یاسهاسبزخواهندشد ؛
از زمان هنرستان تا الان یه عالمه عکس اینجوری دارم از پنجرههای مختلف. یه مجموعه عکس باید درست کنم.
کانال بلهم رو پاک کردم، بنظرم یه خورده باید همینجاهایی که داشتم رو حفظ میکردم بعد به فکر جاهای جدید میافتادم. حالا شاید دوباره بزنم، ولی دیگه فقط نقاشی بزارم، فقط و فقط.. دارم جدیدا فکر میکنم تلگرامهم فقط بنویسم.. جالب میشه ولی خوشحالم نمیکنه. نمیدونم چرا انگار خود واقعیم چند تیکه میشه. من همینم دیگه، به آدمی که همه هندونههارو همیشه باهم برمیداره.
فردا بعد از نمیدونم چقدر لعنتی وقت قراره پایم را بزارم در دانشگاه. درسته که تنبل شدم و به مسیرش که فکر میکنم تشنج میکنم، ولی خب، خوشحالم بابت دیدن دوبارش.