در دوره جاری و به شرط تداوم آتش بس در دوره ۶۰ روزه و حتی پس از آن، ما چند اولویت اساسی در حوزه مسائل داخلی خواهیم داشت:
۱. برگزاری پرشکوه مراسمات ماه محرم و اربعین و از همه حساس تر، تشییع حماسی قائد شهید امت که موارد فوق، علی الخصوص آخری، یک رزمایش همه جانبه ملی با همکاری همه ارگان ها و دستگاه های دولتی و غیردولتی و مردمی و داخلی و خارجی در ابعاد اجرایی، مالی و اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و ... خواهد بود که می تواند پیام های برجسته داخلی و خارجی در حوزه کارآمدی و انسجام داشته باشد.
۲. انتصابات جدید در نهادهای مختلف نظامی و امنیتی و دولتی که در مدت اخیر، یا به دلیل پایان احکام و یا به دلیل شهادت افراد، نیازمند تغییر هستند.
۳. جبران بخشی از کسری بودجه دولت خصوصا در جهت تامین پرداخت حقوق و دستمزدها تا پایان سال و همچنین تامین بخشی از بودجه بازسازی خسارات جنگ در نقاط حساس و تثبیت یا افزایش مبلغ کالابرگ جهت کمک به اوضاع معیشتی
۴. تقویت و شارژ ذخایر کالاهای اساسی و حیاتی کشور حداقل تا پایان سال جاری
۵. توسعه ذخایر و زیرساخت های انرژی حساس مانند برق، گاز و بنزین برای یک ماه یا به گونه ای که بحران های عمیق مانند قطعی کامل یا کمبود گسترده وجود نداشته باشد.
۶. توسعه مسیرهای جایگزین بنادر جنوب کشور و امارات متحده عربی از سایر مبادی مرزی و کشورهای دوست و همچنین بازسازی زیرساخت های خنثی سازی تحریم در جهت کم اثرسازی اهرم محاصره دریایی دشمن
۷. در صورت شرایط پیشبرد مذاکرات جهت نهایی سازی یک توافق، ترکیب موارد بالا در کنار طراحی اصول اساسی سیاسی و رسانه ای در ارتباط با مذاکرات جهت عدم تکرار ضعف های قبلی و همچنین وادارسازی دشمن به اجرای تعهدات خود(که بحثی جداگانه است)، باید باعث شود که تحت حضور رهبر معظم انقلاب یک نوع استقرار در داخل همزمان با بازسازی ها در حوزه های مختلف، برقرار شده تا بتوان با قدرت بیشتر در میز حاضر شد. البته بی شک دشمن نیز اولویت بندی ما را دانسته و تلاش خواهد کرد که به طرق مختلف، مانع از تحقق موارد فوق شده و زمان را به ضد ما به حرکت درآورد که اقدامات مورد نیاز در این حوزه در این متن نمی گنجد.
@Muhallel
یکی از مسائلی که در دوره جاری خواهیم داشت، سخنان شخص دونالد ترامپ است که با دستکم با دو هدف: ۱. مصرف داخلی در آمریکا و ۲. نگه داشتن سایه تهدید، ابهام و عدم قطعیت بر سر ایران صورت گرفته، میگیرد و خواهد گرفت. این موضوع میطلبد که هوشیاری بالایی از سوی تیم مذاکره کننده و رسانه ها و جریانات داخلی صورت گرفته و تیم ایرانی نیز حتماً گامهایی را هم در خود مذاکرات و هم در عرصه رسانه ای در جهت مقابله با صحبتهای گاه و بیگاه و ضد و نقیض ترامپ اتخاذ کند.
@Muhallel
در دوره ۶۰ روزه آتش بس (در صورت تداوم و پایداری) ما در ۵ حوزه با دشمن، نبرد خواهیم داشت:
۱. حوزه مسائل اقتصادی: در این زمینه، طبعا دشمن به دنبال تجدید ذخایر خود خواهد بود و اولویت جمهوری اسلامی نیز کسب تنفس اقتصادی و رفع کسری بودجه با صادرات نفت و آزادی دارایی ها و همچنین واردات کالاهای اساسی خواهد بود.
۲. بازسازی نظامی و امنیتی: در این دوره، قطعا طرفین به سمت بازسازی، بازیابی و تقویت توان نظامی و اطلاعاتی خود خواهند رفت. تدارکات دشمن در جهت آماده سازی پلن حمله زمینی و همچنین ایجاد و دسترسی جهت سورپرایزهای عملیاتی و اقدامات شگفتی ساز از طریق سرویس های اطلاعاتی خود خواهد بود. جمهوری اسلامی نیز متعاقبا در همین زمینه ها و تقویت نقاط قوت خود اقدام خواهد کرد.
۳. اهرم های راهبردی: در این دوره، طرفین به سمت بی اثرسازی اهرم های حریف و ساخت اهرم های جدید خواهند رفت. تنگه هرمز یک اهرم راهبردی ما بود که دشمن در این دوره تلاش کرد تا با طرح محاصره دریایی در برابر آن ایستادگی کند. با این حال، اصل اساسی این است که اثر اصلی برخی اهرم ها در دفعه اول استفاده از آن هاست و با مرور زمان، ضریب تاثیرگذاری آن ها کاهش خواهد یافت. در این دوره، دشمن به دنبال توسعه راه های بدیل تنگه هرمز و ایجاد برگه های مشابه محاصره دریایی خواهد بود و ما نیز باید به دنبال ساخت معادله ای در جهت خنثی سازی یا موازنه سازی در برابر محاصره دریایی و توسعه برگه های راهبردی همچون تنگه هرمز باشیم. البته لازم به ذکر است در دوگانه تنگه هرمز و محاصره دریایی، برتری سلبی در بلندمدت به سود ماست زیرا تنگه هرمز چسبیده به سرزمین ماست و هرگاه اراده سیاسی فراهم شود، ما با شلیک های موشکی و پهپادی از هر نقطه کشور، امکان انسداد تنگه را داریم، با این حال اساس محاصره دریایی آمریکا که البته باعث شده بود تا برخی تلاش های نظامی در جهت رفع آن ناکام بماند، آرایش چندلایه و انبوه نیروی دریایی آمریکا با استقرار سه ناوگروه آبراهام لینکلن، جورج بوش و تریپولی به شکل چندلایه و فشرده بود که باعث می شد نتوان با یک اقدام، از این دژ عبور کرد. طبعا آمریکا نمی تواند در بلندمدت این حجم از ناوگان خود را در اقیانوس هند و دریای عمان مستقر کرده و در صورتی که زیرساختی دائمی جهت این موضوع ایجاد نکند و یا زیرساخت ما در کنترل هرمز را از بین نبرد، این اهرم محاصره با موازنه سازی های ما بی اثر خواهد شد. البته همانطور که گفته شد این دو مسئله صرفا مثالی است و موضوعات زیادی مانند پدافند و برتری هوایی و ... نیز وجود دارد. / ۱
@Muhallel
۴. منطقه و محور مقاومت: اما چهارمین حوزه ای که شاهد یک نبرد سخت در آن بودیم، هستیم و خواهیم بود، در حوزه منطقه ای است. بی تردید، اولویت راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در هر دوره، خصوصا در دوره جاری، تضعیف اساسی محور مقاومت و در راس آن، ساقط کردن عراق و لبنان خواهد بود. این درگیری ها البته خود در چندین پرونده مرتبط که با مسائل عملیاتی و همچنین موضوعات داخلی هر کشور مرتبط است، گره می خورد و بر پیچیدگی آن می افزاید. اکنون وقایعی که در لبنان جاری است را باید بخشی از همین پازل درک کرد. این روایت که آمریکا در مهار رژیم در لبنان ناتوان است را تا به حال کسی باور نکرده است زیرا مهار رژیم در لبنان ضربه به پروژه ای آمریکایی است که در دو سال گذشته جریان داشته است بنابراین این گزاره صادق است که آمریکا نیز علاقه ای به حل مشکل ندارد و با وقتکشی، فضا و زمان را به رژیم برای پیشروی در نقاط راهبردی همچون تپه علی الطاهر فراهم می کند، علی الطاهر صرفا به دلیل دژ نظامی بودن مقاومت اهمیت ندارد بلکه از حیث عملیاتی اگر رژیم می خواهد در شمال لیتانی خود را تثبیت کند باید بر این نقطه تسلط داشته تا نوار باریکی که در شمال لیتانی ایجاد کرده را حفظ کرده و سپس بر نبطیه و اطراف آن تسلط کامل داشته باشد. همزمان در همین حین، یک تیم لبنانی – آمریکایی به طور فشرده در حال کار بر روی یک نسخه تسلیمی است تا در قالب مذاکرات لبنان و اسرائیل به امضا رسیده و سپس گام های بعدی آن در داخل و خارج علیه حزب الله آغاز شود، پیش بینی شده که این سند تا پایان ماه میلادی جاری آماده شود.
۵. مذاکرات: در این زمینه، آنها سعی خواهند کرد که در اجرا، مفاد تفاهم فعلی را به سود خود اجرا کرده و در مذاکرات آتی نیز به دنبال حداکثر امتیازات باشند. البته این حوزه، تابعی از ۴ حوزه قبلی خواهد بود.
بدیهی است که دشمن در این دوره، سعی خواهد کرد در هر ۵ حوزه فوق برای خود برتری سازی های متعدد کسب کرده، از اقدامات صعودی ما ممانعت کرده و همزمان برگه های باقی مانده ما را نیز منهدم سازد. ما در دوره قبلی آتش بس نیز شاهد تلاش دشمن در جهت فریزسازی، فرسوده سازی و انهدام اهرم های خود بودیم و بی شک این روند با روش های مختلف تداوم خواهد یافت. این نبردی بر سر نمودار هزینه بر محور زمان است. آنها قصد دارند تا زمان علیه ما بگذرد و این به ما بستگی دارد که یا این روند را معکوس کرده و یا زیر میز بزنیم؟! اصل اساسی این است که هر ۵ حوزه فوق به یکدیگر گره خورده و اگر برخی تصور می کنند که تنها می توانند موضوع اول را مدنظر قرار دهند و سایرین را نادیده گرفته یا در اولویت های بعدی قرار دهند، دچار خطا می شوند. / پایان
@Muhallel
🔻 اخیراً و در پی تحولات جدید منطقه ای، تحلیل فوق در برخی محافل صهیونیستی و غربی رایج شده که البته به برخی گروههای داخل کشور نیز کشیده شده است. ابتدا آن را مطالعه کنید تا در پست بعد، نکات و پاسخی داده شود:
" در شرایط فعلی به جای اینکه حزب الله بازوی ج.ا در دفع تهدید اسرائیل باشد این ج.ا است که برای دفاع از حزب الله هزینه میپردازد. یعنی گروهی که قرار بود هزینه جنگ با اسرائیل را برای ج.ا متقبل شود و میدان درگیری را از مرز های ایران دور کند خود به منبعی برای هزینه کرد امنیتی و نظامی برای ج.ا تبدیل شده و این یعنی شکست در هدف ثانویه تشکیل حزب الله. این موضوع باعث دگرگونی در معماری منطقه ای مدنظر ج.ا نیز شده است."
@Muhallel
مُحَلِّل
🔻 اخیراً و در پی تحولات جدید منطقه ای، تحلیل فوق در برخی محافل صهیونیستی و غربی رایج شده که البته به
۱. ما می توانیم یک آسیب شناسی از روند حزب الله داشته باشیم، اینکه چه شد که این اتفاقات پیش امد که البته اکثر آن به وقایع ۲۰۲۴ و طبعیتا به تضمیمات قبل تر حزب الله باز می گردد اما کسی نمی تواند تمهیدات و تصمیمات حزب الله در دوره جدید را با توجه به جمیع محدودیت ها، معذوریت ها، فشارهای داخلی و خارجی و ... به طور کامل زیر سوال ببرد.
۲. مهم ترین مشکل تحلیل هایی از جنس فوق، نادیده گرفتن چارچوب های گسترده تر یا جزئی تر نبرد است. حزب الله را می توان متحدترین یار ایران در منطقه و حتی جهان دانست اما آیا فلسفه تشکیل حزب الله صرفا مربوط به ایران و جهت بازوسازی برای ما بود؟ اگر چنین بود که چه بسا مشکل سال ها پیش یا حتی الان حل شده بود! بلکه، موضوع اساسی تر درگیری حزب الله و اسرائیل، در داخل لبنان و در عقاید گروه هایی ریشه دارد که می خواهند با کنار زدن حزب و در نتیجه حذف شیعیان، خود به قدرت بلامنازع لبنان تبدیل شوند. اگر امروز حزب الله در برابر اسرائیل ۱۰ مشکل دارد، در برابر دولت عون - سلام ۱۰۰ مشکل دارد. آیا موضوع این است که عون و سلام وابسته به غرب هستند؟ به نظر نمی رسد چنین باشد در جایی که ما شاهدیم آنها از روی علاقه قلبی و گاه جلوتر از آمریکا و اسرائیل در مبارزه با مقاومت پیشقدم می شوند، مواضع سایر گروه ها مانند کتائب و ... نیز جای خود دارد پس شما نمی توانید همه چیز را به منازعه دو طرف منطقه ای محدود سازید.
۳. مشکل بعدی تحلیل های فوق، عدم نگاه به جهش تحولات در دوره پسا ۷ اکتبر است. امری که باعث ورود جدی و کامل آمریکا در حمایت از رژیم، چه به شکل غیرمستقیم و نامحدود و چه به شکل محدود شده است. آیا رژیم صهیونیستی با این حجم از تکنولوژی و سرمایه و ...، توانست در روز ۷ اکتبر مقاومت کند یا ورود همه جانبه آمریکا در آن هفته اول و سپس ماه های بعدی بود که رژیم را صرفا در برابر غزه نجات داد؟ پس از آن نیز ورود همه جانبه آمریکا تا جایی رسید که به اذعان بسیاری از تحلیلگران آمریکایی، ورود مستقیم آنها به جنگ با ایران نیاز آمریکا نبود و بیشتر با هدف تامین امنیت و خواسته های اسرائیل شکل گرفت. سوال این است که وقتی آمریکا چنین ورودی در حمایت از رژیم تا بن دندان مسلح داشته ما چگونه می توانیم یک گوشه بنشینیم و بگوییم چون حزب الله بازوی ماست ما نباید از آن حمایت مستقیم کنیم؟ قبل تر در پست هایی گفته بودیم که هرتزل، بنیانگذار صهیونیسم در کتاب خود، رژیم صهیونیستی را قلعه غرب در برابر آسیای وحشی می داند اما اکنون این روند معکوس شده و آمریکا خود مستقیما در حال نبرد برای دفاع از این قلعه است.
۴. خطای بعدی در تحلیل های فوق، در نظر نگرفتن شاید جنگی کامل است که در چنین شرایطی همه اضلاع برای حمایت از یکدیگر وارد نبرد می شوند. با وجود شرایطی که برای حزب الله در یک سال اخیر پیش آمد، حتی کشورهایی مانند قطر و ترکیه و سوریه نیز کم کم به این نتیجه رسیدند که سقوط حزب الله یا ایران باعث هجوم رژیم به آنها خواهد شد! این یک دومینوی منطقی است و حتی ارتباطی با اتحادها نیز ندارد.
۵. البته به نظر می رسد هدف برخی از تحلیل های فوق خصوصا در فضای غربی و صهیونیستی ایجاد خطای شناختی در مسئولین کشورمان است که باید نسبت به آن هوشیار بود.
۶. اما ششمین و مهم ترین موضوع به همکاری های عملیاتی اخیر می پردازد. این یک امر طبیعی است که یک نیرو در یک دوره در ضعف و در دوره ای دیگر در شرایط قوت باشد. این ویژگی هر شبکه متحدی است که وجود دارد. اگر قرار باشد حمایت ها یکطرفه باشد، اساس شبکه بودن یا متحد بودن نیز معنا ندارد. روزی مجاهدین عراقی در جنگ تحمیلی هشت ساله بر اساس منافع دو طرفه به ما کمک می کردند و روزی دیگر ما به آنها برای سرنگونی صدام کمک می کردیم و در حالت سقوط پی در پی شهرهای عراق، مستشاران حزب الله در حال سازمان دادن مقاومت مردمی بودند.
@Muhallel
مُحَلِّل
۱. ما می توانیم یک آسیب شناسی از روند حزب الله داشته باشیم، اینکه چه شد که این اتفاقات پیش امد که ال
همین الگو اکنون نیز در حال تکرار است. چه اینکه پس از حادثه پیجری و حملات سخت رژیم به حزب در سپتامبر ۲۰۲۴، ورود مستقیم مستشاران نیروی قدس به عرصه فرماندهی، کنترل و حتی هدایت میدانی باعث شد تا حزب الله بتواند در نبرد اولی الباس مقاومت کند. پس از آن نیز با تدابیر و هدایت شهید داوود علیزاده شاهد بودیم که چه تحولاتی در سازمان رزم حزب الله رخ داد(نمونه: FPV) و یک بازسازی همه جانبه در بسیاری از ارکان نظامی، حفاظتی و اطلاعاتی و مالی و اقتصادی و ... شکل گرفت. در طول جنگ رمضان نیز ورود حزب الله به کارزار، محدودیت های عملیاتی جدی در حوزه های هوایی و پهپادی و پدافندی برای ارتش رژیم صهیونیستی ایجاد کرده و فشار بی سابقه ای به قوای آتش آن وارد کرد. در مقاله پژوهشی فوق در داعا که شهید حاج داوود یکی از نویسندگان آن بوده، در آخرین بند پیشنهادهای پژوهش، نکته ای قابل تامل آمده که می تواند درهای جدیدی را باز کند؛ اینکه ما در یک دوره گذار به دنبال چه هستیم و بر اساس تجارب ارتباطی قبلی و وقایع سوریه، چه تصمیماتی برای بازسازی استراتژی منطقه ای و در راس آن در حوزه نهضتی مقاومت لبنان داریم.
@Muhallel
به نظر نمیتوان ترور سامی العریدی (ابومحمد الشامی) در سوریه توسط پهپادهای آمریکایی را جدای از تحولات اخیر منطقه ای در جبهه شامات دانست. سامی العریدی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ سمت مسئول ارشد شرعی در جبهه النصره را بر عهده داشت. العریدی بعدها به یکی از برجستهترین رهبران شرعی سازمان حراسالدین وابسته به القاعده تبدیل شد و عضویت شورای این سازمان را نیز بر عهده داشت.
ایالات متحده در سال ۲۰۲۳ نام او را در فهرست تروریسم قرار داد و برای ارائه اطلاعاتی که به شناسایی هویت یا محل اختفای او منجر شود، تا ۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرد.
العریدی بیش از آنکه یک فرمانده میدانی نظامی باشد، به عنوان یکی از مهمترین نظریهپردازان شرعی جریان وابسته به القاعده در سوریه شناخته میشد و از نفوذ فکری و تشکیلاتی قابل توجهی در میان محافل فوق برخوردار بود. وی یکی از چهره های برجسته مخالف جولانی شناخته می شد و اکنون بسیاری انگشت اتهام را به سوی احمد الشرع چرخانده و وی را متهم به زد و بند با آمریکایی ها می کنند؟!
@Muhallel
یکی از بیشترین انتقاداتی که همواره به دولت های مختلف در سالیان اخیر وارد میشد، این موضوع بود که چرا در حالی که آمریکا ما را تحریم کرده، اما گاه تا نزدیک به ۸۰ درصد از واردات کالاهای اساسی ما از شرکت آمریکایی کارگیل (از مبادی مختلف همچون برزیل و ...) است و حتی نقاط تسویه ارزی آن کالا نیز به همین میزان در کشور وابسته به آمریکا، یعنی امارات صورت میگیرد؟ این روند که از دولت دوازدهم آغاز شده بود، تا کنون ادامه داشت. در دولت سیزدهم تلاش های زیادی در سطوح کارشناسی و اجرایی برای کاهش این وابستگیها صورت گرفت که هر چند کاهش فاحشی نداشت اما به مانند همیشه که همه چیز در کشور ما سیاست زده می شود، این موضوع نیز در آن موقع سیاست زده شده بود و مخالفین دولت شهید رئیسی روش های جایگزین را تمسخر میکردند! اتفاقی که اکنون افتاده نیز همین است که آن ۶ میلیارد دلار از پول های بلوکه شده قطر که به صورت اعتباری داده می شود، برای خرید کالاهای اساسی استفاده می شود که ما سالیانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار برای آن هزینه می کنیم. این منابع در اصل همان منابعی بود که قرار بود در سال ۱۴۰۲ با این مکانیسم آزاد گردد که ۷ میلیارد دلار که به شکل وون در کره جنوبی بود و به دلیل سیاست های انبساطی کره، به ۶ میلیارد دلار کاهش یافته بود، به حساب بانک مرکزی سوئیس در آلمان واریز گردد، وون در یک فرایند ۴ تا ۶ هفتهای تبدیل به یورو شده و سپس به حساب ۶ بانک خصوصی ایرانی در دو بانک قطری واریز شود، ایران سفارشات خود در حوزه کالاهای اساسی را ثبت و بانک قطری با مجوز اوفک پرداخت کند. این فرایند طی شد تا اینکه پس از ۷ اکتبر این پول از سوی دولت بایدن مجدداً مسدود شد، امری که بعداً به گلایه صریح رهبر شهید انقلاب از امیر قطر نیز انجامید. موضوع کالاهای اساسی نیز اخیراً در کشور در حال مشکل آفرینی بود و به دلیل کمبودهای ارزی و عدم تخصیص ارز، عدم ثبت سفارش و عدم ورود کالا، پیشبینیهای بدبینانهای در خصوص وضعیت کالاهای اساسی در پایان تابستان شکل گرفته بود. بنابراین به هر حال ما باید بخش اعظمی از پولهایی که در اختیارمان قرار میگیرد را صرف خرید کالاهای فوق و حساس کنیم و طبعا با پول حاصل از صادرات نفت که از طرق مختلف استحصال می شود و امیدواریم به میزان اصل قیمت نفت و بدون هزینه تخفیف و پورسانت باشد، می توان برای استفاده های دیگر بهره برد. البته همانطور که گفته شد، موضوع زیرساخت دورزنی تحریم از مبادی تحت کنترل دشمن یک مسئله اساسی در کشور است و باید راهکارهایی خصوصا در دوران پساجنگ اتخاذ شود، جنگ اخیر باعث شد که اتکای ما به امارات خود به خود کاهش یابد و به سایر مبادی مانند پاکستان و عمان تغییر یابد که اگر این متنوع سازی در هر دو عرصه گسترش یابد و بتوانیم خود را از زیرساخت های تحت نظارت دشمن جدا سازیم، قطعا یک دستاورد راهبردی برای کشور به دست خواهد آمد.
@Muhallel
مُحَلِّل
یکی از بیشترین انتقاداتی که همواره به دولت های مختلف در سالیان اخیر وارد میشد، این موضوع بود که چرا
در این میان برخی جملات و عبارات، عملاً هیچ تفاوتی با برخی جملاتی که ما سالها آنها را تمسخر می کردیم ندارد. عده ای می گفتند جمهوری اسلامی، ایران را به چین و روسیه فروخته است! جمهوری اسلامی ۴۰ هزار نفر را کشته، سقوط کرده، رهبری فوت کرده و مقامات به ونزوئلا فرار کردهاند، حماس و حزب الله نابود شده و ... این جملات کلی، مبهم، دروغ و اغراق آمیز چه تفاوتی با برخی جملات امروز مانند دادن اورانیوم در برابر کاه و یونجه دارد؟! اگر ما برای سالیان ضدانقلاب را بابت این جملات مسخره می کردیم چرا خودمان باید گرفتار اینگونه جملات احساسی و دروغ، بدون در نظر گرفتن جزئیات و همه جوانب شویم؟
@Muhallel