتی ها نیز جری تر شدند و به قطار تطبیع پیوستند. از آن تاریخ، هر چند آن ها سعی می کردند با وعده ها و اقداماتی، برخی مسیرهای ایران را حفظ کنند اما لانه کردن تصاعدی موساد در شهرهای امارات مانند مرکز رصد تراکنش های مالی ایران در دبی، انجام حملات سایبری از مبداء این کشور، جذب و آموزش ایرانی ها و ... روند اقدامات خصمانه خود را افزایش دادند. پیشنهاد هدف گیری مستقیم اماکن رژیم در امارات نیز در تاریخ های متعدد، من جمله پس از ترور شهید فخری زاده و توسط سردار شهید سلامی پیشنهاد می شد اما هر بار بنا به دلایل مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی این اقدامات به تعویق می افتاد هر چند زد و خوردهای اطلاعاتی در امارات میان ایران و رژیم صهیونیستی جریان داشت. در آذرماه 1403 جسد خاخام زوی کوگان در العین یافت شد و برخی سران رژیم تلاش کردند قتل این فرد را به ایران نسبت دهند، امری که توسط سفارت ایران در امارات تکذیب شد. در اواخر سال 1401 و پس از توافق ایران و عربستان سعودی، طی سفر شهید شمخانی به ابوظبی، رایزنی های اقتصادی جدیدی انجام شد که در آن مقطع خاص مفید بود با این حال و با جدی تر شدن نبرد با شروع عملیات طوفان الاقصی، طرف اماراتی نیز هر روز خود را بیشتر در محور صهیو - آمریکایی جا نمایی می کرد که اوج آن در قرارگیری بندر فجیره به عنوان ترمینال ورودی کریدور آی مک و برخی کمک های دیگر این کشور به صهیونیست ها طی جنگ در غزه بود. در این مدت آنها تلاش می کردند با حفظ برخی کانال های مالی با ایران رفتار ما را مهار و فریز کنند. در نهایت نقش غیرقابل انکار آنها در دادن زمین، هوا و دریا به تجهیزات و افراد آمریکایی و صهیونیستی، از پایگاه الظفره و المنهاد و فرودگاه دبی تا تشکیل اتاق عملیات های متعدد افسران آمریکایی و صهیونیستی در هتل های دبی و ابوظبی و عجمان و البته هدف گیری بسیاری از منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ما در این کشور توسط ابوظبی، ما را به مرحله غیرقابل بازگشتی با امارات عبری رساند و پس از آن نیز دیدیم که تا این مرحله چه رخ داده است. با این حال، روشن است که سرنوشت درگیری دو طرفه ایران و امارات چگونه است پس آنچه تعیین کننده است، درگیری ما با آمریکا و رژیم خواهد بود. بدون شک شکست قطعی این دو، به طور دومینووار تکلیف این وابستگان را روشن خواهد کرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
یکی از اقدامات مهمی که پس از آتش بس در حال پیگیری است، زیر ضرب قرار دادن مستمر گروهکهای تروریستی در
معادله جدید در حال شکل گیری که معادلات امنیتی منطقهای را دگرگون میکند، مواجهه با دبی و ابوظبی (امارات) همچون مواجهه با اربیل و سلیمانیه (اقلیم کردستان) در منطق کلی "انهدام تهدید در مبداء" خواهد بود.
@Muhallel
حدود یک ماه است که بخشی از ارتش و نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی در حال طراحی و کار بر روی نقشهای جهت تقسیم بندی کرانه باختری به سه منطقه قرمز، زرد و سبز و تهاجم به نقاط قرمز و ارتکاب جنایات هستند تا هم تهدیدات خنثی شود، هم در سایر مناطق زرد و سبز ارعاب رخ داده، فلسطینیها مجبور به کوچ به اردن شده و نتانیاهو پس از ناامنی شمال بتواند دستاوردی به داخل خصوصا یهودیان تندرو بفروشد. دلیل این طراحی، به ارزیابیهایی برمیگردد که در آن، نگرانی از بازسازی گروههای مقاومت فلسطینی و عبور از حصار امنیتی و ورود به عمق اراضی اشغالی موجب فروپاشی امنیتی جبهه داخلی رژیم میشود. مشابه همین ارزیابی در خصوص نوار غزه نیز وجود دارد که در اثر درگیری نیروی زمینی رژیم در جبهه شمالی، گروه های فلسطینی اقدام به حرکت های جدید کنند. با این حال به علت نوع طراحی که شده و طی آن احتمالا شهرک نشینان به همراه ارتش و ... اقدام به جنایات انسانی کنند، آنها منتظر فرصتی برای انحراف اذهان جهانی به پرونده ای دیگر همچون ایران، جام جهانی و ... هستند. یک راهکار پیشنهادی، ورود کرانه به وحدت ساحات به شکل دو سویه است.
@Muhallel