آبـےعزیزمن ؛
بیشتر از همه از بازی ورق لذت میبرد که بعد تبدیل به علاقه به بازی شطرنج شد . البته استعدادی در آن ندا
رودی گفت : من خسته نیستم .
+ میدونم .
رودی به او چشمک زد .
خسته بود .
با آنكه جز سكوت جوابم نمی دهی ؛
در هر سؤال از همه پرسيدهام تو را .
- قیصر امین پور
آبـےعزیزمن ؛
این بزرگترین و پر دوام ترین خواهش من از توست : مگذار غم ، سراسر ِ سرزمین ِ روحت را به تصرف خویش در
من به شادی محتاجم ،
و به شادی تو ،
بی شک بیش از شادمانی خودم .
حتی اگر این سخن قدری طعم ِ تلخ ِ خودخواهی دارد ،
این مقدار تلخی را ،
در چنین زمانه ای ، بر من ببخش بانوی من ،
بانوی بخشنده ی من !
- برشی از نامه نادر ابراهیمی
غم عقب نمی نشیند مگر آنکه به عقب برانی اش . نمی گریزد مگر آنکه بگریزانی اش . آرام نمی گیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی ! غم هرگز از تهاجم خسته نمی شود . و هرگز به صلح دوستانه رضا نمی دهد . . .
- برشی از نامه نادر ابراهیمی
زخم ها زیباترت کرده اند !
چون برکه ها ،
که با سنگ های خوابیده در بسترشان زیباترند .
- حسن آذری