احساس خودم اینه که دارم پخت و پر میکنم، امیدوارم در آخر حس بقیههم همین باشه.
زندگیم اینجوری شده که جندوقت یه بار میاد بهتون میگم دارم پختوپز میکنم و بعد دوباره میریم و با پختوپز بعدی میام : )
درسهای تخصصی در هنرستان اینطوری بود که، یه چیزی به اسم مدرسه و نمره نیرو محرکی بود که تو کارکنی، ولی تو واقعا کار میکردی، اصلا جوی که اونجا وجود داشت باعث میشد این رنج و زور رو دوستداشته باشی و بهش تن بدی چون زیر بارش داشتی رشد خودت رو با چشمهات میدیدی : )