بعداً ؟ بعداً وجود نداره ؛ بعداً چاي سرد میشه ؛ بعداً آدم پیر میشه ؛ بعداً دلت براي ِهمین امروزي که داري هدرش میدي تنگ میشه ؛ بعداً موها سفید شدند ؛ بعداً ميفهمي بعضي آدمها ُفقط یكبار میبیني ؛ بعداً ميفهمي بعضي آغوشها باید همان وقت گرفته ميشدند ؛ بعداً زندگي دیگه تموم میشه ؛ آره عزیز ِمن بعداً اگر برسه دیگر اسمش بعداً نیست اسمش حسرت ِ🩷.