مُحَلِّل
در خصوص فشار ترامپ به سوریه جهت ورود و حمله به حزب الله از جناح شرقی جهت فشار به مقاومت به جای رژیم
خبر پیوست در روز 27 خرداد:
«اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر تماسهایی که با رئیس جمهور سوریه برای وادار کردن او به ورود به لبنان و خلاص شدن از شر حزبالله داشته، از چشم تهران دور نمانده است. تهران به مقامات ترکیه گفته است که هیچ گونه حرکت سوریه به سمت خاک لبنان را تحمل نخواهد کرد و نسبت به سوءاستفاده از اوضاع سوریه و استفاده از قدرت جدید به عنوان «بز قربانی» برای خشنود کردن نتانیاهو و جبران شکستهای او در جبهه لبنان هشدار داده است. در همین راستا، مشخص شد که مقامات ترکیه تضمینهای جدی در مورد جلوگیری از مداخله مشابه ارائه دادهاند و هرگونه تمایل مقامات سوریه برای رعایت خواستههای آمریکا را رد کردهاند. آنها تأکید کردند که برای رسیدگی به این پرونده تلاش خواهند کرد تا هیچ اشتباهی رخ ندهد و همچنین از هرگونه تلاش برای سوءاستفاده توسط طرف ثالثی که ممکن است برای تشدید تنش بین دو کشور مداخله کند، جلوگیری شود.»
@Muhallel
مُحَلِّل
در دوره ۶۰ روزه آتش بس (در صورت تداوم و پایداری) ما در ۵ حوزه با دشمن، نبرد خواهیم داشت: ۱. حوزه مس
همانطور که در تحلیل فوق اشاره شد، یکی از مهم ترین محورهای نبرد در این دوره، نزاع بر سر اهرم های راهبردی است. تنگه هرمز، محاصره دریایی، نیروهای منطقه ای و قوای شگفتی ساز مهم ترین این اهرم ها محسوب می شوند. بنابراین تلاش دشمن برای تضعیف اهرم تنگه هرمز و حزب الله لبنان بخشی از همین پازل است که دشمن قصد دارد در آن اهرم های ما را تهی کند. در محور منطقه ای نیز به جز لبنان، عراق، یمن، غزه و ... که مبتنی بر تضعیف برگه های ماست، دشمن به دنبال توانمندسازی نیروهای نیابتی خود در منطقه است. از سوی دیگر، شگفتی سازها نقش مهمی در این فرایند دارند و دشمن قطعا در این دوره سعی خواهد کرد که دسترسی و امکان خود برای اجرای عملیات های غافلگیرکننده را افزایش دهد که سازمان های اطلاعاتی حریف در این زمینه نقش کلیدی دارند. این بازی در سطح کلان و از بالا است است اما از پایین نیز شاهدیم که دشمن جنگ خاکستری را ادامه داده و از اجرای عملیات های تروریستی، خرابکاری و سایبری در محیط داخلی ما نیز چشم پوشی نمی کند. هدف، تداوم شرایط آستانه ای و فشار بر ایران جهت عدم بهره برداری از زمان است.
@Muhallel
چرا امارات هدف قرار نمی گیرد؟
در پاسخ به تجاوزات اخیر آمریکا به کشورمان، مشاهده شده که غالباً مواضع سنتکام در دو کشور بحرین و کویت هدف قرار میگیرد. تمرکز اهداف بر دو دسته، شامل نقاط و تجهیزات جدید یا بازیابی شده آمریکا پس از جنگ ۴۰ روزه و همچنین زیرساخت حملات زمینی آتی دشمن منهدم گردد. با این حال، سهم سه کشور عربستان سعودی، قطر و امارات در این حملات ناچیز بوده است. نزدن عربستان و قطر با توجه به نقش سیاسی آنها تقریبا روشن است با این حال سوال این است که چرا امارات، با وجود مبداء بودن در برخی حملات هدف قرار نمیگیرد؟ در پاسخ، باید گفت که در دوره ابتدایی آتشبس، شاهد بودیم که پایگاه های آمریکایی در امارات و همچنین نیروگاه اتمی البراکه، مورد هدف پرتابه های مقاومت قرار گرفتند. این امر موجب شد که این انگاره در ابوظبی نیز ایجاد شود که امارات در آستانه تبدیل شدن به کردستان عراق دوم در منطقه است. به همین دلیل پس از آن شاهد افزایش رایزنیهای مقامات امنیتی ابوظبی با تهران بودهایم که در آن مقامات اماراتی خواستار عدم هدفگیری زیرساختهای خود شدند. با این حال، عادی سازی روابط ایران و امارات نیازمند گامهای جدی تاکتیکی و راهبردی است. موضوعاتی از قبیل مصادره اموال ایران، بستن صرافیها و اماکن مرتبط با کشورمان، لغو روادید یا اقامت بسیاری از ایرانیان و ... که طرف اماراتی در تماسها و دیدارها، قول حل این مسائل را داده است. برقراری پروازهای تهران - دبی نیز میتواند در همین چارچوب جای گیرد. از سوی دیگر و به جز مسائل جاری، تهران انتظارات راهبردی از ابوظبی نیز دارد موضوعاتی مانند همکاری با آمریکا و اسرائیل و تبدیل امارات به سکوی آنها، ادعای ارضی بر جزایر سه گانه، نقش آن در یمن و منطقه از جمله این موارد است. در این زمینه باید توجه کرد که ما دیگر در دام پیش از جنگ نیفتیم، وضعیتی که در ازای حفظ زیرساختهای دورزنی تحریم و ...، از برخی اقدامات تهاجمی صرف نظر میکردیم. اکنون نیز حل مشکلات تجاری و ... بین دو طرف، موضوعی پیش پا افتاده است و اصل بر این است که آیا آنها اقدامات خصمانه خود در پازل رژیم را پایان میدهند؟ یا اینکه حکام امارات باز هم قصد دارند با اهدای امتیازات اقتصادی مانند دادن پول های خودمان! و برخی موارد دیگر در حوزه روابط تجاری فی مابین، به توطئه های استراتژیک در سطح منطقه، از خلیج فارس و عراق و سوریه تا غزه و یمن و آفریقا ادامه دهند؟ این باید معیار ما در رفتار با امارات باشد.
@Muhallel
مُحَلِّل
از امروز، شنبه تا دوشنبه، دور جدیدی از مذاکرات جهت تکمیل آتش بس در نوار غزه در قاهره آغاز خواهد شد.
اعلام انحلال کمیته اضطراری اداره نوار غزه یا به قول معروف، دولت حماس در غزه امروز از سوی حماس اعلام و توسط فصائل مقاومت فلسطینی تایید شد. این موضوع مربوط به مذاکرات نقشه راه در قاهره است که حدود یک ماه است که جریان دارد. در این مدت اتفاقات زیادی در محتوای مذاکرات و رایزنی ها و تبادل متن ها میان حماس، میانجی گران و نیکولای ملادینوف، هماهنگ کننده صلح خاورمیانه در سازمان ملل که عملا به عنوان نماینده اسرائیل خدمت می کند رخ داده است که از حوصله مخاطبین خارج است. با این حال اصل اساسی همان است که گفته شد، رژیم صهیونیستی نزدیک به 70 درصد نوار غزه را اشغال کرده و نوار غزه نیز تبدیل به یکی دیگر از مناطقی شده که رژیم در آن مشغول ترور و نسل کشی است. در همین حین، مفاد مراحل اول و دوم توافق شرم الشیخ مانند ورود کمک ها، بازسازی و ... هیچ یک اجرا نشد و مذاکرات فوق نیز تلاش برای طراحی نقشه راهی جهت اجرای توافق بود. با این حال مانند همیشه، طرف مقابل می گوید که تا حماس به طور کامل خلع سلاح نشود و تونل ها را تخریب نکند (در یک بند پیشنهادی، اسرائیل درخواست کرده حتی یونیفرم های نظامی نیز باید تحویل شوند) خبری از اجرای سایر مراحل نخواهد بود. از سوی دیگر، آنها اخیرا تلاش کردند که بند 15 را اجرا کنند که در آن غزه عملا به دو نیم شرقی و غربی تقسیم شده، شرق نوار در اختیار اسرائیل و مزدوران و نیروی بین المللی و کمیته تکنوکرات خواهد بود و ورود کمک و بازسازی اجرا می شود و قطاع غربی در اختیار حماس منطقه ترور و تخریب خواهد بود. اکنون حماس با هدف فشار و انداختن توپ به زمین میانجی گران و اسرائیل، انحلال کمیته اداره و استعفای احمد الفرا را اعلام کرده تا زمانی که کمیته تکنوکرات ملی اداره نوار غزه زیر نظر شورای صلح مستقر شود. به جز این، با توجه به حجم ویرانی ها، حماس تمایل چندانی نیز برای اداره و بازسازی نوار ندارد و علاقه دارد آن را به گردن کمیته تکنوکرات و در نتیجه کشورهای غربی و عربی انداخته و خود کنترل امنیتی و نظامی نوار را در دست داشته باشد. استدلال دیگر حماس این است که ایجاد خلاء اداری و نبود کمک ها نقشه رژیم است و تلاش برای رفع این خلاء و ورود کمک ها، خود باعث بهم خوردن نقشه صهیونیست ها می شود. البته این موارد نیز بی فایده بوده و هم ملادینوف و هم سران اشغالگر اعلام کرده اند که این بیانیه نمادین و مانوری سیاسی برای خرید زمان است و حماس باید گام های واقعی در تحویل سلاح و تخریب تونل ها بردارد. این نکته ای مهم است که باید بدان توجه کرد که دشمن در این مرحله همه چیز را می خواهد پس استدلال رفع بهانه نیز تا جایی جوابگو است.
@Muhallel
مُحَلِّل
از امروز، شنبه تا دوشنبه، دور جدیدی از مذاکرات جهت تکمیل آتش بس در نوار غزه در قاهره آغاز خواهد شد.
اعلام انحلال کمیته اضطراری اداره نوار غزه یا به قول معروف، دولت حماس در غزه امروز از سوی حماس اعلام و توسط فصائل مقاومت فلسطینی تایید شد. این موضوع مربوط به مذاکرات نقشه راه در قاهره است که حدود یک ماه است که جریان دارد. در این مدت اتفاقات زیادی در محتوای مذاکرات و رایزنی ها و تبادل متن ها میان حماس، میانجی گران و نیکولای ملادینوف، هماهنگ کننده صلح خاورمیانه در سازمان ملل که عملا به عنوان نماینده اسرائیل خدمت می کند رخ داده است که از حوصله مخاطبین خارج است. با این حال اصل اساسی همان است که گفته شد، رژیم صهیونیستی نزدیک به 70 درصد نوار غزه را اشغال کرده و نوار غزه نیز تبدیل به یکی دیگر از مناطقی شده که رژیم در آن مشغول ترور و نسل کشی است. در همین حین، مفاد مراحل اول و دوم توافق شرم الشیخ مانند ورود کمک ها، بازسازی و ... هیچ یک اجرا نشد و مذاکرات فوق نیز تلاش برای طراحی نقشه راهی جهت اجرای توافق بود. با این حال مانند همیشه، طرف مقابل می گوید که تا حماس به طور کامل خلع سلاح نشود و تونل ها را تخریب نکند (در یک بند پیشنهادی، اسرائیل درخواست کرده حتی یونیفرم های نظامی نیز باید تحویل شوند) خبری از اجرای سایر مراحل نخواهد بود. از سوی دیگر، آنها اخیرا تلاش کردند که بند 15 را اجرا کنند که در آن غزه عملا به دو نیم شرقی و غربی تقسیم شده، شرق نوار در اختیار اسرائیل و مزدوران و نیروی بین المللی و کمیته تکنوکرات خواهد بود و ورود کمک و بازسازی اجرا می شود و قطاع غربی در اختیار حماس منطقه ترور و تخریب خواهد بود. اکنون حماس با هدف فشار و انداختن توپ به زمین میانجی گران و اسرائیل، انحلال کمیته اداره و استعفای احمد الفرا را اعلام کرده تا زمانی که کمیته تکنوکرات ملی اداره نوار غزه زیر نظر شورای صلح مستقر شود. به جز این، با توجه به حجم ویرانی ها، حماس تمایل چندانی نیز برای اداره و بازسازی نوار ندارد و علاقه دارد آن را به گردن کمیته تکنوکرات و در نتیجه کشورهای غربی و عربی انداخته و خود کنترل امنیتی و نظامی نوار را در دست داشته باشد. استدلال دیگر حماس این است که ایجاد خلاء اداری و نبود کمک ها نقشه رژیم است و تلاش برای رفع این خلاء و ورود کمک ها، خود باعث بهم خوردن نقشه صهیونیست ها می شود. البته این موارد نیز بی فایده بوده و هم ملادینوف و هم سران اشغالگر اعلام کرده اند که این بیانیه نمادین و مانوری سیاسی برای خرید زمان است و حماس باید گام های واقعی در تحویل سلاح و تخریب تونل ها بردارد. این نکته ای مهم است که باید بدان توجه کرد که دشمن در این مرحله همه چیز را می خواهد پس استدلال رفع بهانه نیز تا جایی جوابگو است.
@Muhallel
مُحَلِّل
از امروز، شنبه تا دوشنبه، دور جدیدی از مذاکرات جهت تکمیل آتش بس در نوار غزه در قاهره آغاز خواهد شد.
اعلام انحلال کمیته اضطراری اداره نوار غزه یا به قول معروف، دولت حماس در غزه امروز از سوی حماس اعلام و توسط فصائل مقاومت فلسطینی تایید شد. این موضوع مربوط به مذاکرات نقشه راه در قاهره است که حدود یک ماه است که جریان دارد. در این مدت اتفاقات زیادی در محتوای مذاکرات و رایزنی ها و تبادل متن ها میان حماس، میانجی گران و نیکولای ملادینوف، هماهنگ کننده صلح خاورمیانه در سازمان ملل که عملا به عنوان نماینده اسرائیل خدمت می کند رخ داده است که از حوصله مخاطبین خارج است. با این حال اصل اساسی همان است که گفته شد، رژیم صهیونیستی نزدیک به 70 درصد نوار غزه را اشغال کرده و نوار غزه نیز تبدیل به یکی دیگر از مناطقی شده که رژیم در آن مشغول ترور و نسل کشی است. در همین حین، مفاد مراحل اول و دوم توافق شرم الشیخ مانند ورود کمک ها، بازسازی و ... هیچ یک اجرا نشد و مذاکرات فوق نیز تلاش برای طراحی نقشه راهی جهت اجرای توافق بود. با این حال مانند همیشه، طرف مقابل می گوید که تا حماس به طور کامل خلع سلاح نشود و تونل ها را تخریب نکند (در یک بند پیشنهادی، اسرائیل درخواست کرده حتی یونیفرم های نظامی نیز باید تحویل شوند) خبری از اجرای سایر مراحل نخواهد بود. از سوی دیگر، آنها اخیرا تلاش کردند که بند 15 را اجرا کنند که در آن غزه عملا به دو نیم شرقی و غربی تقسیم شده، شرق نوار در اختیار اسرائیل و مزدوران و نیروی بین المللی و کمیته تکنوکرات خواهد بود و ورود کمک و بازسازی اجرا می شود و قطاع غربی در اختیار حماس منطقه ترور و تخریب خواهد بود. اکنون حماس با هدف فشار و انداختن توپ به زمین میانجی گران و اسرائیل، انحلال کمیته اداره و استعفای احمد الفرا را اعلام کرده تا زمانی که کمیته تکنوکرات ملی اداره نوار غزه زیر نظر شورای صلح مستقر شود. به جز این، با توجه به حجم ویرانی ها، حماس تمایل چندانی نیز برای اداره و بازسازی نوار ندارد و علاقه دارد آن را به گردن کمیته تکنوکرات و در نتیجه کشورهای غربی و عربی انداخته و خود کنترل امنیتی و نظامی نوار را در دست داشته باشد. استدلال دیگر حماس این است که ایجاد خلاء اداری و نبود کمک ها نقشه رژیم است و تلاش برای رفع این خلاء و ورود کمک ها، خود باعث بهم خوردن نقشه صهیونیست ها می شود. البته این موارد نیز بی فایده بوده و هم ملادینوف و هم سران اشغالگر اعلام کرده اند که این بیانیه نمادین و مانوری سیاسی برای خرید زمان است و حماس باید گام های واقعی در تحویل سلاح و تخریب تونل ها بردارد. این نکته ای مهم است که باید بدان توجه کرد که دشمن در این مرحله همه چیز را می خواهد پس استدلال رفع بهانه نیز تا جایی جوابگو است.
@Muhallel
مُحَلِّل
اعلام انحلال کمیته اضطراری اداره نوار غزه یا به قول معروف، دولت حماس در غزه امروز از سوی حماس اعلام
در واقع انتخابات داخلی دفتر سیاسی حماس نیز بسیار به این مسئله وابسته شده است. رقابت بین خالد مشعل و خلیل الحیه است. در این بین علاوه بر نظرات مختلف، در تهران نیز گروهی عقیده دارند که بهتر است مشعل اداره دفتر سیاسی را برعهده گیرد تا با ارتباطاتی که با قطر، ترکیه و ... دارد بتواند جذب بودجه کرده و نسبت به بازسازی به عنوان اولویتی مهم اقدام کند. وی نیز تمایل یا توان خلع سلاح نخواهد داشت و این خود ارتباطات جدیدی با قطر و ترکیه و سوریه و مصر و ... باز خواهد کرد. گروهی دیگر اما معتقدند ورود مشعل خطراتی دارد و بهتر است ریسک نکرد و خلیل الحیه که ارتباط نزدیک تری با محور دارد در راس قرار گیرد خصوصا که تجربه دولت های لبنان و عراق نشان داده که حریف با قرار دادن یک دولت مسدود، تلاش می کند پول را به سلاح گره بزند.
@Muhallel