ترامپ به دنبال تحمیل معادلهای است که بمبارانهای روزانه، تا حصول توافق (تسلیم ایران) در یک تصاعد تدریجی از حیث ابزار، شدت و گستره، تداوم پیدا کند. نکته مهم ارزیابی مقامات کاخ سفید از پاسخ ایران است که آن را محدود به هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در منطقه میدانند. هر چند، روز گذشته ایران نیز مجدداً بستن کامل تنگه هرمز را نیز اعلام کرد. از این رو، حرکت به سمت هدفگیری پایگاههای جدید و فرامنطقهای آمریکا و تلاش برای تلفاتگیری، فرای انهدام تجهیزات و همچنین اصابتها به شریانهای تجاری حریف ولو با انتساب مبهم، موثر ارزیابی میشود. ما نمی توانیم با این تحلیل که ترامپ برای اعلام توافق در داخل به دنبال قدرتنمایی است، شاهد برش خوردن کیک(به جای چپه شدن کامل آن) باشیم. همچنان که نمی توانیم مانند دو هفته پایانی جنگ، زیر آستانه بمباران نیروگاههای برق، حملات دشمن را هضم کنیم.
@Muhallel
ما می دانیم که در جنگ های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، کشور از مشکلات پدافندی متعددی رنج میبرد که نتایج آن را مشاهده کردیم. اما روندی که از دو هفته پایانی جنگ تا کنون موثر بوده، تقویت پدافند هوایی در سمت ما است. امری که در روزهای آخر جنگ ۴۰ روزه باعث اصابتهایی در پروازهای دشمن شد و این روند در دوره آتش بس شدت بیشتری گرفت. بنابراین هدف قرار دادن مواضع راداری و پدافندی یا عملیات SEAD/DEAD که دشمن به صورت تدریجی در حال اجرای آن است، هدف گیری مواضع سنتی و قبلی پدافند نیست زیرا طی جنگ های قبلی اکثر آن ها از بین رفته بودند و این نتیجه تلاشهای بین جنگها، چه از حیث تاکتیکهای جدید و چه از حیث ورود تسلیحات از انبارها به مواضع است. اگر این را در یک زمینه کلی ببینیم، در #نبرد_ترمیم، اینبار دشمن به طور مستقیم در حال ضربه به مواضع ترمیمی و باقی مانده نیروهای مسلح است. از این رو، میتوان نتیجه گرفت که در همه زد و خوردهای قبلی و فعلی، دشمن تلاش میکند تا چرخه بازخورد خود از وضعیت پدافندی و آفندی نیروهای مسلح را تکمیل کرده و در دور بعدی، آن ها را هدف بگیرد. با توجه به اینکه یکی دیگر از ترمیمهای جاری، بازیابی پایگاههای موشکی بوده که اوج آن در عملیات نصر مشاهده شد، ما میبینیم که آنها به سمت این ناحیه حرکت می کنند.
@Muhallel
مُحَلِّل
۲. ما جهت مدیریت تنگه هرمز تلاش داریم تا پروتکلی را اعمال کنیم که در آن شناورهای کشورهای دوست و همپی
اعلام بسته شدن کامل تنگه هرمز از سوی قرارگاه خاتم، در واقع به معنای تعلیق پروتکل یاد شده است. در این متن اشاره شد که ما محدودیتها و چالشهای عملیاتی در مدیریت ایجابی تنگه هرمز با توجه به کمبود ناوگان سطحی و همچنین حضور دشمن داریم، با این حال حداکثر تلاش در جهت هدف گیری هر کشتی متخاصم یا بدون هماهنگی انجام میشد. اما ملاحظات مرتبط در روابط ما با چین و عمان نیز یکی دیگر از مسائلی بود که باعث شده بود تا تردد در تنگه هرمز افزایش یافته (چه از سمت ما و چه از روش کشتی به کشتی توسط حریف) اما با جنگی شدن مجدد شرایط، این ملاحظات ناچاراً کنار میرود.
@Muhallel
مُحَلِّل
ترامپ به دنبال تحمیل معادلهای است که بمبارانهای روزانه، تا حصول توافق (تسلیم ایران) در یک تصاعد تد
به نظر میرسد ترکیب تهدیدات جدید صادره در کنار تلاش های قطری که از شب گذشته شدت گرفته بود تا این ساعت منجر به عقب نشینی ترامپ شد و فضا را به سمت تفاهم برد. با این حال سناریوهای آینده باز است. اصل اساسی این است که ما در شرایط فعلی باقی نمانیم و اوضاع را تعیین تکلیف کنیم، اگر اکنون ترامپ چراغ سبز داده اما بخواهد ماجرا را کِش بدهد و مانند قبل در لحظات آخر انقلت جدیدی وارد کند، برنامه اصلی آنها افشا خواهد شد.
@Muhallel
از زمان اعلام رهبری حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای، خط روایی برجسته ای که در میان ضدانقلاب وجود دارد یک چیز است: «ایشان در حملات نهم اسفند به شهادت رسیده و تمام پیام ها و بیانیه ها توسط وحیدی و قالیباف و ذوالقدر نوشته می شود. این خط به راحتی و با یک سرچ ساده در تمام رسانه های ضدانقلاب و در تمام طیف هایشان دیده می شود. هدف نیز واضح است و القای بی راس بودن حاکمیت ایران است، دقیقا مشابه کارکرد گزارش نیویورک تایمز و سایر رسانه های غربی مبنی بر فوت رهبر انقلاب در اواخر شهریور 401 که یکی از زمینه سازهای اغتشاشات آن سال بود. پس هیچ چیز خطرناک تر از این نیست که برخی در داخل کشور همین جملات را نرمالیزده و بومی کرده و با کلیدواژه های دیگری، اینبار رهبر انقلاب را زنده اما «در حصار» نشان دهند که در این حالت دیگر هیچ محور و مرجعی نخواهیم داشت زیرا ولی فقیه که همه باید حول ایشان باشیم، در این کلان روایت «از خود اختیاری نداشته و دیگران برای ایشان تصمیم می گیرند!». به نظر می رسد منشاء طراحی این روایت ها جز به اداره تاثیرگذاری ختم نشود.
@Muhallel
بارها گفته شده که حاکم بلامنازع محیطی که ما در آن قرار داریم، ابهام، پیچیدگی، عدم قطعیت و ظهور شگفتی سازهای متعدد است بنابراین در این محیط آشوب زده، نمی توان پاسخ های خطی به معادلات غیرخطی داد، پاسخ خطی چیست؟ این است که تصمیم سازان و تصمیم گیران کشور در یک دو راهی گزینه ای به نام موشک - مذاکره و نهایتاً ترکیب این دو قرار گیرند زیرا محیطی که ما در آن قرار داریم اساسا اجازه نمی دهد که توافق یا جنگ پایداری شکل بگیرد و یا با یک ابزار بتوان نقشه دشمن را برهم زد آن هم در جایی که دشمن به دنبال محدودسازی انتخاب های ماست و یک پاسخ مهم، افزایش گزینه های ماست. شگفتی سازهای متعدد در کجا قرار دارد؟ ما در دولت قبل و در دولت بایدن، چهار بار در آستانه توافق با آمریکا قرار داشتیم، بار اول در اسفند 1400 بود که جنگ روسیه و اوکراین که وقوع آن در اراده هیچ طرفی نبود، همه معادلات را تغییر داد.بار دوم و در شهریور 1401، اینبار درز یک جلسه آف د رکورد در کنار تحرک سرویسی موساد باعث برهم خوردن جریان شد. بار سوم و پس از توافق تبادل پول و زندانی در شهریور 1402، اینبار این 7 اکتبر بود که معادلات را بر هم زد. در نهایت و در آستانه مذاکرات جدید، اینبار سقوط بالگرد آیت الله رئیسی باعث لغو قرارهای تعیین شده شد. در همه موارد فوق ما می بینیم که اتفاقاتی که حتی در اراده طرفین نبوده، باعث برهم خوردن روندها شده و این یک امر طبیعی در منطقه جنوب غربی آسیا است. این موضوع که در خاورمیانه همواره وجود داشته در سه سال اخیر جهش یافته و همه چیز را تحت تاثیر خود قرار داده است. پس مشکلی که در برخی تحلیل ها دیده می شود، انفعال نسبت به اقدامات احتمالی دشمن در دوره آینده است. حتی اگر تفاهم اسلام آباد امضا شود، ما به هیچ وجه وارد منطقه سفید (صلح) نشده و درگیری های ما همچنان در منطقه خاکستری اما با آستانه کمتری ادامه خواهد یافت. در اینجا این ما هستیم که باید طراحی کنیم چگونه با خلق ابزارهای سوم (فرا موشک و فرا مذاکره) در حوزه حریف، دشمن را وادار به اجرای تعهدات خود کرده، در نبرد ترمیم از او پیشی گرفته و برای جنگ بعدی خود را آماده تر از قبل خود و دشمن سازیم. با این نگاه، به هر چیز به مثابه فرصتی نگاه خواهیم کرد که از آن به دشمن ضربه می زنیم.
@Muhallel
وقتی دشمن نیروهای خود را در منطقه جنوب غربی آسیا حفظ کرده و بنا به برخی گفته های خودشان، این حضور با یک تلورانسی تا 6 ماه آینده ادامه دارد، یک معنا دارد و آن تلاش برای عدم تکرار تجربه دی ماه برای دشمن است. دشمن در روایت های بعدی خود افشا کرد که برنامه اصلی حملات آنها برای خرداد ماه طراحی شده بود اما اغتشاشات دی ماه برنامه آنها را جلو انداخت، جایی که ترامپ در آستانه حمله محدودی به مقرهای بسیج و فراجا و برخی اهداف نمادین مانند نهاد ریاست جمهوری در آن چهارشنبه کذایی بود اما رژیم صهیونیستی با استدلال اینکه یک حمله محدود موثر نیست و حتی باعث پاسخ گسترده ایران به ما و شما در شرایط نبود آمادگی کامل سنتکام می شود، این حمله را به تعویق انداخت تا سپس با عددسازی های کاذب از کشته شدگان دی ماه توسط واحدهای موساد، رهبر انقلاب ابتدا ترور شخصیتی شده و سپس با چراغ سبز سازمان سیا، ترور فیزیکی ایشان و حملات گسترده صورت گیرد. با این حال اکنون آنها تلاش دارند تا این نیرو را در منطقه حفظ کنند تا با باز شدن هر پنجره فرصت جدیدی، بدون نیاز به گسیل جدید، اقدام کنند. یکی از این پنجره های فرصت نیز وقوع مجدد آشوب در درون ایران است. اکنون لازم است تا برخی تحلیلگرانی که در فروردین ماه می گفتند محاصره دریایی برای آمریکا بیشتر ضرر دارد تا ما پاسخ دهند که چنین تحلیلی چگونه و بر چه اساسی شکل گرفت؟ در هرگونه تفاهم یا توافق احتمالی نیز ما نباید انتظار خاصی داشته و حتی انتظارات جامعه را افزایش دهیم. به نظر می رسد برگزاری تشییع قائد شهید که خود یک پروژه عظیم ملی است، تلاش برای جذب منابع برای پرداخت حقوق و دستمزد و افزایش کالابرگ تا پایان سال، شارژ ذخایر و ورود کالاهای اساسی برای شش ماهه دوم سال و کاهش ناترازی زیرساختی در برخی حوزه های حساس مانند برق و گاز و بنزین ولو برای یک ماه، جهش در توسعه مسیرهای جایگزین جنوب کشور و همچنین توسعه نقاط قوت اطلاعاتی و نظامی ما متناسب با نقاط ضعف دشمن برخی مواردی هستند که باید به عنوان اهداف اولیه در هر سه سناریوی متحمل جهت تحقق آنها تلاش کرد.
@Muhallel
در میانه بحثها در خصوص مذاکرات و توافق، داده های دقیق نشان می دهد که آمریکا اقدام به استقرار انبوهی از سامانه های موشک انداز هیمارس در امتداد ساحل خلیج فارس و همچنین استقرار تعداد زیادی بالگرد MH-60 در پایگاههای کویت و امارات کرده که طبعاً هدفی جز انهدام خطوط دفاعی ساحلی ما و پشتیبانی مستمر و نزدیک آتش از نیروهای زمینی خود ندارد. در این سو نیز کسی بیکار نیست و مطابق سناریوهای مختلف، اقدام به آماده سازی های دفاعی و تهاجمی ادامه دارد. برخی تحلیلگران عقیده دارند که موضوع جدید، فرای سناریوهای جنگ و توافق با ایران بوده و آمریکا هدفی راهبردی در جهت تصاحب و تسلط بر تاسیسات نفتی و گازی کشورمان برای خود تعریف کرده است. برخی پا را فراتر از این گذاشته و تسلط آمریکا و امارات بر تنگه هرمز با دست اندازی به بخش عمانی را نیز در سناریوهای میان و بلندمدت مطرح کردهاند.
@Muhallel