آبـےعزیزمن ؛
+ اگه من برنده شدم میبوسمت . اگر بگویم لیزل جا خورده بود کم گفتم : برای چی میخوای من رو ببوسی ؟ من ک
بیشتر از همه از بازی ورق لذت میبرد که بعد تبدیل به علاقه به بازی شطرنج شد . البته استعدادی در آن نداشت . و موسیقی . همیشه موسیقی .
و حالا اشک می ریزم به یاد آن همه نقشه ای که برای آینده داشتیم ، آینده ای که دیگر وجود ندارد .
چای اش را تمام کرد و گفت : چطور انقدر خوب دیگران را دلداری می دهی ؟
خندیدم و گفتم : حرف هایی را میزنم ؛ که دوست داشتم دیگران به من بگویند .
هدایت شده از ᗪᖇᗴᗩᗰ •
هر سربازی در جیب هایش،
در موهایش و لای دکمه های یونیفورمش،
زنی را به میدان جنگ میبرد . .
آمار کشته های جنگ، همیشه غلط بوده؛
هر گلوله دونفر را از پا در می آورد،
سرباز
و دختری که در سینه اش میتپد ! . .
- مریم نظریان .
آرامشم همیشه مرا رنج داده است .
شور خطر کجاست که رنجم به سر شود ؟
- محمد علی بهمنی
به مرگ بیشتر از زندگی ایمان دارم .
به دوست داشتنم بیشتر از تو . .
زندگی ، عاشقانه های ما سرش نمی شود
راه خودش را می گیرد ، می رود .
تنها ما را با خودش می کشد .
عزیزم !
اینجا کسی برای ما نخواهد مرد .
نبودنت هر روز مهربان تر میشود با من .
و من
پیچک غمگینی که در تاریکی دنبال دیوارش می گردد .
- منیره واجد
[ ضَاعَت كُلُّ الطُّرُقِ الَّتِي كُنَّا نَسِيرُ فِيهَا مَعًا ]
تمام راه هایی که با هم طی می کردیم ، گم شده اند .